حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اینکه اگر نفس کار کردن و کسب درآمد هدف همه افراد یک جامعه است، چرا بعضیها موفقتر هستند؟ آیا آنان که کسب و کار خوبی دارند، فقط شانس و اقبال خوبی داشتهاند یا صرفا از راههای غیرعرف و شرع پول درآوردهاند؟ آیا راه و روشی که تضمینی برای پول درآوردن باشد، وجود دارد؟ آیا کیفیت پول و درآمد اهمیتی دارد یا فقط کمیت آن مهم است؟ دینداری چه کمکی به کسب و کار میکند؟ کسب و کار خوب به کمیت پول است یا به کیفیت زندگی؟ این پرسشها و دهها پرسش دیگر بین مردم و مخاطبان رسانه وجود دارد و البته نکته مهم، زاویه نگاه است که در مجموعه مستند «یک لقمه نون» به آن توجه شده است. بیننده این مجموعه مستند با توجه به کشش سوژههای مستند انتخاب شده، با این روبهرو میشود که چهرههای موفق در عرصه کسب و کار، چگونه به موفقیت دست یافتهاند و آنها که به موفقیت مالی بالایی نرسیدهاند، چگونه خوشبخت و عاقبت به خیر هستند. لحن مستند سبب میشود مخاطبان یک لقمه نون، این کار را در هر اپیزود تا انتها پیگیری کنند.یک لقمه نون، دوربین خود را در زندگی افرادی روشن میکند که بیننده برایش مهم است از زندگی آنها بداند و شاید بخشی از موفقیت این مستند در همین جا نهفته باشد؛ زیرا هم سوژهها از جنس بیننده هستند و هم در مقابل دوربین مستند، همه افراد راحت و بیغل و غش سخن میگویند.
شاید نکتههایی که در اپیزودهای مستند یک لقمه نون مطرح میشود، بارها در کتابهای مختلف یا مقالهها و گزارشهای گوناگون آمده باشد، اما آنچه مردم در مستندهای تلویزیونی از زبان افراد مختلف جامعه میشنوند و میبینند طبیعتا اثری عمیقتر بر آنها میگذارد.
سری برنامه مستند یک لقمه نون به این اشاره میکند که از ورای همه دوندگیها برای به دست آوردن لقمه نان، باید به این فکر کرد که این لقمه چگونه به دست آمده و سر سفرهها قرار گرفته است، ضمن آنکه گوشزدکننده این نکته است که دقت در چگونگی و چرایی مقوله کسب و کار، میتواند خیلی از افراد را از دور تسلسل باطلی که گرفتار شدهاند، نجات دهد.
امیرحسین خلیلزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....