مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
« ... وفا کنیم ما به امام
بدیها رو رها کنیم
برای ظهور آقاجون
رو به سوی خدا کنیم
باید دعا کنیم همه
آقاجون و صدا کنیم
اسم قشنگ و زیبایش و
با هم تو دلها جا کنیم ...»
شعر از: سیداحمد موسوی
طراح: سیدحسن حسینیزاده
ناشر: پورافشار
قیمت: 2800 تومان
دخترک کبریت فروش
«شب سال نوبود و برف میبارید. دخترک کبریت فروش در خیابانهای سرد میگشت و با صدای بلند داد میزد: کبریت دارم ؛ کبریت، خواهش میکنم از من کبریت بخرید.
اما هیچ کس به او توجهی نمیکرد . دخترک به طرف زنی دوید و التماس کرد: خواهش میکنم از من کبریت بخرید . زن گفت که لازم ندارم دخترجان.
دختر بیچاره از سرما میلرزید و با خودش میگفت که باید به خانه برگردم. اما به این فکر افتاد که بدون فروش کبریتها نمیتواند برگردد چون پدرش از دستش عصبانی میشد.
دخترک میخواست از وسط خیابان بگذرد که ناگهان کالسکهای با سرعت به او نزدیک شد . با عجله خودش را از سر راه آن کنار کشید اما کفشش در برف گیر کرد و از پایش درآمد. وقتی میخواست کفش را بردارد یک بچه بازیگوش کفشش را برداشت و شروع به دویدن کرد. دخترک خیلی ناراحت شد و...»
ادامه این قصه معروف و دوست داشتنی را میتوانید در این کتاب که به صورت برجسته و زیبا به چاپ رسیده بخوانید.
نویسنده: هانس کریستین اندرسن
تصویرگر: محمدباران دوستبلوچی
ناشر: ریحانه 1392
قیمت: 5000 تومان
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.