اقتباس از آثار ادبی یکی از مسائلی است که کمتر کارگردان و نویسندهای به سمت آن میرود. خیلیها در همان لحظه اول به گفتن اینکه اقتباس از آثار ادبی در ایران ممکن نیست، بسنده میکنند.
برخی کارشناسان معتقدند این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که بیشتر کارگردانها و فیلمنامهنویسها نمیدانند چگونه یک اثر ادبی را باید به فیلمنامه تبدیل کرد. آنها معتقدند بیشتر اوقات، فیلم یا کپی صرف میشود یا با نمونه ادبی آن کلی فاصله دارد. درواقع، علم اقتباس و چگونگی تبدیل یک اثر ادبی به فیلم، یکی از مشکلاتی است که بسیاری با آن دست به گریبانند. یکی از دلایل کارگردانی که ترجیح میدهد سراغ داستان کتابها نرود و فکر فیلم ساختن از یک کتاب را از سرش بیرون کند، داعیه نویسندگان این آثار است. این عده معتقدند استفاده از داستان یک کتاب ممکن است باعث اعتراض نویسنده یا طرفداران این آثار شود، در صورتی که اگر امتیازات یک اثر (کپی رایت) از نویسنده آن خریده شود، مشکل قابل حل است. هم کارگردان را از شر سوژههای تکراری نجات میدهد و هم مخاطبان بسیاری را از دیدن فیلمهایی با موضوعات تکراری. البته یکی از عوامل بازدارنده هم رعایت نشدن قوانین کپیرایت است که برخیها در گام اول آن را در نظر میگیرند؛ گرچه همه فیلمها یا سریالهای اقتباسی که تا به حال در ایران ساخته شده بدون رعایت حقوق نویسنده اثر بوده است. مطمئن باشید اگر از چند کارگردان سینمایی و تلویزیونی بپرسید که تا به حال چند بار برای خرید امتیازات یک اثر ادبی سراغ نویسنده آن رفتهاند، میگویند تا حالا دنبالش نرفتهایم، ولی میدانیم چه پروسه سخت و طولانی دارد.
بسیاری از کارگردانان با گفتن اینکه هزینه خرید امتیاز یک کتاب از نویسنده آن بسیار زیاد است ازخیر آن میگذرند، در حالی که بسیاری از طرحهای سینمایی و تلویزیونی با صرف هزینههایی ضعیف ساخته میشوند و در آخر هم نتیجه آنی نمیشود که آنها انتظارش را داشتهاند. بعضیها هم از آثار ادبی اقتباس میکنند، ولی تنها مخاطب تیزهوش باخبر میشود که فیلمنامه اقتباسی است و بعد که فیلم مثلا در یک جشنواره خارجی به نمایش درآمد، تازه سر و صدای نویسنده درمیآید. برای همین موضوع با یکی دیگر از کارگردانهای سریالهای تلویزیونی تماس گرفتم و وقتی پرسیدم چرا تا به حال در ساخت سریالهایتان به اقتباس فکر نکردهاید، گفت، چرا فکر نکردهام؟ یکی از سریالهایم را از روی کتاب یک نویسنده ژاپنی ساختهام و وقتی گفتم کدام نویسنده، گفت، حضور ذهن ندارد و خودم هر چقدر جستجو کردم چیزی دستگیرم نشد.
یک اقتباس موفق
«خواهران غریب» یکی از فیلمهای اقتباسی است که بارها از تلویزیون پخش شده و با دیدنش خاطرات زیادی زنده میشود و بیشتر کسانی هم که آن را دیدهاند، میدانند از روی کتاب یک نویسنده آلمانی اقتباس شده است. من وقتی هشت سالم بود یکبار این فیلم را دیدم و چند وقت پیش هم بچه ده ساله یکی از اقوام را دیدم که داشت این فیلم را میدید. در مجلهای هم عکس بازیگران خردسال فیلم را دیدم. آنقدر بزرگ شده بودند که اصلا فکر نمیکردی اینها همان بازیگران فیلم باشند. خواهران غریب به کارگردانی کیومرث پوراحمد و براساس کتاب خواهران غریب اریش کستنر ساخته شده و سال ۱۳۷۴ به نمایش درآمده است. کیومرث پوراحمد که «قصههای مجید» را هم با اقتباس از داستان هوشنگ مرادیکرمانی ساخته است، برای ساختن خواهران غریب از چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر برنده جایزه شد. داستان فیلم درباره نرگس و نسرین، دو دختر دبستانی است که در جشن مدرسه همدیگر را میبینند و متوجه میشوند خواهران دوقلوی یکدیگرند و پدر آهنگسازشان در گذشته از مادر آنها که خیاطی میکند، جدا شده بود، اما این ماجرا را هیچوقت به آنها نگفته بودند. آنها تصمیم میگیرند جایشان را عوض کنند و به دلیل شباهت زیاد این دو خواهر دوقلو پدر و مادر متوجه موضوع نمیشوند. پدر قرار است با همکار و نامزدش، ثریا ازدواج کند. دخترها تصمیم میگیرند ثریا را از این کار منصرف کنند. برای اینکه پدر و مادرشان دوباره با هم ازدواج کنند، دخترها وانمود میکنند گم شدهاند تا پدر و مادر برای یافتن آنها با یکدیگر دیدار کنند و به اجبار با هم به دنبالشان بگردند. بچهها که در خانه مادربزرگ پنهان شدهاند، با همکاری مادربزرگ موفق به انجام این کار میشوند و بعد ماجراهای دیگری پیش میآید.
خواهران غریب رمانی است از اریش کستنر، نویسنده آلمانی که در حوزه ادبیات کودکان فعالیت میکند و این کتاب را سال 1949 به اسم «لوتی دوتایی» نوشته است. پوراحمد توانسته با ایرانیزه کردن این کتاب و گرفتن بازیهایی ملموس و واقعی از بازیگران، آن را به اثری بهیادماندنی برای مخاطب تبدیل کند.
اقتباسی که مشکلآفرین شد
گاهی ساخت فیلم از روی داستان یک کتاب بدون نام بردن از نویسنده آن میتواند مشکلات بسیاری به وجود بیاورد. چند سال پیش داریوش مهرجویی تحت تاثیر کتاب «فرنی و زویی» جی.دی.سلینجر فیلم «پری» را ساخت و تهدیدات وکیل این نویسنده به شکایت از پخشکننده باعث شد فیلم «پری» مهرجویی در هیچ جای دنیا به اکران عمومی درنیاید. داریوش مهرجویی در مصاحبهای گفت: «من یک برداشت دور از محتوای کتاب فرنی و زویی داشتم. تغییراتی اعمال کرده بودم. دیالوگنویسی کرده بودم. همه فیلمنامه مال خودم بود، اما میگفتند سایهای از سلینجر در فیلم داریم.»
سارا بابایی