سکانس تولد
دهه ۱۳۳۰ تاسیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران مطرح شد، ولی به دلیل نداشتن سرمایه کافی و نیز تولید تصویر و تامین برنامه، این طرح سالها به تعویق افتاد. به همین دلیل یک سرمایهدار بخش خصوصی، تاسیس فرستندهای تلویزیونی را به دولت وقت پیشنهاد کرد و با این پیشنهاد موافقت شد. هفت سال بعد، مجلس شورای ملی مادهای با چهار تبصره تصویب کرد که به موجب آن اجازه داده شد، فرستنده تلویزیونی در تهران زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن ایجاد شود. این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف شد و برنامههای آن نیز مطابق مقررات اداره کل انتشارات بود و اینگونه رادیو و تلویزیون ملی ایران تاسیس شد.
توسعه بدون شناخت جامعه
اواسط دهه 40، مجلس شورای ملی لایحه دولت درباره تشکیل سازمان تلویزیون ملی ایران را ـ که قبلا به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و مجلس سنای وقت در آن اصلاحاتی وارد کرده بود ـ مجددا مورد بررسی قرار داد و به تصویب نهایی رساند. نخستین مراکز تولید و پخش رادیو و تلویزیون افتتاح شدند و با توسعه شبکه مخابراتی و مایکروویو، تلویزیون ملی ایران توانست بتدریج مراکز تولید رادیو و تلویزیونی را با ایستگاههای مختلف در سطح کشور مرتبط کند. این شرایط در سالهای اول تولد و توسعه تلویزیون در ایران، البته با توجه به آنچه مد نظر حکومت پهلوی بود، گونهای از تلویزیون را شکل داد که وجه سرگرمی و تفریحی آن ـ که توام با غفلت و از خودبیگانگی بود ـ مشهودتر و پررنگتر از پرداختن به آموزش و فرهنگ، افزایش آگاهی و دادن اطلاعات لازم به مردم مینمود. تلویزیون آن دوران در تامین برنامههایش، کمتر به تهیه و تولید دست میزد و حتی برنامههای تولیدی آن، از ویژگیهای لازم برای ارتقای فکری مخاطب، بالا بردن سطح شعور و آگاهی، جریانسازی مثبت در عرصه فرهنگ، آموزش و تربیت بهرهمند نبود.
شیوه ارائه برنامهها نیز با اعتقادات و باورهای بسیاری از افراد جامعه در تعارض بود. در عین آنکه درصد بسیاری از روستاییان و مردم طبقه محروم چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ فرهنگی، امکان استفاده از تلویزیون را نداشتند، پیادهکردن الگویی که مختص جوامع مدرن و توسعهیافته یا در حال توسعه بود، بدون تردید نمیتوانست در ساختار یک جامعه سنتی و مذهبی توفیقی یابد و حتی ممکن بود نتیجه آن کاملا برعکس شود.
تلویزیونی نه برای همه مردم
آنچه در بحث مخاطبشناسی اهمیت دارد، دانستن نیازها و سلیقه مردم است اما گویا سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران (تلویزیون دوران پهلوی) نه برای مردم به مفهوم عام و گسترده آن که برای مخاطبان خاص و گروهی از مردم تاسیس شده بود و برنامه پخش میکرد. شناخت نداشتن از جامعه و ناآگاهی از درک فرهنگها و خرده فرهنگهای ایرانی و باورها و اعتقادات مذهبی مردم، نادیده گرفتن نیازهای واقعی و ملموس مخاطب، توهین به شعائر و آیینها، سرعت روزافزون تغییراتی که بر جامعه اعمال میشد و... تولید و تهیه و تامین برنامه برای تلویزیون را به سمتی جهت داد کـــه کارکردش را از رسانهای قدرتمند به ابزاری صرفا برای پر کردن اوقات فراغت آن هم به هر قیمتی تنزل داد. تلویزیونی که غیر از ساخت چند فیلم و سریال آن هم به صورت دورهای و کوتاهمدت، چیز دیگری در چنته نداشت.
تلویزیونی که فاقد استانداردهای لازم برای تعریف رسانه و قدرت فراگیر آن بود. بیشک این موارد و بسیاری دیگر، از دلایل عمده اعمال تغییرات اساسی و ماهیتی در ساختار و تعریف تلویزیون پس از انقلاب اسلامی است.
جملهای که تفکر رسانه ملی را بنا نهاد
پس از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و در همان روزهای نخست، در بخشی از سخنرانی بیست و نهم اسفند ماه 1357، به گفته امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی، رادیو و تلویزیون یک دانشگاه عمومی لقب گرفت. این جمله کلیدی در واقع در بردارنده تمام سیاستها و اصول، اهداف و تفکری شد که تلویزیون جمهوری اسلامی بر پایه آن شکل گرفت.
چنان که بعدتر بهعنوان مقدمه قانونی که هفدهم تیر ماه 1361 به تصویب رسید، آمده است: وسایل ارتباط جمعی (رادیو و تلویزیون) باید در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشههای متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلتهای تخریبی و ضد اسلامی جدا پرهیز کند.
تعاریفی که به رسانه هویت داد
اینگونه بود که آگاهیبخشی مکتبی، سیاسی و اجتماعی و ایجاد احساس مسئولیت در مردم در جهت حفظ و تداوم انقلاب، رشد و شکوفایی استعدادها و باروری خلاقیتها، رسالت ارشادی و پیامبرگونه این رسانه عمومی، حضور فعال در تمام جریانات اجتماعی و ایجاد روحیه امید و اعتماد در جامعه، برخورداری از خصلت هشداردهندگی در کنار ایجاد زمینه پاسخگویی به نیازهای تفریحی و تامین آرامش فکری جامعه، هویتی تازه برای تلویزیون در ایران ترسیم کرد.
شبنم میرزینالعابدین