حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
علی امینی، نخستوزیر اسبق در ماههای آبان و آذر 1357 از شاه خواست به تشکیل شورای سلطنت رضایت دهد و شرط کرد اعضای شورا ضرورتا نباید پس از تحولات سال 1342 وابستگی آشکار به رژیم پهلوی داشته باشند.
امینی، شخص خود، دکتر کریم سنجابی، محسن پزشکپور و دکتر غلامحسین صدیقی را برای احراز این مقام مناسب میدانست، اما شاه باوجود ابراز تمایل اولیه نسبت به این ایده امینی، پس از مشورت با افرادی مانند اردشیر زاهدی، غلامعلی اویسی و سپهبد رحیمی حرف خود را پس گرفت؛ با این حال در پی گسترش انقلاب و بویژه پس از تظاهرات بزرگ تاسوعا و عاشورای سال 1357 شاه به سراغ اجراییکردن ایده علی امینی رفت.
ظاهر امر اینگونه نشان میداد که شاه برای اداره موقت کشور در غیاب خود این شورا را تشکیل داده است، اما برخی شواهد نشان میدهد که این شورا وظیفهای به مراتب مهمتر به عهده داشت.
آنچنان که بعدها گفته شد، این شورا موظف بود با امام خمینی تماس بگیرد و در صورت امکان با دادن امتیازاتی با ایشان به توافق برسد. شاه به عملکرد این شورا بسیار امیدوار بود و در اولین گام بر آن شد گروهی از چهرههای سیاسی مذهبی شاخص در میان انقلابیون و برخی افراد خوشنام دیگر را برای به عهده گرفتن این مقام، معرفی و در واقع رضایت آنان را برای پذیرش این سمت جلب کند، اما پس از مدتی آشکار شد هیچ یک از چهرههای انقلابی در میان احزاب و گروههای مختلف حاضر به عضویت در آن نیستند، افرادی که 23 دی 1357 برای عضویت در شورای سلطنت انتخاب شدند، عبارت بودند از: شاپور بختیار نخستوزیر، محمد سجادی رئیس مجلس سنا، جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی، علیقلی اردلان وزیر دربار، عبدالله انتظام، ارتشبد قرهباغی، دکتر علیآبادی دادستان سابق کل کشور، محمدعلی وارسته و سیدجلالالدین تهرانی که از میان این افراد، دکتر علیآبادی از همان ابتدا استعفای خود را نوشته، نزد آیتالله مطهری و شورای انقلاب گذاشته بود.
این اسامی روز شنبه 23 دی 1357 نهایی شد و همان روز از طرف دربار شاه دعوتنامههایی برای تشکیل اولین جلسه شورای سلطنت در ساعت 4 بعد از ظهر روز یکشنبه 24 دی 1357 در کاخ نیاوران، جهت نامبردگان ارسال شد.
بختیار آخرین عضو شورای سلطنت بود که وارد جلسه شد و پس از او شاه به جمع آنان پیوست. شاه در ابتدای سخن به فلسفه تشکیل شورای سلطنت به عنوان حافظ نظام در غیاب خودش اشاره کرد و سپس از رؤسای مجلسین شورا و سنا خواست کار رأی اعتماد به کابینه بختیار بسرعت انجام پذیرد. در این ارتباط سجادی رئیس سنا تصریح کرد فردا 25 دی رأی اعتماد به کابینه داده خواهد شد و جواد سعید رئیس مجلس شورا نیز پس فردا 26 دی را برای رأی اعتماد تعیین کرد. سپس شاه گفت پس از کسب خبر رأی اعتماد مجلسین به دولت، سفر خود را آغاز خواهد کرد.
در این جلسه سید جلالالدین تهرانی به اتفاق آرا به ریاست شورای سلطنت و محمدعلی وارسته به نیابت شورا تعیین شدند.
گفته شده بود پس از خروج شاه از کشور شورای سلطنت عهدهدار تمام وظایف و اختیارات مقام سلطنت خواهد بود. با این حال فقط دو روز پس از خروج شاه از کشور، امام خمینی طی سخنانی شورای سلطنت را غیرقانونی خواند و دخالت آنان در امور کشور را جرم دانست و از آنان خواست بسرعت از این شورا کنارهگیری کنند.
امام در این اعلامیه ـ که در آستانه اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) و با هدف تشویق مردم برای شرکت در راهپیمایی این روز صادر کردند ـ فرمودند:
«به کسانی که در شورای سلطنتی غیرقانونی به عنوان عضویت داخل شدهاند، اخطار میکنم که این عمل، غیرقانونی و دخالت آنان در مقدرات کشور جرم است. بیدرنگ از این شورا کنارهگیری کنند و در صورت تخلف مسئول پیشامدها هستند.»
روز 28 دی سیدجلالالدین تهرانی رئیس شورای سلطنت، برای مذاکره با رهبر انقلاب وارد پاریس شد. بختیار هم به روابط قدیمی سیدجلال با روحانیت امیدوار بود، اما تلاش رئیس شورای سلطنت برای ملاقات با امام بینتیجه ماند. جواب امام صریح و روشن بود: با هیچیک از نمایندههای سلطنتی ملاقات نخواهم کرد. شرط امام برای صدور اجازه ملاقات به تهرانی، استعفای وی از شورای سلطنت بود. علاوه بر این، او باید در متن استعفانامه تأکید میکرد شورا غیرقانونی است. تهرانی نیز ناچار استعفانامه خود را امضا و به امام تقدیم کرد.
از جزئیات سخنان امام خمینی(ره) در دیدار سیدجلال تهرانی با ایشان اطلاع دقیقی در دست نیست ولی استعفای تهرانی خشم طرفداران شاه را برانگیخت. علی امینی نخستوزیر اسبق مینویسد:
«سیدجلال وقتی که آمد به پاریس، [امام] خمینی هم پاریس بود. من هم پاریس بودم. به او تلفن کردم که آقا تو که رفتی پیش آقای خمینی، برای چی استعفا دادی؟ گفت [والا هیچی] باور کنید از آن روز هرچه که آمدند و به من گفتند که به او تلفن کنم، گفتم من به او تلفن هم نمیکنم. مرد حسابی با آن قد دراز و با آن سابقه، شاه میفرستد که او را بیاورید. خوب تو میروی استعفای چی را بکنی؟ که چی بگیری از [امام] خمینی؟»
عباس قرهباغی رئیس ستاد ارتش نیز میگوید «خبر استعفای جلال تهرانی را من از بختیار شنیدم... او هم موافق این استعفا بود... اختلاف ما با بختیار از همانجا شروع شد که ایشان با یک وضع خاصی خودش را با وجود شورای سلطنت فعال مایشاء میدانست در صورتی که شورا وجود داشت و ایشان آنجا در حقیقت شکست خورد...»
در واکنش به اظهارات مخالفین، سیدجلالالدین تهرانی مخالفان استعفای خود را «جاهل» خواند. وی این اظهارات را در پایان دومین ملاقات خود با امام خمینی(ره) که روز چهارم بهمن 1357 صورت گرفت اعلام کرد.
با این استعفا بنیان سلطنت پهلوی که بهواسطه خروش مردم ایران و با اوجگیری نهضت اسلامی با صدمات جبرانناپذیری مواجه شد بود، بیش از گذشته لرزید و روند استعفا و خروج کارگزاران حکومت پهلوی شدت بیشتری گرفت.
استعفانامه رئیس شورای سلطنت
متن استعفانامه جلالالدین تهرانی که در تاریخ یکشنبه یک بهمن ماه 1357 شمسی مطابق با 22 شهر صفرالمظفر 1399 هجری قمری تسلیم امام شد، بدین شرح است: «قبول ریاست شورای سلطنت از طرف اینجانب فقط برای حفظ مصالح مملکت و امکان تأمین آرامش اجتماعی آن بود ولی شورای سلطنت به سبب مسافرت اینجانب به پاریس ـ که برای نیل به هدف اصلی بود ـ تشکیل نگردید.
در این فاصله اوضاع داخلی ایران سریعا تغییر یافت به طوری که برای احترام به افکار عمومی با توجه به فتوای حضرت آیتالله العظمی خمینی دامتبرکاته مبنی بر غیرقانونی بودن آن شورا، آن را غیرقانونی دانسته کنارهگیری کردیم.
از خداوند و اجداد طاهرین و ارواح مقدسه اولیای اسلامی مسالت دارم که مملکت و ملت مسلمان ایران را در ظل عنایت حضرت امام عصر عجلالله فرجه از هر گزندی مصون داشته و استقلال وطن عزیز ما را محفوظ فرمایند. محمدالحسینی سیدجلال تهرانی»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....