بررسی این مساله که آیا این هدف امروز پس از 9 سال از ورود مساله «رفاه» به مرکز دغدغههای دولت، محقق شده یا خیر، نیازمند بررسی دقیق است اما به نظر میرسد بسیاری از انتظارات از وزارتخانهای که عنوان رفاه را به دوش میکشد، حاصل نشده است. مساله رفاه همگانی در شعارهای بسیاری از سیاسیون و دولتمردان ارائه شده است. این مساله بویژه در دورههای مختلف انتخابات ریاستجمهوری از زبان نامزدهای مختلف به اشکال گوناگون مطرح شده است. توجه این نامزدها، نشاندهنده معضلاتی در بخش تامین رفاه در جامعه و نارضایتی تودههای جامعه است. امروزه طیف کثیری از جامعه تاب تحمل هزینههای سرسامآور درمانی را ندارند.
وزیر بهداشت دولت دهم در زمان وزارت خود اعلام کرد، درصد بالایی از خانوادههای ایرانی در هر سال بهخاطر هزینههای درمان سرمایه زندگی خود را از دست میدهند و به فقر دچار میشوند. نباید فراموش کرد این معضل، مخصوص کشور ما نیست و حتی ایالت متحده آمریکا نیز با چنین مشکلی دست به گریبان است و کارمندان دولتی نیز از فرار سازمانهای بیمه از ارائه خدمات رفاهی و پزشکی گلهمند هستند. اما عمومیت مشکل به معنای جواز نادیده گرفتن آن نیست بلکه مقتضی است برای حل این مساله، هر چه زودتر تدابیری اندیشیده شود تا بهترین ملاک یک جامعه سالم، یعنی رفاه نسبی شهروندانش، در جامعه ما هرچه زودتر حاصل شود.