امریکا برای احیای دمکراسی و بر افراشتن پرچم حقوق بشر در کشورهای مختلف خرج می کند.
چندین سال پیش دیدم که در الجزایر، به بهانه حاکم کردن مردم ، گروههای اسلامگرا را که با رای
مردم ، بر کشیده شده بودند از حاکمیت اخراج کردند!
در نمونه هایی که از آن یاد کردیم ، امریکایی ها از یک طرف با دولت مرکزی ارتباط برقرار کنند و از
سوی دیگر روابط خود را با اپوزیسیون تقویت می سازند. هر کفه ترازو که زودتر به نفع امریکا
پایین آید، قدرت را از آن خود خواهد کرد.
ایجاد اختلاف و تفرقه در میان حاکمان و اصطلاحا ایجاد حاکمیت دوگانه ، روشی است که امریکایی ها با موفقیت از آن بهره گرفته اند. آنها با یارگیری از میان عناصر حاکمیت ، همچون اسب تراوا عمل می کنند. و براندازی خاموش را سریعتر از آنچه که به تصور آید آماده سازی می کنند.
هر چه میزان ساده لوحی جامعه بالاتر باشد و نیز هر اندازه که حاکمان ، از درجه خود باختگی بیشتری نسبت به تبلیغات دروغین برخوردار باشند، کار آسانتر صورت می گیرد. طی سالهای گذشته هر گاه عناصر با سابقه سیاسی در رفتاری حیرت انگیز ، همان راهی را می رفتند که غربی ها جاده اش را آسفالت کرده بودند.
خوشبختانه هوشیاری مسوولان نظام جمهوری اسلامی ایران ، این فرصت را به دشمن نداد که اراده اش را برای براندازی حکومت ، محقق کند. اما باز هم امریکایی ها از پای ننشستند تا این که هفته قبل رسما از سوی دولت واشنگتن اعلام شد که برای برقراری دمکراسی در ایران سه میلیون دلار در اختیار گروه های اپوزیسیون داخلی قرار خواهد گرفت.
فقط 3 میلیون دلار؛
رقم سه میلیون دلار ، در برابر هزینه های هنگفتی که تاکنون از سوی امریکا علیه ایران هزینه شده ،
بسیار ناچیز است اما شاید بتوان گفت اختصاص این مبلغ ، تنها یک حرکت نمادین است و برای تحقق دمکراسی در ایران! (بخوانید براندازی حکومت) به پولهایی کلان تر از این ، نیاز است.
یکی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی سالهای اخیر که از عناصر نام و نشان دار محقق کردن دمکراسی در جمهوری اسلامی ایران است و معمولا مصاحبه ها و مقالاتش را رادیو دولتی انگلیس منتشر می کند در گفتگوی هفته بیش خود با بی بی سی بدون این که به اهداف امریکا از پرداخت پول به گروههای مخالف نظام ایران اشاره کند.
گفته است که اختصاص این رقم ناچیز مقامات جمهوری اسلامی را به سرکوب اپوزیسیون داخلی متمایل می سازد! این اظهارنظر که در واقع ، نوعی فرار به جلو است با این توصیه همراه می شود که نظام حکومتی ایران هرگونه مقابله با دخالت های بیگانگان را کنار بگذارد و از ترس این که مبادا به نداشتن تحمل مخالف متهم شود ، هرگونه حرکت براندازانه غرب را با دیده اغماض بنگرد. در واقع ، او انتظار دارد یک نظام حکومتی با دست خود ، مقدمات سقوط خویش را فراهم کند و تازه سرخوش باشد که به دمکراسی و حقوق بشر و نظایر آن گردن نهاده است! کاری که اگر انجام شود ، اولین کسانی که به آن خواهند خندید ، مروجان غرب نشین دمکراسی و آزادی اند.