تبدیل شدن وایت از یک شخص قربانی به فعالی سیاسی و اجتماعی، ویژگی یک فرد انعطافپذیر است. اینگونه افراد در مواجهه با بدبختی، مصیبت، تراژدی و تهدید، خود را بسرعت با وضع موجود وفق میدهند و راهی برای نجات مییابند.
توانایی مقابله با اندوه، خشم و ترس برای گرفتار نشدن در دام اضطراب و افسردگی، بسیار ضروری است. گرچه وجود احساسات منفی بسیار طبیعی است، اما اگر به آن توجه نشود، دردسرساز است و میتواند تفکر روشن و تصمیمگیری منطقی ما را به خطر اندازد.
افراد برای اینکه بتوانند رویداد بدی را تحمل کنند، از دو ترفند مهم ارزیابی دوبارهشناختی و تفکر عمیق استفاده میکنند. با کمک ترفند ارزیابی دوباره، آنها با دیدی تازه به یک رویداد منفی مینگرند تا بتوانند از زهر آن بکاهند. مثلا اگر شغلی را از دست بدهند، آن را فرصتی تازه برای یافتن شغلی بهتر و آشنا شدن با افراد دیگر میبینند و با خود میاندیشند از این تجربه چه میتوانند بیاموزند. این نحوه برخورد با مصائب، آنها را قویتر، عاقلتر و منعطفتر میکند و حتی ممکن است احتمالات آینده را بهتر پیشبینی کنند. درواقع با این ترفند میتوانند با افکار منفی اضطرابآور مقابله و دیدگاههای مثبت را جایگزین آنها کنند.ترفند دیگر کنترل عواطف مضطربکننده بهکارگیری تفکر عمیق است. آنها با این روش میآموزند به جای سیر در گذشته یا نگرانی درباره آینده، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنند. درواقع یاد میگیرند چگونه بدون قضاوت به رویدادی بنگرند. تفکر عمیق به فرد در منعطف بودن کمک میکند و او میتواند در برابر افسردگی، اضطراب و نگرانی، روحیه خود را نبازد و قوی برخورد کند.افراد با دو ترفند فوق میتوانند بر احساساتشان مسلط شوند و روحیه مثبت خود را حفظ کنند و خشم، انزجار و ترس را سریعتر از خود دور کنند.
نیمه پر لیوان
تلاشی خالصانه برای تقویت احساسات مثبت میتواند توانایی فرد را در برابر هر نوع بلایی حفظ کند. او با افزایش دید مثبت، احساسات منفی را از خود دور میکند. درواقع افرادی که میتوانند بخش خوشبینیشان را بیش از بدبینی فعال کنند، کمتر دچار بیماری میشوند و حتی عمری طولانی خواهند داشت. سلامت بدن به فرد در تنظیم واکنشهایش در برابر اضطراب، کمک فراوانی میکند. احساسات منفی موجب افزایش هیجان روحی میشود و معمولا توجه فرد را از مسائلی که برای حیاتش ضروری است، دور میکند. همچنین احساسات مثبت از هیجانهای غیرضروری میکاهد و فرد را خلاقتر میکند؛ به طوری که او میتواند در برابر استرس و مصیبت، واکنش منعطفی از خود بروز دهد.
البته اگر از خوشبینی صحبت میکنیم، منظور نوع واقعی آن است، نه خوشبینی ظاهری خوش آب و رنگ. خوشبینی واقعی آن است که فرد به طور کل موارد منفی را از ذهن خود پاک میکند. افرادی که بیش از اندازه به خوشیها فکر میکنند، معمولا اوضاع نگرانکننده و خطرناک را دستکم میگیرند. خوشبین واقعی احساسات منفی غیرضروری را فیلتر میکند، اما به موارد بدی که احتمال دارد فرد را گرفتار مشکلات و فلاکت کند، کاملا توجه دارد و با دیدی روشن به مقابله با آنها میپردازد.
واکنش استرس
فعالیت فیزیکی میتواند مقدار انعطافپذیری افراد را افزایش دهد و آنها را در برابر اثرات منفی اضطرابآور محافظت کند. رفتارهایی چون ترس مبالغهآمیز و انزوا و تمایل به مصرف موادمخدر در افرادی که ورزش میکنند، بندرت دیده میشود. ورزشهای هوازی از علائم افسردگی و نگرانی بیش از حد بسرعت میکاهد و به فرد کمک میکند، بهتر تمرکز و تصمیمگیری کند و همچنین حافظه خوبی داشته باشد. این موارد برای داشتن واکنش مناسب در برابر مشکلات و انعطافپذیر بودن بسیار ضروری است. روانشناسان میگویند، دستکم هفتهای یک ساعت و 15 دقیقه انجام دادن ورزشهای هوازی مثل شنا، دو یا پیادهروی بسیار مفید است.
روانشناسان از ترفندی که واکسن استرس نام دارد، سخن میگویند. این واکسن براساس روشی است که در آن، فرد را به طور عمد بتدریج با مشکلات مختلف روبهرو و او را وادار میکند با این مشکلات دست و پنجه نرم کند. بعد از مدتی فرد میآموزد با استرس بالای خود چگونه برخورد و آن را کنترل کند. این نوع واکسن که فرد را بتدریج در معرض مشکلات سخت و سختتر قرار میدهد، به گونهای عمل میکند که انعطاف فیزیکی، احساسی و شناختی او را بالا میبرد.
مثلا وقتی فردی هنگام اولین سخنرانی بشدت دچار ترس و اضطراب میشود، پس از چند بار قرار گرفتن در چنین شرایطی به مرور میتواند با اضطراب کنار آید و آن را کنترل کند. ابتدا در برابر تعداد افراد کمی صحبت میکند و کمکم در برابر افراد بیشتر بدون نگرانی سخنرانی میکند.
برای تحمل بیشتر، فرد باید اندکاندک در مواجهه با مشکلات سخت قرار بگیرد و بر میزان تحملش بیفزاید. این وضع باید بیشتر از استرسهای معمول روزمره باشد. خلبانها، آتشنشانها، پلیسها و سربازان در موقعیتهای واقعی با این روش، آهستهآهسته بر مهارتهای فیزیکی، شناختی و احساسیشان میافزایند.
ارتباط با دوستان، کاهش استرس
روش بسیار موثر برای افزایش انعطافپذیری، تقویت روابط فرد با دیگران است؛ زیرا حمایت اجتماعی میتواند واکنش بدن نسبت به استرس را سرکوب کرده، موجب بالا رفتن شهامت فرد در شرایط سخت و عذابآور شود. همیشه حمایت دوستان، بهترین کمک به فرد برای از سر گذراندن مشکلات و سختیهاست.
قدرت پشتیبانی از سوی دیگران از آنجا ناشی میشود که اعتماد به نفس فرد را افزایش میدهد و شبکهای مطمئن برای مواقعی است که جلوی سقوط فرد به ورطه نابودی را بگیرد. دوستان به فرد کمک میکنند باور کند میتواند بر مشکلات غلبه کند. در نتیجه او متمایل میشود داوطلبانه به حل مشکلش بپردازد، نه اینکه از روبهرو شدن با آن بهراسد.
فراتر از دوست
در دایره اجتماعیتان، کسانی را مییابید که از سختیها و مصائب زندگیشان بسرعت گذر کردهاند. میتوانید از آنها بیاموزید و همچنین از آنها کمک بخواهید. اگر شغلتان را از دست دادهاید، از دوستان و آشنایان بخواهید برایتان شغلی پیدا کنند یا وقتی غمی بزرگ بر دلتان مینشیند، به جای گوشهنشینی از دیگران کمک بخواهید یا فقط از آنها بخواهید مدتی کنارتان باشند تا کمکم شهامتتان را به دست آورید. جری وایت، نمونهای برجسته از یک فرد انعطافپذیر است. او مدتی به وضع خود فکر کرد و سپس از دست دادن پای خود را فرصتی برای انجام دادن کاری جدید دانست. او با کسانی که مثل او فکر میکردند، گروهی تشکیل داد و دست به فعالیت علیه مینگذاری زد و با استفاده از ارزیابی دوباره و متفکرانه، حمایت اجتماعی و مهارت در حل مشکل، تراژدی زندگیاش را به ماموریتی پر از امید و زندگی تبدیل کرد.
ScientificAmerican / مترجم: نادیا زکالوند