به گفته منتقدان تلویزیونی، این فیلم در اولین پخش تلویزیونی خود بیش از 12 میلیون تماشاچی داشت. این رقم، یک رکورد برای برنامههای تلویزیونی در دهه 60 میلادی به حساب میآید و شامل یکچهارم جمعیت کل انگلستان در آن زمان میشود. منتقدان سینمایی و تلویزیونی این درام پرتنش را یکی از بهترین کارهای هنری تاریخ سینما و تلویزیون انگلستان معرفی کردهاند. به گفته آنها، فیلم تلویزیونی کنلوچ تاثیری شگرف بر درامهای تلویزیونی این کشور اروپایی گذاشت و تاریخ درامسازی در رسانه کوچک انگلستان را تغییر داد.
در عین حال، تاثیر اجتماعی این فیلم تلویزیونی به قدری زیاد بود که یک هفته پس از پخش آن، بنیاد خیریه شلتر (پناهگاه) تاسیس شد. وظیفه اصلی این بنیاد، کمک به جمعیت بیخانمان کشور و تلاش برای پیدا کردن یک سرپناه برای آنها بود.
کن لوچ، فیلمساز کهنهکار و غیرمتعارف سینمای انگلستان که در فیلمهایش به طرح مسائل و مشکلات طبقه کارگران و قشر زحمتکش کشور خود میپردازد، امسال در جشنواره بینالمللی فیلم برلین تقدیر میشود. این جشنواره قدیمی اروپایی که به جشنواره فیلمهای سیاسی و اجتماعی معروف است، خرس طلایی افتخاری خود را به پاس یک عمر فعالیت پرثمر هنری به این فیلمساز مولف انگلیسی هدیه میدهد. دور تازه جشنواره برلین در ماه فوریه برگزار میشود و بسیاری از منتقدان سینمایی میگویند قدردانی از کن لوچ بسیار دیرهنگام است و باید خیلی زودتر از اینها چنین اتفاقی میافتاد. امسال جشنواره برلین شصتوچهارمین دوره خود را برگزار میکند و پرسشی که از سوی اهل فن و دوستداران جدی سینما مطرح شده این است که چرا این تقدیر این قدر دیر صورت میگیرد. مسئولان جشنواره برلین گفتهاند مراسم اهدای جایزه خرس طلایی به لوچ با نمایش فیلم تحسینشده او «سنگهای بارانی» همراه خواهد بود. قصه این فیلم درباره مردی است که دست به انتخابهای غلط و فاجعهواری میزند تا بتواند پول زیادی را پسانداز کند. این پول قرار است صرف اولین لباس مراسم دعای عشای ربانی دختر نوجوان او شود. این درام اجتماعی و خانوادگی در سال 1993 جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بینالمللی فیلم کن را گرفت.
براساس اخبار منتشره، این فیلمها از کن لوچ در برنامه مروری برآثار او در برلین به نمایش درمیآید: قوش (1969) بازی نگهدار (1980)، سنگهای بارانی (1993)، لیدی بیرد لیدی بیرد (1994)، سرزمین و آزادی (1995)، نام من جو است (1998)، دریانورد (2001)، شانزده سالگی شیرین (2002) و در جستجوی اریک (2009). درک کاسلیک، مدیر جشنواره برلین در این ارتباط میگوید: «کن لوچ یکی از بزرگترین فیلمسازان قاره اروپا و یک مولف واقعی است. در کارنامه کاریاش که نزدیک 50 سال را دربر میگیرد، او عاشقانه به فعالیت سینمایی ادامه داده و در تمام این دوران هم آدمی بدعتگذار و خلقکننده چیزهای تازه باقی مانده است.» منتقدان سینمایی هم روی این نکته تاکید میکنند که علاقه اصلی او، بررسی زندگی مردم معمولی و دنبال کردن سرنوشت تلخ آنها بوده است. نگاه انتقادی او به مشکلات اجتماعی، حکم یک تعهد را برایش داشته است و او این انتقادها را به شکلهای مختلف و متفاوت هنری بیان کرده و برای مطرح کردن آنها، از شیوههای هنرمندانهای استفاده کرده است. کاسلیک به این نکته اشاره میکند که جشنواره برلین، کن لوچ را به عنوان فیلمساز و هنرمندی مورد تقدیر قرار میدهد و تحسین میکند که وی بیعدالتیهای اجتماعی را با زبانی طنز و شوخ در فیلمهایش مورد بحث و بررسی قرار داده است.
رسانههای گروهی انگلستان مینویسند کن لوچ این روزها مشغول کارگردانی «راهروی جیمی» است. برخی از نزدیکان فیلمساز میگویند این درام اجتماعی آخرین فیلم داستانی سینمایی وی خواهد بود و پس از آن، این فیلمساز مولف بازنشستگی خویش را اعلام خواهد کرد. به گفته آنها، لوچ پس از آن سراغ فیلمسازی مستند خواهد رفت. با این حال، این خبر هنوز به صورت رسمی تائید نشده و خود فیلمساز در این رابطه صحبت و اظهارنظری نکرده است. فیلمنامه راهروی جیمی را پل لاورتی همکار فیلمنامهنویس همیشگی لوچ نوشته است. قصه فیلم در سال 1932 اتفاق میافتد و شخصیت اصلی آن جیمز گرالتون رهبر حزب کمونیست ایرلند است. این قصه، ماجراهای زندگی این انقلابی چپگرای ضدانگلیسی را دنبال میکند و بازگشت او به ایرلند را پس از یک دهه حضور و زندگی در نیویورک به نمایش میگذارد. یکی از دلایل اصلی بازگشت گرالتون به ایرلند بازگشایی دوباره یک سالن اجتماع قدیمی است. این سالن را خود وی در سال 1921 ساخته و گرالتون امیدوار بود احداث آن کمک کند اهالی ایرلند با حضور در آن به یکدیگر نزدیکتر شوند. کن لوچ در ارتباط با کارگردانی چنین قصهای میگوید: «هدفم این است ستایشی از روح آزادیخواهانه آدمهای متفکر و مسئول بکنم. شخصیت اصلی قصه فیلم، مبارزی است که طی یک سفر مکاشفهوار، چیزهای تازهای را یاد میگیرد و ضمن بحث درباره موضوعات مهم اجتماعی و سیاسی، تلاش دارد رویاهایش را عملی کند.»
انستیتو فیلم بریتانیا حامی مالی فیلم جدید کن لوچ است و مسئولان این انستیتو میگویند حمایت از فیلمسازان مولف انگلیسی را یکی از وظایف اصلی خود میدانند. این در حالی است که نه رقم هزینههای تولید فیلم اعلام شده و نه مشخص است میزان کمک مالی انستیتو فیلم بریتانیا به آن چقدر است؛ البته تحلیلگران اقتصادی سینما به این نکته اشاره میکنند محصولات مستقل و غیرمتعارف سینمای انگلستان با هزینههای معقولی ساخته میشود و رقم تولید آنها، اصلا قابل مقایسه با فیلمهای تجاری و گیشهپسند این سینما نیست. تهیهکنندگان راهروی جیمی امیدوارند کار تدوین نهایی آن تا اوایل ماه فوریه تمام شود.
نکته جالب اینکه شرکت کامپیوتری پیکسار (همکار نزدیک کمپانی والتدیزنی در امر تولید انیمیشنهای کامپیوتری) به کن لوچ قول همکاری و مساعدت داده است. این شرکت مواد لازم را برای تدوین این فیلم در اختیار کن لوچ میگذارد.
منتقدان سینمایی هنگام بحث و صحبت درباره کن لوچ به کارنامه درخشان کاری پنجاه ساله وی اشاره میکنند. تاکید آنها بر نیم قرن فعالیت پرثمر هنری است که در خدمت جامعه و مشکلات آن بوده است. کن لوچ پس از کارگردانی اپیزودهایی از مجموعههای درام تلویزیونی «ماشینهای زد» و «افسانه بگو» در سال 1964، راهی شبکه تلویزیونی بیبیسی شد. همان زمان منتقدان تلویزیونی صحبت از ورود یک کارگردان مستعد جوان کردند و گفتند آیندهای درخشان در انتظار اوست.
او برای بی.بی.سی «کتی به خانه برگرد» را کارگردانی کرد. لحن واقعگرا و تلخ فیلم (که یک فضای خاکستری را به تصویر میکشید) سخت مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. استفاده از نابازیگران برای نقشهای اصلی فیلم چیزی بود که بسیاری از منتقدان به آن اشاره کردند. این شیوه کار، خیلی زود تبدیل به علامت انحصاری و نشان کاری کن لوچ شد.
اما شهرت بینالمللی این فیلمساز در سال 1969 و با فیلم «قوش» بوده. پس از نمایش این درام اجتماعی پرتنش در جشنوارههای بینالمللی بود که منتقدان و تماشاگران خارجی فیلمساز مولفی را کشف کردند که ساختههایش جذاب، استثنایی و حساسیتبرانگیز بود.
اسکرین اینترنشنال / مترجم: کیکاووس زیاری
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)