ایرانی یک درصد جمعیت جهان

اگر روند تحولات جمعیتی در ایران را مورد توجه قرار دهیم ، در این زمینه به فراز و فرودهایی خواهیم رسید که حکایت از وجود شرایط متفاوتی در جامعه ایران دارد.
کد خبر: ۶۳۵۶۷

این روند به صورتی است که جمعیت 26 میلیونی در سال 45، ناخودآگاه در عرض تنها 30 سال ، به 66 میلیون نفر می رسد، اما بعدها رشد این جمعیت ناخودآگاه متوقف می شود و به حد نرمال بازمی گردد.
هر یک از این جریانات ، تنها بر اثر وقوع حوادث و اتفاقاتی در کشور ایران ایجاد می شود تا ایران را از جهاتی به عنوان یک کشور مثال زدنی در دنیا مطرح کند.
تمامی این مسائل ، ما را بر آن داشت تا با دکتر امیرهوشنگ مهریار ، استاد دانشگاه و مسوول جمعیت شناسی آسیا و اقیانوسیه وزارت علوم به گفتگو بنشینیم تا در حد ممکن در سیر روند تحولات جمعیتی ایران قرار بگیریم.

وضعیت ایران را از نظر شاخص های جمعیتی چگونه می بینید؛

ایران از منظر شاخص های جمعیتی در وضعیت خوبی به سر می برد. به لحاظ جمعیتی ، یک درصد جمعیت دنیا را داراست. از سوی دیگر، میزان رشد جمعیت هم به نقطه خوبی رسیده و تقریبا به 2.1 رسیده است. با وضعیت موجود، پیش بینی ما این است که به احتمال قوی در سرشماری سال آینده (1385) ، درصد جمعیت جوان و کودکمان ، باز هم پایین تر بیاید.
از سوی دیگر، چون هنوز جمعیت پیر ما هم زیاد نیست و حدود 5درصد است ، فرصت بسیار خوبی برای جمعیت میانسال و نیروی فعال ما که سنین 15 تا 64 سال را شامل می شود ، ایجاد شده که اصطلاحا در جمعیت شناسی به چنین وضعیتی ، «پنجره جمعیت شناسی فرصت» می گویند که اگر بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم ، می توانیم از مشکلاتی که در آینده برای جمعیت مان ایجاد خواهد شد، جلوگیری و با هدایت کردن آنها، از این فرصت به دست آمده ، به بهترین وجه ممکن ، استفاده کنیم.

در حال حاضر ، یک درصد جمعیت دنیا در ایران هستند. رویکرد شما نسبت به افزایش نیافتن این رقم به دلیل سیاست های کاهش جمعیتی ایران ، مثبت است یا منفی؛

مطمئنا این مساله به سود ماست و اثرات مثبت فراوانی را به دنبال خود دارد. اگر ما بتوانیم با این جمعیت جوان ، آموزش و تخصص لازم را هم داشته باشیم ، جامعه موفقی خواهیم داشت. قطعا کم بودن جمعیت ، مشکلی را به خودی خود ایجاد نخواهد کرد.
به عبارت دیگر، ممکن است که جمعیت ما نسبت به کل جهان کمتر بشود ، اما با کیفیت بسیار بیشتری خواهد بود و این امر در معادلات کل دنیا، بسیار مهمتر از جمعیت زیاد 130 میلیونی بنگلادش خواهد بود که فاقد توسعه انسانی است.

بسیاری از کشورهای توسعه یافته در حال حاضر با مشکل جمعیت جوان و فعال مواجه هستند. به نظر شما با پایین آمدن رشد جمعیت در کشور ، آیا ما هم با مشکل جمعیت و کم شدن جمعیت جوان مواجه خواهیم شد؛

احتمال این که ما در آینده با این مشکل مواجه شویم وجود دارد ، منتها کشورهای اروپایی بعد از 150 سال به این مرحله رسیده اند که باروری شان خیلی پایین است که البته این کم بودن جمعیت فعال را با مهاجران کشورهای دیگر جبران می کنند.
البته مهاجرت ، هم جنبه های مثبت و هم جنبه های منفی دارد ؛ مثلا موجب عوض شدن ترکیب فرهنگی و یا ترکیب زبانی می شود ، اما این مساله باعث نشده این کشورها، توسعه اقتصادی شان پایین بیاید. در مورد ایران هم مطمئنا به این مرحله خواهیم رسید که ما هم نیروی کارمان کم شود و نیاز داشته باشیم تا از خارج از کشور ، نیروی کار وارد کنیم.
همان طور که در حال حاضر هم نیروی کار به کشورهای دیگر می فرستیم ؛ مثلا در حال حاضر، برنامه دولت این است که نیروی کار مهاجر بفرستد و رسما هم به دنبال این مساله هستیم ؛ اما مهاجرپذیر بودن ضررهای عمده آنچنانی به خودی خود ندارد؛لذا کشورهایی همچون ژاپن ، آلمان ، انگلیس و یا فرانسه ، دقیقا از همین روش استفاده می کنند. خود امریکا، یکی از دلایل عمده توسعه اش این بوده که مهاجر جذب کرده و کوشیده است مهاجران خوب و کارآزموده ای را بپذیرد. خود ما هم با امکاناتی که داریم ، اگر بتوانیم توسعه پیدا کنیم ، دلیلی نخواهدداشت که مهاجران خوب و فعال و متخصصی را از سایر کشورها نداشته باشیم و آن گاه است که دیگر تمام انرژی ما بر روی کیفیت نیروی کار خواهد بود و نه کمیت آن.

البته ما هم یک کشور مهاجرپذیری هستیم ، اما نیروی مهاجری که به کشور ما وارد می شود، به عقیده بسیاری ، یک نیروی غیرمتخصص و مصرفی است و دقیقا حالت عکس مهاجرپذیری کشورهای توسعه یافته را دارد.

نه ، این مساله درست نیست. اولا ما مهاجرپذیر به معنای واقعی کلمه نیستیم ؛ چرا که با مهاجرت اجباری افغان ها مواجه شدیم که دیگر نقش مهاجر را نداشتند، بلکه پناهنده بودند. از سوی دیگر، اینها همه شان نیروی مصرف کننده نبودند. در عین حال که علی رغم میل ما آمدند، ولی به مقدار زیادی به وضعیت اقتصادی ما کمک کردند. به طور مثال اگر شما به هر مجموعه ساختمانی در حال ساخت نگاه کنید، می بینید که این کارها از سوی کارگران افغانی انجام می شود. به عبارت دیگر، شرایطی پیش آمده است که جمعیت خود ایران ، یا به علت سوادش ، یا به علت سطح رفاهش و یا به علت توقعاتش ، بعضی کارها را راضی نیست انجام دهد ، اما کارگر افغانی این کارها را راحت تر و ارزان تر انجام می دهد و این به نفع ماست. به همین دلیل چون هم در دوره جنگ و هم در حال حاضر به آنها نیاز داشتیم ، زیاد نسبت به آنها سختگیری نکردیم و من معتقدم اگر کارگران افغانی یکباره بخواهند ایران را ترک کنند، ما چه در بخش ساختمانی و چه در بخش کشاورزی که به کارگر ساده نیاز داریم ، با مشکل مواجه شویم و چه بسا که این بخشها صدماتی ببینند. لذا ما هم زیاد از مهاجرپذیری ضرر نکرده ایم.
از سوی دیگر اگر در فرستادن نیروی کار ماهر به کشورهای دیگر با برنامه ریزی لازم عمل کنیم ، می تواند برای کشور ما هم مفید باشد ؛ چرا که اگر این نیروها ارز به کشور ما بفرستند ، بخش قابل توجهی از مشکل ارز در کشور ما حل خواهد شد.

به طور مثال ، بخش مهمی از ارز کشور پاکستان با کارگران پاکستانی که در کشورهای دیگر مشغول به کار هستند و ارز به کشورشان می فرستند، تامین می شود. در بحث تاثیر جمعیت بر توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، شما بر کمیت تاکید دارید یا کیفیت؛

قطعا کمیت به خودی خود مطرح نیست ؛ بخصوص در کشوری مثل ایران که محدودیت های خاص خود را دارد، مثلا درباره زمین ، ما زمین زیادی داریم ولی اکثر آنها قابلیت کشت ندارند.
از سوی دیگر در سال 45 ، کل جمعیت ما در دومین سرشماری ، 26 میلیون نفر بود ، ولی در حال حاضر، تنها جمعیت روستایی مان حدود 26 میلیون نفر است. بنابراین اگر کشاورزی ما مکانیزه شود، هم می توان این جمعیت را سیر کرد و هم دیگر نیاز به صرف این همه انرژی در بخش کشاورزی نیست و تنها با اشتغال 5 تا 6 درصد جمعیت در بخش کشاورزی ، می توان کشور را از نظر کشاورزی خودکفا کرد ؛ مساله ای که در کشورهای اروپایی هم اتفاق افتاده و علاوه بر رفع نیاز خود ، محصولاتشان را صادر هم می کنند ، اما الان بیش از یک سوم جمعیت ما در بخش کشاورزی است و باز هم در این بخش نیازمند هستیم. بنابراین در بحث توسعه اقتصادی اجتماعی ، با توجه به پتانسیل های موجود در وضع کمی جمعیت ، تنها باید روی کیفیت آنها تاکید کرد تا اهداف مطلوبمان حاصل شود.

آیا نسبت به آینده جمعیت ایران از لحاظ توسعه اقتصادی اجتماعی خوشبین هستید؛

اگر جمعیت ما نسبت به این وضعیتی که توانسته ایم کنترلش کنیم ، ادامه پیدا کند، مشکل زیادی نخواهیم داشت. در حال حاضر ، رشد جمعیت ما 2.1 درصد است که نرخ رشد مناسبی است و با این رشد، می توان به حرکتهای اصلاحی برای این جمعیت امیدوار بود. به طور مثال ، در حال حاضر ، امید به زندگی در کشور ما بالا رفته است و حدود 70 سال است که در آینده می توان آن را به 80 سال هم رساند. همچنین سن بازنشستگی هم با آن وضعیت بهداشتی مناسب می تواند به 75 سالگی برسد.

کاهش باروری در چند سال اخیر ایران را در گرو چه عواملی می بینید؛

دلایل و علل مختلفی را می توان برای این مساله عنوان کرد. بالا رفتن سطح سواد مردم و بخصوص زنان ، ایجاد امکان تحصیل برای زنان که مادر شدن و باروری ، دیگر تنها کار آنها نیست و دلایل دیگر. اتفاقا ذکر این نکته خالی از لطف نیست که بالا رفتن سن ازدواج ، برخلاف سیاست دولت بوده است ؛ چرا که سیاست دولت از اول انقلاب ، پایین آوردن سن ازدواج بوده ؛ در حالی که عوامل دیگری باعث بالارفتن سن ازدواج شده ؛ همچون نوگرایی کل جمعیت ، بالارفتن توقعات ، میزان تحصیلات و عوامل دیگری که بسادگی نمی توان از کنار آنها گذشت.
از طرف دیگر ، عوض شدن سیاست دولت و احیای دوباره برنامه تنظیم خانواده ، بسیار به این مساله کمک کرده و باعث شده مردم به ایده آلی که داشتند دسترسی پیدا کنند.
تحقیقات نشان می دهد که قبل از احیای دوباره برنامه تنظیم خانواده ، مردم ، خود به این مساله رو آورده اند. به طور مثال در سال 68 که برنامه تنظیم خانواده ای در ایران مطرح نبوده ، میزان استفاده خانواده ها از وسایل کنترل باروری ، بیش از 60 درصد بوده است. نکته جالب دیگر این است که این استفاده از وسایل کنترل باروری صرفا در حوزه شهری نبوده و در روستاها در مقایسه با شهرنشینان ، بیشتر از روشهای مدرن استفاده می کنند، در حالی که شهری ها بیشتر از روشهای سنتی استفاده می کنند. بنابراین می توان به نقش مهم برنامه های تنظیم خانواده در ایران برای کم کردن فاصله بهداشت باروری در میان شهریان و روستاییان و استفاده عمومی از وسایل جلوگیری در میان آنان تاکید کرد.

ترکیب جمعیتی دهه اخیر ایران را چگونه می بینید؛

در دهه اخیر ، این ترکیب عوض شده. سابقا بالای 40 درصد جمعیت ما کودک بودند، 5 درصد پیر و 55درصد در سن کار. از سال 75 به این طرف ، جمعیت پیر ما تقریبا ثابت مانده ، اما جمعیت کودک ما به 26 درصد رسیده و این علامت آن است که سهم جمعیت فعال ما بالا رفته که این بالارفتن جمعیت فعال ، کمک شایانی به توسعه اقتصادی ایران می کند. البته بالارفتن میزان جمعیت فعال ، مشکلاتی را هم با خود به دنبال دارد.
نمونه این مساله را می توان در مشکل بیکاری جوانان امروز مشاهده کرد ؛ چرا که بازار کار ، قادر به پوشش همه این نیروها نیست و بخشی از این جمعیت هنوز بیکار مانده است. البته این بیکاربودن در ابتدای امر در جامعه ، ایجاد بحران های سیاسی و اقتصادی کرده ، اما در درازمدت به نفع جامعه ماست و جامعه را از رکود خارج می کند.

این ترکیب جمعیت جوان چه تاثیری در روند تحولات جامعه ایران دارد؛

جمعیت جوان ، جمعیتی است که از نظر نیازهای اولیه ، نیازی به آموزش و پرورش عمومی ندارد. از سوی دیگر، هر چه این سنین بیشتر باشد، طبعا امکان افزایش جمعیت بیکار کشور بیشتر خواهد بود ؛ منتها نکته ای که کمتر در جامعه ما مورد توجه قرار می گیرد ، کیفیت نیروی کار است. در دنیای امروز صرفا نمی توان با سطح سواد عمومی کاری کرد ، بلکه باید بر کیفیت وضعیت آموزش های فنی و حرفه ای تاکید بیشتری داشت تا بتوان در جامعه تحول ایجاد کرد.

سیاست های جمعیتی ایران در حال حاضر به منظور افزایش جمعیت است یا کاهش آن؛

سیاست های جمعیتی ایران ، هنوز هم به منظور تحدید موالید است ؛ اما در کنار این تحدید موالید، هنوز سیاست اجرایی خاصی نداریم. به طور مثال ، هنوز سیاست مهاجرت ما تدوین نشده و هر سازمانی که تحت فشار قرار می گیرد، برای خود یک سیاست مهاجرتی جدا در نظر می گیرد مثل فرستادن پزشک از سوی وزارت بهداشت به کشورهای دیگر ؛ اما هنوز یک سیاست کلی در نظر نگرفته ایم. از سوی دیگر ، سیاست توزیع جمعیت در سطح کشور هنوز مشخص نیست و نمی دانیم که آیا باید شهرهای بزرگ را تقویت کنیم و یا شهرهای کوچکتر ایجاد کنیم و همین طور درباره روستاها و تلفیق آنها هم هنوز بلاتکلیف هستیم.

دولت برای این قشر وسیع جوان که در چند دهه آینده به سن پیری می رسند ، چه برنامه هایی دارد؛

دولت برای مسائل مالی این قشر برنامه ریزی کرده که مهمترین این برنامه ها ، بیمه کردن فرد است تا وقتی به سن بازنشستگی برسد ، کمک مالی داشته باشد. از سوی دیگر ، برنامه بیمه در حال گسترش است تا افراد «خود شاغل» و روستاییان را هم تحت پوشش قرار دهد. در واقع موفقیت دولت در زمینه رویارویی با همین چالش سالمندی در گرو همین خواهد بود که برنامه تامین اجتماعی مان در 30 سال آینده در چه وضعی باشد. اگر توسعه پیدا کند، خیالمان راحت می شود و اگر عقیم بماند ، مشکلات و چالش های زیادی فراروی جامعه ما خواهد بود.

آیا این اقدامات شکل عملی به خود گرفته است؛

بله ، سازمان تامین اجتماعی تا حد زیادی گسترش پیدا کرده ، وزارت رفاه هم برنامه های زیادی در این زمینه دارد.
مهمترین مشکل ما در اقداماتمان برای سالمندان ، مشکل تفرق این سازمانهاست و هنوز سازمان ها هماهنگ نشده اند ؛ کارمندان دولت برای خودشان یک صندوق دارند ، ارتش برای خود ، تشکیلات جدا دارد.
تعداد زیادی از افراد که در بخش رسمی و دولتی نیستند، الزاما نمی توانند از بخش تامین اجتماعی استفاده کنند ؛ چرا که مشمول تامین اجتماعی نیستند. کمیته امداد و بهزیستی هم به صورت مستقل عمل می کنند که این تفرق موجب تلف شدن هزینه های بسیاری در سطح کشور می شود که امیدواریم وزارت رفاه بتواند این چندگانگی را از بین برده و همه را همسو کند.

  • پنجره فرصت های جمعیتی


    سابقا در جمعیت کشور ما ، چون هم باروری و هم مرگ و میر بالا بود ، انتقال جمعیتی به خودی خود مساله نبود ، اما به تدریج با رشد بهداشت ، در کشورهای در حال توسعه ، معضلی جدید ایجاد شد که همه کشورها باید آن را پشت سر بگذارند ؛ بدین معنی که با کاهش مرگ و میر به دلیل افزایش بهداشت ، باید نرخ باروری هم پایین بیاید تا رشد جمعیت کاهش پیدا کند. کشور ما تقریبا این مرحله را پشت سر گذاشته و حالا به مرحله دوم رسیده ایم که با کاهش باروری ، جمعیت کودکمان کم شده ، اما جمعیت فعالمان زیاد است که اصطلاحا به این مرحله ، دوره «انتقال ساختار سنی» می گوییم که پنجره فرصت های جمعیتی هم دقیقا در همین مرحله مطرح می شود.
    اگر در این دوره ، افراد فعال جامعه مان را خوب تربیت کنیم و فعالیت های اقتصادی اینان را فراهم کنیم ، ثروت اقتصادی مملکت بالا می رود و آن موقع آمادگی خواهیم داشت که برای جمعیت سالمندمان در آینده که در سالهای 2030 تا 2035 میلادی بسیار زیاد خواهند شد و وضعیت حادی پیدا خواهند کرد آمادگی داشته باشیم و همچنین در حال حاضر، شاهد رشد و توسعه و شکوفایی جامعه مان باشیم ، اما اگر این آمادگی را در خود ایجاد نکنیم ، از 2 لحاظ تحت فشار خواهیم بود:
    1- فراهم کردن امکانات زندگی برای جمعیت پیرمان در آن سالها که قطعا برای ما مشکلات اساسی ایجاد خواهد کرد.
    2- کم شدن جمعیت فعال و نیروی کاری مان که آن هم مسائل خاص خود را به دنبال خواهد داشت. لذا می توان گفت فاصله زمانی ما تا سال 2030 ، یک پنجره فرصت های جمعیت شناسی است که اگر از این فاصله زمانی و بالا بودن جمعیت فعال کشور تا آن سال استفاده کنیم ، توسعه چشمگیری در کشور خواهیم داشت والا با مشکلات عدیده ای مواجه خواهیم شد.


  • علی محمد متولیان

    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها