مادر میگفت: پسرم لولو چیه! این چیزها وجود نداره. فقط در ذهن تو ایجاد شده. آخه چرا این فکرها رو میکنی؟
امیر یه پسرخاله بدجنس و شیطون داشت که همیشه برای شوخی این داستانها را تعریف میکرد و امیر را میترساند.مادر امیر که متوجه این قضیه شد با خود گفت باید فکری کنم تا امیر را از این افکار نجات بدهم. یک روز با امیر نشست و صحبت کرد و با هم نقشهای کشیدند.
فردای آن روز پسر خاله را دعوت کردند خانهشان و به اصرار شب او را نگه داشتند، وقتی که خوابیدند، امیر با مادرش نقشهشان را اجرا کردند. هر دو یک ملحفه روی سر و بدن انداختند و صدای لو..لو...لو... درآوردند و وارد اتاق شدند.پسر خاله وحشتزده از جا پرید و بعد امیر با مادرش قاه قاه خندیدند. مادر رو کرد به امیر و گفت: پسرم حالا فهمیدی لولو چیه؟ و بعد رو کرد به پسرخاله و گفت: تو هم فهمیدی که بچه کوچکتر از خودت را نباید بترسونی؟
پسر خاله سرش را پایین انداخت و گفت: منو ببخشید، میخواستم شوخی کنم.
امیر گفت: مامان الان دیگه من از هیچی نمیترسم، چون که فهمیدم ترس زاییده فکر ماست و من به هر چیز بدی که فکر کنم، از همان چیز وحشت میکنم.
مادر گفت: پس سعی کن به چیزهای خوب فکر کنی و از این چیزها نترسی.
امیر خوشحال شد و از آن شب به بعد با آرامش خوابید و خوابهای خوب و شیرین دید.
گلنوشا صحرانورد
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد