این اولین بار نیست که رسانه های غربی یک سوژه مرده را با توسل به دستاویزی کهنه ، به رغم خود زنده می کنند و آن را به عنوان یک پدیده مهم به جهانیان می نمایانند.
کد خبر: ۶۲۰۳۶
رسانه های کانادایی و به دنبال آن مطبوعات امریکایی و اروپایی طی روزهای گذشته ، اظهارات فردی را پوشش داده اند که ادعا می کند پزشک بیمارستانی بوده که زهرا کاظمی در آن بستری بوده است . این فرد که برای باورپذیر کردن حرفهای خود، گفته است از جانبازان جنگ است و برای ادامه مداوا به خارج از ایران سفر کرده ، از شکنجه هایی خبر می دهد که به ادعای او در مورد زهرا کاظمی اعمال شده است . طبق تقویم سیاسی کشورمان ، این اتفاق کمی هم دیر پیش آمده و انتظار می رفت زودتر از این در بوق و کرنا می شد! به یاد داریم که هرازگاهی و بخصوص هنگام مطرح شدن پروژه های سنگین سیاسی درباره ایران ، پرونده هایی مشابه تکرار شده است . یک روز مردی که وابسته به سرویس اطلاعاتی ایران معرفی می شود با لطایف الحیل از ایران می گریزد و اطلاعات ناب و دست اول در اختیار یک روزنامه امریکایی می گذارد! چند صباح دیگر، فردی که در نهاد سیاسی مهمی کار می کرده و تمام اخبار و اطلاعات محرمانه به او منتهی می شده شبانه از دشتهای جنوب شرق فرار می کند و دست بر قضا در اروپا آفتابی می شود و حرفهایی می زند که مو بر تن آدم سیخ می شود! مدتی بعد، جوانکی اطلاعات دست اول از بازداشتگاه های داخلی ایران را به شبکه های اینترنتی می رساند!... مدتی می گذرد و دیگر هیچ اشاره ای به حرفها و استنادات این شخصیت های مهم ! نمی شود. حتی در گزارش نوبه ای مربوط به حقوق بشر ، اظهارنظرهای جنجالی افراد یاد شده ، فرصت حضور نمی یابد. در واقع این رخدادها ، موضوعات خلق الساعه ای است که برای اهداف کوتاه مدت ، طرح می شوند و پس از آن که تاریخ مصرفشان گذشت ، به تاریخ می پیوندند. دیگر ، حتی کسی سراغی از آن منابع مطلع ! نمی گیرد و حالشان را نمی پرسد. برخی از این چهره ها، شاید افرادی باشند که برای کسب چند دلار ، قصه ای سرهم می کنند و آن را در اختیار روزنامه ها قرار می دهند. شروع قصه با این افراد است اما پایانش ، نه . به این معنا که آن قصه کوتاه را خیالپردازهای آن سوی مرزها چنان می پرورانند که گوینده اصلی اش هم شاخ در می آورد. برخی دیگر از این افراد نیز در جایی از کشور بی مهری دیده اند و می خواهند به نحوی تلافی کنند. اما نمی توان این فرض را از ذهن دور داشت که بسیاری از این دروغ پردازی ها با برنامه ریزی قبلی طراحی می شود و هدف آن فضاسازی رسانه ای علیه ایران است . اظهارات قاطع رئیس جمهور درباره از سرگیری پروژه غنی سازی اورانیوم ، تبلیغاتی شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات ، همبستگی ملی در نپذیرفتن شرایط تحمیلی امریکا و اروپا در مذاکرات هسته ای و نظایر آن موجب خشم غربی هاست و همین سوژه ها کافی است که آنها به نبش قبر یک موضوع کهنه بپردازند و پرونده ای را که با حضور تیم منتخب رئیس جمهور ، زوایایش آشکار شده ، دوباره به جریان بیندازند. روش نخ نما شده غرب برای مبارزه رسانه ای با ایران ، شاید دیگر ساده لوح ترین افراد را هم نفریبد اما ظاهرا در شرایط کنونی ، تنها روش ممکن است!.