حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خودش میگوید هر وقت به نقشه نگاه میکند افسرده میشود از این همه گستردگی بیکرانی که او شاید روزی حسرت ندیدنش را بخورد. به گواه وبسایت شخصیاش او حالا در کره جنوبی است و دارد جادههای این کشور را رکاب میزند. اینها بخشهایی از خاطرات و مخاطرات این جهانگرد ایرانی است که از صفحه شخصیاش در فیسبوک و گفتوگوی سال گذشتهاش با چمدان نقل میشود.
ـ قبلا همیشه خیلی عجله داشتم که حرکت کنم و بروم، ولی مهمترین تفاوتی که با ابتدای سفر دارم این است که آن عجله و شتابی را که ابتدای سفر داشتم، ندارم. خیلی منطقیتر با آن برخورد میکنم و دیگر به عنوان یک سفر به آن نگاه نمیکنم. نه با یک بخش خاص زندگی، بلکه به عنوان خود زندگی دارم با آن برخورد میکنم و در این فضا خیلی راحتتر شدهام.
ـ انسان سفر میکند که اعتماد را یاد بگیرد. پس باید اعتماد داشت به هستی و خالق آن. من وقتی از ایران خارج شدم البته بعد از یک سالی که قبلا گفتم فکر میکردم اگر بیپول شدم چه کار کنم و امیدم به کارت اعتباری همراه خودم بود تا این که به این نتیجه رسیدم کارتم را باطل کنم ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد؛ البته یک سال طول کشید تا به این نتیجه رسیدم.
این تصمیم را زمانی گرفتم که در نیوزیلند بودم و آخرین اسکناس 50 دلاری خودم را با دوستم رفتیم شام خوردیم و بالاخره پولم تمام شد و من با دو دلار سفرم را ادامه دادم. برای رسیدن به مقصد خودم باید روزانه 120 کیلومتر رکاب میزدم. غذایم تنها روزی دو عدد تخممرغ بود. البته بین راه درختان میوه هم به دادم رسیدند که توانستم میوه بخورم تا این که به منزل یکی از دوستانم رسیدم و ادامه راه.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....