سکوت نوع 1 ـ اصلا موافق نیستم، اما میترسم بگویم.
این نوع سکوت بین افرادی که از نظر قدرت یکسان نیستند، اتفاق میافتد. اگر شما رئیس مجموعهای هستید و سخنی به زبان آوردید و کارمندانتان فقط سکوت کردند، بدانید آنها موافق شما نیستند.
راهحل: آنها را مطمئن کنید که از نظراتشان بدون هیچ بغض و دلخوری استقبال میکنید و وقتی پیشنهاد سازندهای شنیدید حتما تشکر کنید.
سکوت نوع 2ـ نظر دیگری داشته، اما شک دارم گوش کنی.
ممکن است در مورد فکر خود چنان هیجانزده با دیگران صحبت کنید که آنها شک داشته باشند شما نظرشان را بشنوید، بنابراین چیزی نمیگویند و حتی ممکن است با لبخندی بر لب صرفا سکوت کنند.اگر دیگران بدانند شما در برابر اظهار نظراتشان صبور هستید و با حوصله آنها را میشنوید، مسلما هرزمان عقیدهای داشته باشند بدون هیچ نگرانی مطرح خواهند کرد.
سکوت نوع 3ـ نمیدانم چه بگویم.
گاهی اوقات پیش میآید حرفی را میزنید و نظر دیگران را میخواهید، اما آنها سکوت میکنند. این مساله میتواند به این دلیل باشد که متوجه صحبتهایتان نمیشوند و نمیدانند چه نظری بدهند، اما دوست ندارند شما را ناراحت کنند. اگر دیدید فردی پس از صحبتهایتان با حالتی گیج و گنگ به شما نگاه میکند، بهتر است واضحتر سخنتان را بیان کنید تا آنها هم بدرستی متوجه سخنانتان بشوند تا مشکل ارتباطی از میان برداشته شود.
سکوت نوع 4 ـ آنقدر ناراحتم که نمیتوانم یک کلمه هم حرف بزنم.
گاهی اوقات حرفی را به میان میآورید و فرد شنونده بشدت ناراحت و عصبانی میشود و به جای این که حرفی بزند، سکوت میکند. این موضوع به این دلیل است که او به زمان نیاز دارد تا آرام گرفته و رفتار مناسبی در پیش بگیرد. در اینگونه مواقع بهجای واکنش مقابله یا گریز، شما هم لحظهای سکوت کرده و نفس عمیق بکشید و با آرامش سخنانتان را ادامه دهید.
سکوت نوع 5 ـ علاقهای به حرفهایت ندارم
کلی حرف میزنید، بعد فرد مقابل نگاهی سرد به شما انداخته و سکوت میکند؛ یعنی ولم کن حوصله شنیدن حرفهایت را ندارم.
سکوت نوع 6 ـ آمادهام یک نفر را بزنم، نمیخواهی که آن فرد تو باشی؟
شروع به صحبت میکنید و بعد میبینید شنونده با خشونت هر چه تمامتر شما را در سکوت نگاه میکند، در حالی که حرفی نزدهاید که باعث رنجش او شود، پس او از چیز دیگری عصبانی است و میخواهد سر کسی دیگر خالی کند. بهتر است بدون کلامی اضافهتر از او دور شوید.