اگر بخواهیم دلایل گرایش مجرمان به این شگرد را بررسی کنیم، باید به بحث لاغری توجه داشته باشیم. در وهله اول باید توجه داشت بیاشتهایی عصبی و البته پرخوری عصبی دو نوع از اختلالات خوردن است که به اعتقاد روانشناسان شکلی از اختلال عاطفی است؛ زیرا افسردگی در این افراد شایع است، اما هنوز معلوم نیست آیا افسردگی نتیجه کمخوری است یا کمخوری حاصل افسردگی. آنچه قابل توجه است، شیوع این اختلال در سالهای اخیر است. از سویی فرهنگ و تبلیغات که لاغری را برای زنان پسندیده میداند و الگوهای ارائه شده در سینما و مدهای زیبایی که تائیدگر لاغری به عنوان وضع ایدهآل برای زنان است، در این بین نقش پررنگی دارند. تعداد زنان مبتلا به این اختلال روزبهروز بیشتر میشود و بویژه زنانی که نسبت به قضاوت جامعه و معیارهای زیبایی حساستر هستند، آسیبپذیرتر میشوند، اما آنچه مسلم است علت اصلی این مشکل فرهنگ و میل به زیبایی نیست؛ بلکه فرهنگ لاغرپسند راهی مدرن برای بروز اختلالات عاطفی به فرد نشان میدهد این اختلال را تا جایی که ممکن است جامعهپسند کند. درواقع مساله اصلی اختلال در تنظیم هیجانات است و چنین افرادی قادر به خودگردانی مطلوب هیجانات خود نیستند. آنها این کنترل را روی جسم خود اعمال میکنند و چون کنترل خوردن پاسخگو و آرامشدهنده به تنشهای روانی نمیشود، فرد با شدت بیشتری به این کنترل ادامه میدهد و به اختلالی که حتی باعث مرگ نیز میشود، ابتلا مییابد. کنترل جسم به جای روان واحساس به چنین مشکلاتی میانجامد و بسته به اینکه فرد چه حساسیتهایی در مورد خود، جامعه و دیگران دارد، عکسالعملهای متفاوتی را نشان میدهد.
خانواده افرادی که به چنین مشکلی مبتلا هستند، معمولا استقلال کافی به دختران خود نمیدهند، از ابراز هیجان یا تعارضات روانی جلوگیری میکنند و کمالطلب هستند. آنها سرکوب نیازها و خشم را در فرزندان خود تشویق میکنند و کنترل در غذا خوردن را به عنوان یکی از نکات قوت دختران و راهی برای نشان دادن عزت نفس معرفی میکنند؛ به طوری که وزن معمولی و خوردن عادی هم در آنها باعث عذاب وجدان و پایین آمدن عزت نفس میشود. از طرفی پایین آمدن غیرعادی وزن باعث نگرانی اطرافیان و جلب توجه و ارضای روحی فرد میشود.درمان این اختلال، درمانهای شناختی ـ رفتاری است و حتی اگر فرد دارو مصرف میکند، همچنان بشدت به روان درمانی نیاز دارد تا شیوه کنار آمدن مستقیم و درست با احساسات و نیازهای خود را بیاموزند، ضمن اینکه فرد به همکاری فرد و خانواده نیاز دارد.
رابعه موحد
روانشناس