روایت جوان ایرانی پس از 2 دهه دوری از ایران

سر زدن به خانه پدری

حمید شجاعی یک ایرانی مقیم آمریکاست که سال 1984 (1363) به این کشور مهاجرت کرده است. شجاعی پس از 19 سال به پیشنهاد همسرش لادن، سال 82 به ایران سفر کرد. حمید، مهم‌ترین هدف از سفرش به ایران را جدا از دیدار اقوام و دوستان، بازدید از جاذبه‌های تاریخی و تفریحی اعلام کرده تا بتواند کشورش را بهتر شناخته و از جاذبه‌های متعددش دیدن کند. آنچه در اینجا می‌خوانید، گزیده‌ای از خاطرات حمید شجاعی است که در طول سفر 45 روزه‌اش به ایران به نگارش درآورده است.
کد خبر: ۶۳۳۳۲۷

آیا این واقعا رانندگی است؟

نخستین تجربه‌ای که هر مسافری پس از خروج از فرودگاه در ایران آن را لمس می‌کند، شیوه رانندگی است. نوع رانندگی در ایران چیزی شبیه بازی‌های کامپیوتری است، با این تفاوت که در این بازی شما فقط یک جان برای بازی دارید و هیچ دکمه‌ای برای برگرداندن به عقب وجود ندارد.

در طول شب، چراغ قرمز تنها یک گزینه برای ایستادن است در‌حالی‌که بیشتر ماشین‌ها در شب براحتی از چراغ‌های قرمز عبور می‌کنند. راننده‌‌ها در طول مسیرشان با موتوری‌ها و عابران پیاده درگیر هستند و سعی می‌کنند با آنها برخورد نکنند

با اطمینان می‌گویم هیچ کس به معنی واقعی کلمه به قوانین راهنمایی و رانندگی عمل نمی‌کند و علت عمده ترافیک شهر تهران نیز همین است. در طول شب، چراغ قرمز تنها یک گزینه برای ایستادن است در‌حالی که بیشتر ماشین‌ها در شب براحتی از چراغ‌های قرمز عبور می‌کنند. راننده‌‌ها در طول مسیرشان با موتوری‌ها و عابران پیاده درگیر هستند و سعی می‌کنند با آنها برخورد نکنند. عابران پیاده نیز معمولا ترجیح می‌دهند به جای پل‌های هوایی از وسط خیابان و میان ماشین‌ها تردد کنند.

اما باور کنید یا نه، تعداد تصادف‌هایی که من در طول سفرم به ایران دیدم، نسبت به شیوه رانندگی حاکم در این کشور بسیار کم بود و به نظر می‌رسد تقریبا همه خود را با این شیوه رانندگی تطبیق داده‌اند.

تهران و بومهن

تهران، سایت‌های گردشگری متنوع بسیاری دارد، ما سعی کردیم در طول سفرمان تا جایی که می‌توانیم از این جاذبه‌ها دیدن کنیم.

تهران، سایت‌های گردشگری متنوع بسیاری دارد، ما سعی کردیم در طول سفرمان تا جایی که می‌توانیم از این جاذبه‌ها دیدن کنیم. در تهران ما بیشتر به مراکز مورد علاقه لادن سر زدیم که خب مثل اغلب خانم‌ها اولین مقصدش بازار بود

ما سفرمان را از شمال تهران آغاز کردیم و پس از یک ساعت رانندگی به شهری رسیدیم که بومهن خوانده می‌شد. همچون بسیاری از شهرهای آمریکا در بومهن نیز آب لوله‌کشی برای آشامیدن مناسب نبود. مردم بومهن، آب آشامیدنی‌شان را از منطقه‌ای در کوهستان که آب تازه از آن جاری است، تامین می‌کنند. این منطقه بسیار زیبا بود. نکته جالبی که دیده می‌شد این بود که مردم حتی زنان و نوجوانان دو بشکه آب را براحتی حمل می‌کردند در حالی که من نتوانستم یکی از این بشکه‌ها را براحتی با هر دو دست جا‌به‌جا کنم. در تهران ما بیشتر به مراکز مورد علاقه لادن سر زدیم که خب مثل اغلب خانم‌ها اولین مقصدمان بازار بود.

نوشهر و نمک‌آبرود

پس از تهران ما به شهرهای حاشیه دریای مازندران سر زدیم که مهم‌ترین شهرهای گردشگری تهرانی‌ها محسوب می‌شوند. چشم‌اندازهای این مناطق فوق‌العاده بود و سرسبزی گیاهان و درخت‌ها حس زندگی را در وجود هر بیننده‌ای بیدار می‌کرد. در شهر نمک‌آبرود گردشی با تله‌کابین بر فراز کوه‌های البرز داشتیم. مناظری که از بالا دیده می‌شد، شگفت‌انگیز و رویایی بود. دیدن شهرهای کوچک و به هم چسبیده حاشیه دریای مازندران از نمای بالا تجربه جالبی بود.

شگفتی در همدان

پس از گذراندن چند روز در شمال ایران، ما به سمت همدان حرکت کردیم. سه روز آخر هفته را به بازدید از همدان اختصاص دادیم و سورپرایز بزرگ سفر ما در همدان روی داد.

ازدحام گردشگران در همدان به حدی بود که ما نتوانستیم اتاق خالی در هتل‌ها پیدا کنیم، اما تماشای مردمی که به صورت خانوادگی و گروهی به دور سفره‌ها در پارک‌ها جمع شده بودند، بسیار دیدنی بود

گردشگران بسیاری در پارک‌ها و سایت‌های طبیعی برای پیک‌نیک رفته بودند و ازدحام گردشگران در همدان به حدی بود که ما نتوانستیم اتاق خالی در هتل‌ها پیدا کنیم، اما تماشای مردمی که به صورت خانوادگی و گروهی به دور سفره‌ها در پارک‌ها جمع شده بودند، بسیار دیدنی بود. حتی در طول ساعات عصر و شب نیز پارک‌ها همچنان مملو از مردمی بود که به قصد تفریح و گذران اوقات فراغت در هر گوشه و بخشی از علف‌ها و سبزه‌ها نشسته بودند. از آنجا که سفر ما به همدان از قبل جزئی از برنامه سفر به ایران بود، نمی‌توانستیم به تهران برگردیم برای همین پس از مایوس شدن از یافتن اتاق در هتل تصمیم گرفتیم چادری خریده و شب را در چادر و در نزدیکی غار بگذرانیم. حوالی ساعت 2 نیمه شب بود که به غار رسیدیم و خوشحال شدیم از این‌که فقط ما نیستیم که تصمیم به چادر زدن در این منطقه گرفته‌ایم. صبح روز بعد پس از چهار ساعت ایستادن در صف، ما در نهایت توانستیم به بازدید یکی از شگفت‌آورترین مکان‌هایی برویم که من در تمام عمرم دیده بودم. هیچ کدام از عکس‌هایی که من از غار علیصدر دیده بودم نتوانسته بود به درستی حقیقت و زیبایی این غار را به نمایش بگذارد. ما توری 30‌دقیقه‌ای به داخل غار آبی علیصدر داشتیم که به همراه یک راهنما و سه قایق انجام شد. اگر زمانی به ایران سفر کردید، پیشنهاد می‌کنم حتما از غار علیصدر دیدن کنید.

جنبیدن در اصفهان

پس از سفر به همدان ما به سمت جنوب و شهر اصفهان رفتیم. اصفهان به مدت چهار سال از سه تا هفت سالگی محل زندگی من بود.

این شهر پر است از سایت‌های تاریخی بی‌نظیر‌که دیدنشان برای من بسیار مهم بود. نخستین توقف ما در اصفهان، منارجنبان بود؛ بنایی که 700 سال پیش ساخته شده و متشکل از دو مناره بود که تکان می‌خوردند، بدون آن که به ساختار بنا آسیبی وارد شود

این شهر پر است از سایت‌های تاریخی بی‌نظیر و بناهای مشهور که دیدنشان برای من بسیار مهم بود. نخستین توقف ما در اصفهان، منارجنبان بود؛ بنایی که 700 سال پیش ساخته شده و متشکل از دو مناره بود که تکان می‌خوردند، بدون آن که به ساختار بنا آسیبی وارد شود. میدان امام، مسجد شیخ‌لطف‌الله، مسجد امام، عالی‌قاپو و بازار سنتی از دیگر مراکزی بود که از آنها بازدید کردیم. تماشای ساختن صنایع دستی بی‌نظیر در بازار سنتی اصفهان تجربه بسیار دلنشینی بود.

بندرعباس

اجازه دهید به شما بگویم گذراندن تابستان در شهر فینیکس ایالت آریزونا نسبت به گذران تابستان در بندرعباس همچون بهشت نسبت به جهنم است.

دمای هوا در تابستان در این منطقه بسیار بالا است، اما آنچه مرا بسیار عذاب می‌داد دمای بالای هوا نبود، بلکه رطوبت 95 درصد این شهر بود! من سه سال آخر زندگی در ایران را پیش از مهاجرت به آمریکا در بندرعباس گذراندم و حالا به این می‌اندیشم چطور توانسته‌ام در دوران کودکی که سطح تحمل انسان بسیار پایین‌تر است، در این شهر زندگی کنم و آزرده هم نشوم. من در بعد از ظهرهای تابستان براحتی در کوچه‌ها با دوستانم بازی می‌کردم! در بیشتر سایت‌های گردشگری تهویه هوای مناسب وجود نداشت و متاسفانه اغلب تاکسی‌ها نیز مجهز به کولر نبودند. در بندرعباس به دیدار خانه کودکی‌ام رفتم و از مغازه‌ای که ظهرها پس از مدرسه از آن بستنی سنتی ایرانی می‌خریدم، دیدن کردم. همه چیز در این شهر عوض شده است و این شاید به دلیل 19 سال دوری من از آن باشد.

منبع: http:‌/‌‌/‌www.mytriptoiran.com‌

تعارف به سبک ایرانی

مردم هنگام رانندگی با شتاب و عجله‌اند، به هم راه نمی‌دهند و به نظر می‌رسد می‌خواهند هر چه زودتر به مقصد برسند، اما در نحوه زندگیشان همه چیز برعکس است. تقریبا سه ساعت از ظهرشان را صرف ناهار، چرت بعدازظهر و استراحت می‌کنند و دوباره ساعت 4 به سر کار و مغازه‌هایشان برمی‌گردند. یکی از سنت‌های عجیب و آزاردهنده در ایران «تعارف» است. ما به هر مغازه‌ای در هر شهری از ایران که رفتیم مغازه‌دارها بارها و بارها می‌گفتند «قابل نداره» و پس از کلی بگو و مگو در آخر، مبلغ را به ما می‌گفتند که برایم بسیار عجیب و در عین حال آزاردهنده بود. نوع نگرش ایرانی‌ها به زندگی نیز بسیار متفاوت و جالب است. برای مثال کسانی که در ایران پاترول یا پژو 206 دارند، از نظر دیگران آدم‌های باکلاسی هستند!

آیسا اسدی

نگاه خارجیان نسبت به زندگی و جاذبه‌های ایران همیشه جذاب بوده است. چند شماره‌ای است که در صفحه ویترین نگاهی داشته‌ایم به برخی از این سفرنامه‌ها. شما می‌توانید نظرتان درباره سفرنامه حمید شجاعی در چمدان را به شماره 300011223 پیامک کنید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها