در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگرچه ممکن است مقیاس کوچک یک داستان و محدود کردن برخی موقعیتهای آن در وهله اول به مذاق نویسنده چندان خوش نیاید، اما باید دانست در نهایت به نفع داستان تمام میشود و این رابطه ساختار و موقعیت اگرچه در مواردی به محدود شدن قوه خلاقه منجر میشود، اما به هیچ وجه منفی و بازدارنده نیست. بلکه برعکس محدودیتی که موقعیت به یک داستان تحمیل میکند، در افزایش میزان خلاقیت آن میتواند موثر باشد. چراکه تمام داستانهای خوب، در دنیایی محدود و قابل شناخت رخ میدهد. دنیای داستان هرقدر هم بزرگ و وسیع باشد باز هم میتوان به کوچکی آن پی برد.
یکی از مزایای دنیای کوچک داستان این است که هنرمند میتواند براحتی بر دنیایی که خلق کرده است، احاطه یابد و آن را با همان عمق و دقتی که مورد نیاز موقعیتها و فضاهای قصه است، بشناسد. فقط در این صورت است که نویسنده بعد از پایان نگارش داستان خود میتواند بر تمام ویژگیهای اخلاقی و رفتاری و عادات کلامی کاراکترهای خود آگاهی داشته باشد و هرگونه سوالی را در این زمینه بیپاسخ نگذارد، اما این دنیای کوچک در داستان به معنای فضایی پیش پاافتاده و بیاهمیت نیست، اساسا هنر به معنای انتخاب بخش کوچکی از هستی و نمایش دادن آن به نحوی است که مهمترین و جذابترین نکته در لحظه نمایش جلوه کند. بنابراین کوچک بودن مقیاس دنیای داستان میتواند به بهتر نمود یافتن و ثبت فضاهای آن در ذهن مخاطب کمک کند.
البته اشراف نویسنده بر دنیای اثر داستانی خود نیز به این معنی نیست که او الزاما باید اشراف کامل بر همه جزئیات این جهان کوچک و البته قابل شناخت داشته باشد. بلکه نویسنده نیازمند آن است بر هر آنچه لازم است، شناخت داشته باشد. یعنی هیچ نکته خاص یا سوالی درباره زمان، مکان و شخصیتهای فیلمنامه او بدون پاسخ باقی نماند و نویسنده بتواند برای همه رویدادهای داستانی خود، گرهافکنیها و گرهگشاییها، ورود شخصیتهای جدید و حذف کاراکترهای قدیمی و جاافتاده در قصه، رفت و برگشتهای احتمالی زمان، تعدد لوکیشنها و پرسوناژهای زیاد یک قصه که فیلم میشود، توجیهی منطقی داشته باشد یا دستکم ثابت کند کارکرد تزئینی هریک از آنها در نهایت به پیشبرد بهتر داستان و خلق لحظههای ماندگار و تاثیرگذار فیلم منجر شده است.
به همین علت نویسندگان بزرگ از هیچ جنبهای از زندگی در طرح داستانهایشان غافل و بیخبر نیستند و زندگی را در سطحی خاص در خود هضم کردهاند. آنها میدانند در محدودهای که قابل شناخت و دانستن است، کار میکنند. دنیای گسترده و پرازدحام ذهن را چنان درگیر اجزای خود میکند که چارهای جز غوطهور شدن در فضای محدود جغرافیایی خاص نیست. بنابراین ساختن دنیایی کوچک و داشتن جمعیتی اندک، امکان رسیدن به دانشی عمیق و گسترده را فراهم میکند.
در پایان، بیان این قاعده کلی اهمیت دارد که هرچه دنیای داستان بزرگتر باشد، دانش نویسنده کمتر و رقیقتر است. بنابراین قدرت خلاقه او کمتر و داستانهایش کلیشهایتر میشود، اما هرچه دنیای داستان کوچکتر باشد دانش نویسنده نسبت به جوانب آن داستان جامعتر و کاملتر است و قدرت خلاقه او هم به تبع آن بیشتر میشود.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: