هر چند نمیتوان برای ورود دولت و بخشهای نیمهدولتی به ورزش همگانی با توجه به نقش ورزش در تامین سلامت جامعه، عبارت هزینه را به کار برد، اما در حوزه قهرمانی و بویژه حرفهای داستان چیز دیگری است. سالهاست که بار مالی هزینه کردن در این بخشها بر دوش دولت سنگینی میکند و درست به همین دلیل بود که از حدود 15، 16 سال پیش لزوم ورود بخش خصوصی به ورزش و همچنین درآمدزایی بخشهای مختلف ورزش به طور جدی در محافل ورزشی مطرح شد، اما طی این سالها با وجود جذب منابع مالی جسته و گریخته در بخشهای مختلف ورزش همچنان فدراسیونهای ورزشی و باشگاههای دولتی استقلال و پرسپولیس دست به جیب دولت دارند و ته دلشان تامین همه هزینههای آنها از سوی وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک است. این انتظار در مقابل محدودیتهای مالی طرف مقابل، چالش ادامه داری را سالهاست برای ورزش کشور ایجاد کرده است؛ چالشی که البته همیشه به عنوان دستاویزی در توجیه ناکامیهای مختلف قرار گرفته و هر جا تیمی شکست میخورد، میگویند: امکانات و پول نداشتیم.
در این خصوص، در حالی که حدود 12 سال پیش رئیس وقت سازمان تربیت بدنی، مدیرعامل وقت یکی از باشگاههای پرطرفدار پایتخت را برکنار کرد، در توجیه دلیل این برکناری برای مدیریت فرد برکنار شده تعبیر بدترین نوع اعتیاد مدیریتی، یعنی اعتیاد به منابع دولتی را به کار برد، اما آن مدیر رفت و مدیران زیادی هم آمدند و رفتند نه تنها در آن دو باشگاه که همچنان فدراسیونهای ورزشی نیز به آن نوع اعتیاد مبتلا هستند. فراتر از آن برخی رئیس فدراسیونها معتقدند کار آنها مدیریت ورزش است نه بنگاه اقتصادی. در چنین فضایی چه زمانی این چالش برطرف میشود؟ باید گفت مثل همه مسائل و مشکلات ورزش ما، فقط خدا داند!
اما دیروز معاون منابع وزارت ورزش و جوانان پرداخت هرگونه پول به استقلال و پرسپولیس را منتفی دانست و از روسای فدراسیونهای ورزشی خواست در جهت درآمدزایی حرکت کنند تا این قصه قدیمی دوباره تکرار نشود.
در این میان به نظر میرسد در وهله اول و همچنان که معاون وزارت ورزش دیروز به طور خیلی گذرا به آن اشاره کرد، یکی از شرایط احراز ریاست فدراسیونها باید بحث توان افراد در درآمدزایی باشد تا در وهله اول تمامی مدیران فدراسیونها و باشگاهها به یک وحدت نظر در این زمینه دست یابند. بیشک در کنار این مهم فراهم کردن زمینه درآمدزایی برای باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی نیز پیش از هرگونه کار عملی ضروری به نظر میرسد چراکه وقتی زمینهای فراهم نباشد چطور میتوان انتظار داشت نتایج مورد نظر به دست آید. بنابراین عبارت درآمدزایی در حوزه ورزش برخلاف ظاهر آن که خیلی بار مثبت داشته و سهلالوصل به نظر میرسد، چندان هم ساده نبوده و آسیبهایی را نیز میتواند به دنبال داشته باشد. ضروری است در این باره برای پرهیز از شکل گیری فساد مالی چارهاندیشی کرد، درآمدزایی را میتوان در فدراسیونها و باشگاههای مختلف با توجه به ظرفیتهای بالقوه آنها تعریف کرد و موارد کارشناسی از این دست برای نیل بهاین مهم را به صورت جامع مورد توجه قرار داد تا بهترین نتایج را برای ورزش کشور در پی داشته باشد و پول بی زبان بیتالمال به جای اینکه این طرف و آن طرف هدر رفت داشته باشد، صرفهجویی شده و به زخمهای دیگر زده شود. باید دید دولت تدبیر و امید در این زمینه تدبیر لازم را خواهد داشت و یک مدیریت جدید در ورزش کشور شکل میگیرد یا همان قصه قدیمی بازهم تکرار خواهد شد؟
امید توفیقی / گروه ورزش
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)