می خواهی چه کاره شوی؛

«از بچگی دلم می خواست دکتر شوم ، در سم بد نبود، به راهنمایی که رسیدم می خواستم معلم شوم ، در دوران دبیرستان علاقه ام به درس کمتر شد و تا دوم انسانی بیشتر نخواندم ، دویدم دنبال کار تا این که با قرض و قوله یک ماشین خریدم و شدم راننده.»
کد خبر: ۶۴۹۴۲

این ها را یک راننده تاکسی به من می گفت ، اما این حرف دل خیلی از ماست. همه ما در دوران کودکی دلمان می خواست دکتر، خلبان و یا معلم باشیم.
آگاهانه یا ناآگاهانه در دوران دبیرستان انتخاب رشته کردیم و گروهی پشت دیوارهای دانشگاه ماندند و به دنبال شغل های مختلفی رفتند و گروهی در آن سوی دیوارها در رشته هایی که شناخت داشته یا نداشته در آن قبول شده بودند درس خواندند و بعد در به در خیابان ها و شرکتها شدند برای پیدا کردن شغلی که حداقل هماهنگی را با رشته ای که خوانده بودند داشته باشد.
در هفته مشاغل دبیرستان دخترانه اردیبهشت دست به اقدام جالبی زده است. به این صورت که به مناسبت این هفته هر روز در این مدرسه جشنی برپا می شود و از صاحبان مشاغل مختلف دعوت می شود که در مورد شغل خود اطلاعاتی را به دانش آموزان بدهند.
در کنار این مراسم غرفه هایی متشکل از سوغات و صنایع دستی استانهای مختلف تشکیل شده است و دانش آموزان در حالی که لباس های محلی استانی را به تن کرده اند اطلاعاتی را درخصوص آداب و رسوم ، صنایع دستی و مشاغل خاص استان به بقیه دانش آموزان می دهند.
وقتی بهجت دانش آموز سال دوم دبیرستان می گوید که در آینده دوست دارد حسابدار شود و یا زمانی که مهدخت از علاقه اش به نجوم و منجمی می گوید لحظه ای به فکر فرو می روم که واقعا چند درصد از این بچه ها در آینده به خواسته های خود می رسند؛

دانش آموزان امروز واقع گراترند
خانم جهان بخش مدیر مدرسه اردیبهشت در این باره می گوید: به پیشنهاد بچه ها و تعدادی از معلمان قرار شد که چنین جشنی در مدرسه برپا شود و ما باتوجه به هفته مشاغل قرار گذاشتیم که ابتدا بچه ها در مورد استانهای مختلف و مشاغل خاص آن استان ، صنایع دستی و... تحقیقات مکتوبی انجام دهند و آن را به معلمانشان ارائه دهند، بعد از این اقدام بچه ها شروع به فعالیت کردند و خودشان لباسهای محلی را با راهنمایی معلمان دوختند تا در چنین روزی بر تن کنند.
او می افزاید: هدف ما از اجرای این مراسم آشنایی بچه ها با هنرهای دستی و مشاغل مختلف بود، همچنین هر سال در این هفته از صاحبان مشاغل مختلف دعوت می کنیم تا ضمن حضور در اینجا اطلاعاتی را درخصوص شغل خود به بچه ها ارائه دهند که این اطلاعات هم شامل اطلاعات مثبت و هم منفی است یعنی آنها به راحتی از نقایص ، معایب و سختی های کار خود با بچه ها سخن می گویند و چون اینجا یک دبیرستان دخترانه است از زنان موفق در عرصه های شغلی -اجتماعی و شغل هایی که حضور زنان در آنها کم است نیز دعوت می کنیم.
وی درخصوص این که در این دعوتها و دادن اطلاعات شغلی به بچه ها چقدر به بازار کار توجه می شود معتقد است : بچه های امروز ما بچه هایی باهوش و واقعگرا هستند و خودشان بهتر از همه نقایص را می بینند. وقتی که یکی از آنها می بیند نزدیکانش که در رشته پزشکی درس خوانده است ، به دنبال کار می گردد، مسلم است که علاقه اش به این رشته کم می شود.
به هر حال هدف اصلی انتخاب آگاهانه بچه هاست و برای این کار از هیچ چیز کوتاهی نمی کنیم. خانم جهانبخش در مورد فاکتورهای انتخاب رشته در این مدرسه می گوید: مشاورین از بچه ها، معلم ها و اولیا نظرسنجی می کنند ضمن این که ما بجز دعوت از افراد مختلف ، بازدید بچه ها از کارگاه ها، سازمان ها و حتی دانشگاه ها را نیز در برنامه داریم و زمانی که این بازدیدها انجام می شود بچه ها از نزدیک پاسخ سوالاتشان را می یابند.

نمی توانیم به بازار کار نگاه کنیم
خانم برهمن که کارشناس بیمه است ، امروز به این مدرسه آمده تا درخصوص شغلش که تعداد زنان شاغل در آن نسبتا کم است با بچه ها به صحبت بنشیند. او درخصوص این که این اقدامات چقدر در انتخاب شغل آینده بچه ها موثر است چنین عنوان می کند: ما یعنی خانواده ها و سیستم آموزشی تنها بچه ها را برای ورود به دانشگاه آماده می کنیم و در مورد آینده و علاقه آنها هیچ مطالعه ای نمی شود و با توجه به این اوضاع این روش شاید تا حدودی خوب باشد، چرا که حداقل آشنایی را به دانش آموز می دهد.
وی اظهار می کند: ما نمی توانیم بگوییم «بچه ها واقع گرایند» و خودشان می فهمند چرا که آنها با توجه به اطلاعاتی که دارند شاید نتوانند به طور واقعی شغل متناسب با افکار و اندیشه های خود را در جامعه پیدا کنند.
بنابراین سیستم آموزشی و خانواده باید به آنها خط و مسیری را نشان دهند و بستر مناسبی را برای بروز استعدادهای آنان فراهم کنند. در همین راستا اگر وسعت مشاغلی که به بچه ها معرفی می شود بیشتر باشد و از همه مشاغل و گروهها، اطلاعاتی به بچه ها داده شود بسیار موثرتر خواهد بود.
برهمن در پاسخ به این سوال که آیا نباید به بازار کار مشاغل ارائه شده توجه کنیم ، می گوید: با توجه به وضعیت استخدام در مشاغل دولتی که با تانی وبه شکل های غیررسمی صورت می گیرد و نبض بازار کار که در کشور ما ضعیف می زند اگر بخواهیم به بازار کار توجه کنیم ، نباید بچه ها را با هیچ شغلی آشنا کنیم و اصلا نباید شغلی را به آنها معرفی کنیم.
بنابراین چون نمی توانیم روی حجم و جذابیت بازار کار به طور قطعی صحبت کنیم آشنایی با مشاغل اصلا بد نیست و حداقل دانش آموز ما شغلی را انتخاب کرده که به آن علاقه مند است و در راه رسیدن به آن از سختی های پیش رویش نمی هراسد.

شغل های ناشناخته
خانم آبسالان ، مربی امور تربیتی و از بانیان اصلی این جشن است ، او می گوید: عوامل گوناگونی در تعیین شغل آینده بچه ها نقش دارد و من معتقدم که در این دوره و با توجه به شرایط اجتماعی موجود دیگر انتخاب شغل دست خود فرد نیست و کانالهای زیادی او را در این مسیر هدایت می کنند.
این مربی امور تربیتی در ادامه با بیان این که خیلی از مشاغل در جامعه ما هنوز تعریف نشده و نتوانسته جایگاه خود را در بین افراد جامه باز کند می گوید: ما نمی توانیم به یک دانش آموز بگوییم «برو نانواشو» یا «آرایشگری یاد بگیر» او می گوید: 20 سال قبل اگر دانش آموزی را به فنی و حرفه ای راهنمایی می کردیم به این معنا بود که دانش آموز از نظر درسی ضعیف است و این کار ما با واکنش منفی فرد و خانواده روبه رو می شد، اما امروز خیلی از دانش آموزانی که از نظر درسی وضعیت خوبی و بالایی دارند برای این که بتوانند آینده شغلی خود را تضمین کنند، داوطلبانه به سمت رشته های فنی و حرفه ای می روند و این یعنی این رشته ها جایگاه خود را در بین افراد باز کرده اند.
اما هنوز رشته های زیادی هست که برای بچه های ما ناشناخته است. مثلا IT که گاهی اوقات حتی معلمان ما هم در مورد این رشته اطلاعاتی ندارند و این وظیفه سیستم آموزشی است که اطلاعاتی در مورد رشته ها و مشاغل جدید را به دانش آموزان ارائه دهد.
صحبت های خانم برهمن برای دانش آموزان تمام شده است. اکثر دانش آموزان معتقدند که در خصوص این شغل اطلاعاتی نداشته اند اما به راستی چند تن از آنها دلشان می خواهد روزی کارشناس بیمه شوند و اصولا هفته مشاغل چقدر دانش آموزان را با شغل آینده شان آشنا می کند؛

سمیه افشین فر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها