در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

مدعیان پیشوایی شعر نو
اولین جبهه مخالفان نیما، مدعیان پیشوایی و رهبری جریان شعر نو بودند. این جریان در نیمه اول دهه 20 با هدف انکار نیما به عنوان بنیانگذار شعر نو به میدان آمدند. از شواهد تاریخی پیداست که مخالفت این گروه با نیما تا حدود زیادی در «حسادت» و «خودبینی» ریشه داشته است. در راس هرم این مخالفان، دکتر پرتو تندرکیا (شاهین) قرار دارد. تندرکیا مهر 1318 با صدور بیانیهای آتشین مدعی پرچمداری شعر نو و انقلاب ادبی در شعر پارسی میشود و با طعن و کنایه، نیما را مخاطب قرار میدهد.
از دیگر کسانی که مدعی شعر نو بودند، میتوان از هوشنگ ایرانی نام برد. علاوه بر این دو نفر، شاعران نواندیشی همچون: محمد مقدم، تقی رفعت، بانو شمس کسمایی، جعفر خامنهای، ابوالقاسم الهامی (لاهوتی) و جواهری (روا هیچ) در گروه شاعرانی بودند که هر یک با نوآوریهای خود در زبان و خلق آثاری در قالب نو، بستر را برای ظهور نیمایی و تثبیت آن فراهم کردند و در نهایت زمینه و زمانه برای تجددطلبی و «رنسانس ادبی» مهیا شد.
آنچه درباره تجددخواهان افراطی باید گفت این است که از این گروه، هیچ کدام نتوانستند جریان شعر نو را تداوم بخشند و به توفیقی دست یابند. علت این ناکامی و شکست نیز مشخص است. تندرویهای این گروه در تجددخواهی و بیتوجهی به زیرساختهای فرهنگی و دینی جامعه ایرانی در عرصه نوآوری و خلاقیت، راه را بر تداوم این جریان سد کرد و امروز در تاریخ شعر نو، فقط نامی در صفحه تاریخ از آنها باقی مانده است و بس.
سنتگرایان متعصب
«سنتگرایان متعصب» طیف دوم مخالفان نیما را تشکیل میدهند. افرادی چون دکتر مهدی حمیدی شیرازی، ملکالشعرای بهار، رعدی آذرخشی، رهی معیری، صورتگر و... در ظاهر علت اصلی مخالفت این گروه با نیما، ادعای پاسداری از میراث گرانسنگ ادب پارسی بود. این گروه خود را سنگربانان شعر سنتی میدانستند و کار نیما را در حوزه شکستن اوزان عروضی و کوتاه و بلند کردن مصراعها بدعتی خطرناک میدانستند که باید با آن مقابله میشد. البته با بررسی قرائن و شواهد به نظر میرسد انگیزههای شخصی نیز در این مخالفتها دخیل بوده است که در اینجا قصد پرداختن به آن را نداریم.
نیما اما به خاطر اعتقاد و ایمان راسخی که به کار خویش داشت، همه این تحقیرها و زخمزبانها را به جان میخرید و خم به ابرو نمیآورد. او گوشش از صدای آیندگان پر بود و خوب میدانست که نسل فردا قدرشناس مجاهدتهای سی ساله او خواهد بود. از همین رو بیاعتنا به همه این حرفها، استوار و ثابتقدم و با «خودباوری» تمام به راه خود میرفت.
سنتگرایان معتدل
پیشتر نیز اشاره شد که در کنار شعر نیمایی (جریان اصلی شعر نو)، جریانهای دیگری هم شکل گرفت که صدالبته متأثر از شیوه و اسلوب نیما و شعر نیمایی بود. یکی از این جریانها که بعد از شهریور 1320 در عرصه ادبیات ایران، نمود نسبتا قدرتمندی پیدا کرد و حدود یک دهه بر فضای ادبیات ایران تسلط یافت، جریان «سنتگرایان معتدل» بود.
جریانی که در شکلگیری و تکوین آن، شاعرانی همچون: استاد شهریار، دکتر پرویز ناتل خانلری (پسرخاله نیما)، دکتر مجدالدین میرفخرایی معروف به «گلچین گیلانی» و سراینده شعر معروف و خاطرهانگیز «باز باران»، فریدون توللی، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن و منوچهر شیبانی بودند. تعلق خاطر طلایهداران این جریان ادبی به قالبهای پیوندی و دورگهای همچون «چهارپاره» و «دوبیتیهای پیوسته» بود که امروزیتر به نظر میرسیدند و مخاطبان بیشتری را جذب میکردند.
تأثیرپذیری این گروه از شاعران از نیما امری غیرقابل انکار است. برای مثال شاعرانی چون: فریدون توللی و ناتل خانلری اولین اشعار خود را با الهام از «افسانه» نیما سرودند، ولی از آنجا که میخواستند خود را بانی شعر نو معرفی کنند، همیشه این تأثیرپذیری را کتمان میکردند و همین امر بود که باعث آزردگی نیما میشد و او را وادار میکرد برای دفاع از حقانیت ادبی خویش به افشاگری درباره این جریان بپردازد: «این جوان خانلری آینده را نگاه نمیکند... جوانهای سادهلوح دیگر را (مثل نادرپور و توللی) به دور خودش میکشد و هر کدام یکی از مدلهای مرا (که بین قدیم و جدید است) سرمشق کار خود قرار داده، عنوان میدهند که به شعر من، صورت کامل حسابی را دادهاند. یعنی به دور انداختههای مرا وسیله پیشرفت کار دنیاییشان قرار میدهند.» (برگزیده آثار نیما به نثر و یادداشتهای روزانه، ص 240)
نیما هوشمندانه دریافته بود که پیروی خانلری از او صادقانه نیست؛ چراکه هدف خانلری از تظاهر به تجددخواهی و نوگرایی، چیزی جز ادعای پیشوایی شعر نو نبود: «این جوان میخواهد پیشوایی شعر را از دست من بگیرد و همهاش میگوید من هم چنین گفتهام و چنین گفتهاند، ولی به چاپ نرسیده است.» (همان، صص 230 و 232) و اما حدود سالهای 1327 از بطن این جریان، نسل جدیدی از شاعران سر برآوردند که ضمن تأثیرپذیری بیشتر از نیما (البته در صورت) از زبانی رمانتیک برخوردار بودند. به همین خاطر نام آنها را میتوان «اعتدالیون رمانتیک» نهاد.
شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج (سایه)، فریدون مشیری و... اشعار این گروه از شاعران به خاطر برخورداری از مؤلفههایی چون سادگی، لطافت، صمیمیت و رمانتیسم، دایره مخاطبان شعر را گسترش داد و مورد قبول و پسند بسیاری از مردم واقع شد. شعر «کوچه» فریدون مشیری از معروفترین این شعرهاست: بیتو، مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم/ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/ شدم آن عاشق دیوانه که بودم... .
علت اصلی نارضایتی نیما از شاعران طیف «اعتدالیون رمانتیک» به خاطر آن بود که این گروه از شاعران، بیشتر در صورت متأثر از او بودند و در اصول از موازین شعر سنتی و قدیم پیروی میکردند.
نقطه، سرخط!
جبهه سنتگرایان جدید (اعتدالیون رمانتیک) بعد از سال 1334 رو به ضعف میگذارد و آرام آرام شعر سپید شاملویی در بطن شعر نیمایی نطفه میبندد، در واقع باید گفت که بعد از سال 34 با ظهور شاملو و شعر سپید، شعر نیمایی به مرحله بلوغ و کمال خویش نزدیک میشود. شاملو یکی از پیشنهادهای نیما را با ابداع شعر سپید به مرحله اجرا میگذارد و با ابداع خویش به زبان نیما صیقل و تراش تازهای میدهد.
نیما خود به این امر وقوف داشته، چنان که در جایی گفته است: «تمامی شعرهایی که من نوشتهام، به آن سامانمندی و قطعیت نرسیده و خیلی از آنها، تجربههایی است که نرسیدهام آنها را آن طور که باید تراش بدهم. بدون تردید دهه 40، دهه پربار و درخشانی برای شعر امروز ایران است. دههای که در آسمان ادبیات ایران ستارگانی همچون اخوان، شاملو، فروغ و سپهری ظهور کردند و درخشیدند. شعر شاعران این دهه، شعری آرمانگرا و اجتماعی است که تأویل و تفسیر آن نیاز به تأمل و رمزگشایی دارد.
البته در این میان دکتر شفیعی کدکنی نسبت به توفیق جریان شعر سپید یا شاملویی بدبین است و در این خصوص میگوید: «شعر منثور یا سپید که هنوز هم فقط در شاملو و کارهای او قابل مطالعه است، شعری است که میکوشد موسیقی بیرونی شعر را به یک سوی نهد و چندان از موسیقی معنوی و گاه موسیقی کناری کمک بگیرد که ضعف خود را از لحاظ نداشتن موسیقی بیرونی جبران کند. (ادوار شعر فارسی، محمدرضا شفیعی کدکنی، صص 131 و 132) البته ناگفته نماند که استادان ارجمندی همچون دکتر شفیعی کدکنی در راهیابی و تثبیت شعر نیمایی در دانشگاه نقشی قابل تأمل و تأثیرگذار داشتهاند و اقبال و استقبال جامعه دانشگاهی از شعر نیمایی تا حدود زیادی مدیون تلاشهای عالمانه بزرگوارانی همچون ایشان است.
باعث بسی خرسندی است که امروز علاوه بر دکتر شفیعی کدکنی، طیف دیگری از استادان برجسته و فرهیخته دانشگاهی همچون دکتر اسماعیل حاکمی، دکتر سیروس شمیسا، مرحوم علیمحمد حقشناس، دکتر یاحقی، دکتر رستگار فسایی، دکتر حمیدیان، دکتر پورنامداریان و... با مهر تائید زدن بر شعر نیمایی و تائید این سبک جدید ادبی، راه را برای تبیین و تشریح اصول شعر نیمایی و نقد عالمانه آن در دانشگاه فراهم کردهاند. چنان که امروز بسیاری از دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری با اشتیاق فراوان، موضوع پایاننامههای دانشجویی خویش را با راهنمایی این بزرگواران، به شعر نیمایی اختصاص میدهند و این خود دستاورد کمی نیست.
این اتفاق خجسته مؤید این نظریه است که شعر نیمایی در روزگار ما به عنوان یک سبک مقبول ادبی که در ادامه روند تکوینی و سیر تکاملی ادبیات پارسی میتواند مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد، در جامعه دانشگاهی ما به جایگاهی رفیع و شایسته دست یافته است؛ آنچنان که حتی متعصبترین سنتگرایان نیز برای عقبماندن از قافله نوآوری با وجود میل باطنی خویش ناگزیر از به رسمیت شناختن آن و پذیرش این واقعیت ادبی هستند. و جالبتر آن که بسیاری از آنان خواسته یا ناخواسته در قالبهای نیمایی دست به آفرینشهای ادبی نیز میزنند!
نیما و مقلدان صورتی!
آخرین طیف از مخالفان نیما را «متشاعران فرصتطلب» یا «مقلدان صورتی» تشکیل میدهند. طیفی که از زمان نیما تا به امروز خود را پشت نقاب شعر نو پنهان کردهاند و در قالب شعارهای ظاهرفریب تجدد و نوآوری، تیشه بر ریشه ادب هزار ساله پارسی میزنند و ظاهرا گوششان نیز به هیچ حرفی بدهکار نیست! هر چند بنیانهای استوار ادب پارسی را این بادها هرگز به لرزه نمیاندازد و با این ترفندها و شعبدهبازیها خللی به این بنیان وارد نمیشود، اما بیم آن میرود که بدعتگذاریهای بیمبنا و بدآموزیها و شالودهشکنیهای این گروه، نسل نوآمد ادبی را به بیراهه بکشاند و فرصت شاگردی و تجربهآموزی از محضر سرهنگان و پیشاهنگان ادب پارسی را از آنان بگیرد که هرگز چنین مباد.
رضا اسماعیلی / شاعر و پژوهشگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: