روحالله حجازی که فیلم سینمایی او با عنوان «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرده بود، این روزها با فیلم جدیدش «زندگی آقای محمودی و بانو» منتظر ورود به جشنواره فجر است. حجازی سهگانه تلویزیونی سپیده، سایه و ستاره را هم با همان دغدغههای آثار سینماییاش کارگردانی کرد.
رقابت میان سینما و تلویزیون در مسیر جذب مخاطب از دیرباز بوده است. سینما، تلویزیون را رقیب جدی خود برای دور نگهداشتن مخاطبان از سالنهای سینما و نشاندن آنها مقابل جعبه جادویی تلقی میکرده و از سوی دیگر تلویزیون سینما را رقیبی برای ربودن مخاطبانش میدانسته است. اما بعد از گذشت سالها و مشخصشدن جایگاه منحصر به فرد هریک از این مدیومها، کنش و واکنش میان این رسانهها به کلی تغییر کرده و نوعی رقابت مثبت میان این دو ایجاد شده که باعث بهتر و بالاتر رفتن سطح کیفی تولیدات سینما و تلویزیون حداقل در حوزه تولید آثار داستانی و حتی سریالسازی شده است. این همه اما در نهایت ثمری جز رضایت بیشتر مخاطب نداشته است.
در واقع حاصل سالها تلاش کارگردانان سینما و تلویزیون به برتری جستن بر دیگری به سیری سازندهو رو به رشد منجر شد. در عین اینکه این درک متقابل به وجود آمد که نه تنها میتوان این دو مدیوم را رقیب دیگری تلقی نکرد، بلکه میتوان روند و روال تاثیر و تاثر این دو بر هم را نوعی کمک متقابل دانست.
سینما با بالا بردن سطح کیفی و کمی آثار تولیدی در تلاش بوده مخاطبان بیشتری را به سالنهای سینما بکشاند و از سوی دیگر، تلویزیون برای دور نماندن از روند جذب مخاطب تلاش کرده در مسیر بالا رفتن سطح کیفی آثار عقب نماند. پس با تولید و ارائه آثار داستانی و سریالهای بهتر همزمان موفق به جذب مخاطب بیشتر برای خود و ارتقای سطح نگاه و سلیقه مخاطب شده که این دستاورد آخر به نفع سینما هم بوده است. چرا که هرچه سطح کیفی آثار ارائه شده در تلویزیون بالاتر و نزدیک به استانداردهای قابل قبول تولید آثار تصویری و داستانی باشد این امکان را ایجاد میکند تا سطح ذائقه و درک مخاطب هم بالاتر برود.
این مهم آنجا اهمیت پیدا میکند که در نظر داشته باشیم حجم غیرقابل انکاری از زمان افراد در اوقات فراغت به وسیله تولیدات تلویزیون پر میشود. با این فرض نقش تعیینکننده تلویزیون برای تعریف و تنظیم ذائقه مخاطب و بالا یا پایین آوردن آن عیان میشود. خلاصهتر اینکه اولین و اساسیترین تاثیر مثبتی که تلویزیون بر سینما دارد نقش تعیینکننده آن در تعریف حدود ذائقه مخاطب است.
سهگانه سپیده، سایه و ستاره به کارگردانی روحالله حجازی که بتازگی از تلویزیون پخش شده است براحتی میتواند یکی از نمونههای جدی تلاش رسانه ملی برای برداشتن یک گام به جلو در تولید آثار داستانی باشد. یکی از مهمترین خصوصیات آثار حجازی در هم تنیدگی فرم و محتواست. در واقع آثار حجازی همواره در عین سادگی و پرهیز از ورود به پیچیده و زیادهگویی تلاش داشته موضوع مورد نظرش را به اندازه پرورش دهد و به اندازه در مورد داستان اصلی و داستانکهای اثر توضیح دهد. در واقع همکاری حجازی و طالبآبادی به عنوان همکار اصلی فیلمنامه نویس او باعث خلق فیلم نوشتهای شده که در مقیاس و مختصاتی که برای طی طریق در نظر گرفتهاند مطمئن و به دور از سردرگمی و زیادهگویی حرکت میکنند. همین خصوصیت یکی از دلایل اصلی همراهی با داستان این سهگانه است.
به نظر میرسد حجازی و طالبآبادی به این اصل کلیدی در فیلمنامهنویسی بخوبی پایبندند که هر داستانی پیش از آنکه به مرحله تعریف برای مخاطب برسد، باید از دنیای ذهنی نویسندهاش بخوبی عبور کرده باشد و نویسنده بعد از خودیکردن این داستان و حلاجیکردن تام و تمام آن نزد خودش به مرحله نوشتن برسد. چون فقط در این شرایط است که فیلمنامه از موقعیتهای بیربط یا دیالوگها و کنش و واکنشهای داستانی هرز خالی میماند و هرچه هست کمینهترینها برای انتقال بیشترین اطلاعات است.
حجازی و طالبآبادی در این سهگانه پس از آنکه تکلیف خودشان با سوژه را مشخص کردهاند با دست گذاشتن روی خصوصیترین نقاط فکر و ذهن مخاطب، فارغ از مذهبی بودن یا نبودن و معتقد بودن یا نبودنش و وارد کردن تلنگری به داشتههای فطری مخاطب با تکیه بر صمیمیتی که در طول اثر جاری کردهاند، مخاطب را کنار و نه مقابل خودشان مینشانند و در ادامه با اقناع میل زیباییشناسی بصری و البته ارائه اطلاعات کمینه، ولی کافی و لازم برای پیگیری داستان، فکر و ذهن مخاطب را از آن خود میکنند.
اما وجه دیگر آثار حجازی که در این سهگانه تازه هم نمود پیدا کرده توجه ویژه او به مقوله تصویر و نور است. همانطور که در چند سطر بالا قید شد تلاش فیلمساز برای همنشینی فرم و محتوا منجر به آن شده تا در کنار دقت نظر در انتخاب سوژه و تلاش برای کمگویی و رعایت اصل شیوایی متن و محتوا در مرحله خلق فیلمنامه، بخش زیادی از بار ارائه اطلاعات در فیلم به عهده فرم بصری و قابلیتهای نور و تصویر قرار داده شود.
در واقع شمایل بصری آثار حجازی صرفا کارکردی تک ساحتی ندارد و در عین مجلل و خوش رنگ و لعابکردن منظره پیش روی مخاطب وظیفه بیان تصویری و خلق دنیای ذهنی شخصیتها و انتقال معانی و مفاهیم تنیده شده در اثر را به دنبال دارد. در واقع در دنیای آثار حجازی به سیاق رایج در استانداردهای بیان تصویری کارگردانی و استفاده از رنگ و نور و البته شیوه بهرهگیری از شیوه تصویربرداری به کمک اصل کمینهگویی در مرحله نوشتن فیلمنامه میآید، چراکه بناست انتقال حال و هوای شخصیتها صرفا به وسیله دیالوگها صورت نگیرد و این موقعیتهای بصری و شیوه میزانسن و نورپردازی دکوپاژ و تصویربرداری و زاویه دوربین است که بار بخشی از روند و روال خلق فضا و انتقال اطلاعات در فیلم را به عهده دارد. این همه در جهت همان خصوصیت قید شده یعنی همنشینی فرم و محتواست.
ناگفته نماند دیگر خاصیت مهم این سهگانه فراهم آوردن مواد همراهی برانگیز برای طیف مختلف مخاطبان سینماست. در واقع سهگانه سپیده، سایه و ستاره به همان میزان که به دلیل جنس داستان و موقعیتهای داستانیاش میتواند مورد توجه طیف وسیع مخاطبان بدنه تلویزیون قرار گیرد، میتواند مخاطبان جدیتر تلویزیون و سینما را راضی نگه دارد. این سهگانه با تکیه بر جنس داستانپردازی، انتخاب بازیگران و شیوه کارگردانی و تصویربرداریش خاصیت چندوجهی یافته تا جایی که برای هرنوع و هر طیفی از مخاطبان سینما و تلویزیون لایه و رویهای دارد.
در واقع این سهگانه و آثاری از این دست به آسانی میتوانند میزان سطح سلیقه و ذائقه مخاطب تلویزیون و به تبع آن سینما را بالا برده و باعث بهبود حال و روز اکران در سینما و البته آشتی بیش از پیش مخاطبان با سینما و البته تلویزیون شود.
محمدرضا مقدسیان / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)