به گفته دکتر عبدالحسین شاهوردی، معاون آموزشی و پژوهشی پژوهشگاه رویان، در بافتهایی که تکثیر میشد و میتوانست ضایعه ایجاد شده را ترمیم کند، سلولهایی وجود داشت که در گذشته در کتابهای جنینشناسی از آنها با عنوان سلولهای پشتیبان نام برده میشد. مثلا لابهلای سلولهای عضلانی، سلولهای ستارهایشکل وجود داشت که در مرحله اول عملکرد عضلهای نداشت، اما اگر ضایعهای در بافت عضلانی ایجاد میشد این سلول ستارهایشکل قابلیت تبدیل به سلول عضلانی را داشت. بعد از این که دانش بشری نسبت به موضوعات مختلف در این حوزه افزایش یافت، محققان متوجه شدند عملکرد سلولها بسیار فراتر از دانش و اطلاعات قبلی آنهاست. در مراحل مختلف رشد موجودات، جایگزینی سلول به عنوان جایگزینی برای سلولهای قبلی اتفاق میافتد یعنی در مرحله جنینی پس از تشکیل سلول تخم و تقسیم سلولی (در مرحلهای که اصطلاحا به آن مورولا گفته میشود) در فاز اول سلولها هنوز ماموریتی ندارند، اما بتدریج ماموریت هر یک از سلولها مشخص میشود و همین سلولهای اولیه سه لایه جنینی را تشکیل میدهند. هر لایه جنینی این قابلیت را دارد که یکسری اعضای مربوط به خودش را تشکیل دهد. پس این تفکر مطرح شد که قبل از این که سلولها هر یک در لایهای از سه لایه جنینی قرار گیرند، اگر روند رشد سلولی را متوقف کنیم و در محیط آزمایشگاهی آنها را تکثیر دهیم، این سلولها قابلیت دارند سه لایه سلولی جنینی را تشکیل دهند یعنی ما آگاهانه و براساس الگویی که در بدن است میتوانیم این سلولها را به انواع مختلف سلولهایی که در بدن وجود دارد، تمایز دهیم.
به گفته شاهوردی، در تعریف سلول بنیادی گفته میشود، سلول بنیادی جنینی سلولی است که میتواند به طور نامحدود تقسیم شود و قابلیت تبدیل و تمایز به انواع سلولها را دارد، اما در زمینه سلولهای بنیادی جنینی مشکلات و محدودیتهایی مهم وجود دارد. در اینجا بحث تطابق ژنتیک مطرح است. حتی سلولهای بنیادی جنینی ممکن است از نظر ژنتیک با فرد گیرنده متفاوت باشد. در اولین مرحله محدودیتی که ایجاد میشد، مشکلات و محدودیتهایی بود که در پیوند و رد پیوند میتوانست وجود داشته باشد. یک نگاه این بود که از سلولهای بنیادی جنینی بانکی تشکیل دهیم که اگر کسی بخواهد به عنوان گیرنده از این سلولها استفاده کند، این سلولها را از نظر ژنتیک با مشخصات ژنتیک گیرنده تطبیق دهیم و اگر مشابهت دارد، ادامه فرآیند درمان انجام شود. سلولهای بنیادی جنینی محدودیتهای دیگری هم دارد. هنوز بسیاری از ابعاد توانایی سلولهای بنیادی جنین شناخته نشده است. به همین دلیل ورود سلولهای بنیادی جنینی به مرحله بالینی با احتیاط و به صورت محدود در حال انجام است. آنچه اکنون درباره سلولهای بنیادی جنینی انجام میشود بیشتر در مرحله آزمایشگاهی است و به شناخت سلول و مکانیسمهایی که در سلول اتفاق میافتد و مدلهایی که در آزمایشگاه ایجاد میشود محدود است تا به این ترتیب شناخت ما از سلولهای بنیادی، تمایز و تبدیل آنها به سلولهای دیگر افزایش پیدا کند، اما در حوزه سلولهای بنیادی جنینی در یک یا دو فاز بالینی مانند تبدیل سلولهای بنیادی به سلولهای عصبی در قالب یک طرح بالینی در کشور آمریکا کارهایی انجام شده که نشان میدهد سلولهای بنیادی جنینی چنین قابلیتهایی دارد، اما به طور کلی نگاهی که نسبت به سلولهای بنیادی جنینی در سطح دنیا وجود دارد بیشتر جنبه احتیاطی دارد. سلولهای بنیادی جنینی در کنار محدودیتها، مزایایی هم دارد. قابلیت این سلولها در مقایسه با دیگر سلولهای بنیادی به مراتب بیشتر است، اما محدودیتهایی که سلولهای بنیادی جنینی با آن مواجه بود، محققان را وادار کرد به دیگر سلولهای بنیادی توجه داشته باشند.
شاهوردی از سلولهای بنیادی جنینی خون بند ناف به عنوان یکی دیگر از سلولهای بنیادی نام برده و میافزاید: اگرچه سلولهای بنیادی جنینی خون بند ناف در مقایسه با سلولهای بنیادی جنینی قابلیت کمتری دارد، اما شما میتوانید از جفت یا بند ناف فردی که تازه متولد شده بهعنوان منبعی از سلولهای بنیادی استفاده کنید و مهمتر از همه این که این سلولها را نگهدارید تا در صورت لزوم برای خود فرد از این سلولها استفاده کنید.
شاهوردی با اشاره به سلولهای بنیادی بالغ بهعنوان منبع دیگری از این گروه سلولها میگوید: در سلولها و بافتهای فرد بالغ هم رد پایی از سلولهای بنیادی دیده میشود. بهترین منبع برای استفاده از سلولهای بنیادی بالغ، مغز استخوان است. سلولهای خونی یا گلبولهای قرمز عمر کوتاهی دارند و در مغز استخوان به طور دائم و پیوسته سلولهای خونی را تولید میکنند که با جریان عمومی خون در بدن وارد میشود.
مغز استخوان با توانایی که در ساخت انواع مختلف سلولهای خونی دارد، میتواند سلولهای همرده سلولهای خونی را هم بسازد. امروزه میدانیم مغز استخوان قابلیت تولید انواع مختلفی از سلولهای موجود در بدن را دارد. به همین علت در افرادی که مبتلا به سرطان هستند، منبع تولید سلول یعنی مغز استخوان را خالی میکنند و از فردی که با او همخوانی دارد بخشی از مغز استخوانش را پیوند میزنند. اگر قسمتی از مغز استخوان را برداریم انواع مختلفی از سلولها اعم از سلولهای مزانشیمی، تک هستهای و دیگر سلولها در این نمونه قابل شناسایی و جداسازی است که میتوان از آن در درمان بیماریهای مختلف از استخوان، غضروف، قلب و کبد به عنوان جایگزینی برای سلولهای آسیبدیده استفاده کرد.
به گفته شاهوردی، برای درمان فردی که مبتلا به بیماری استخوانی یا قلبی است میتوان از سلولهای بنیادی مغز استخوان خود فرد استفاده کرد. از آنجا که این سلول بنیادی از خود فرد گرفته شده با مشکل رد پیوند مواجه نخواهیم شد. تحقیقات بالینی انجام شده در این زمینه نشان داده است استفاده از سلولهای بنیادی در درمان بیماریهای قلبی و استخوانی و غضروفی تاثیر خوبی داشته است. شاید درمان به کمک سلولهای بنیادی به عنوان یک درمان متعارف و معمول کاربرد نداشته باشد، اما میتواند در کنار درمانهای متعارف، کمکی برای بهبود حال بیماران باشد. ما در زمینه بیماریهای قلبی در مرحله آزمایش بالینی تحقیقاتی را در رویان انجام دادهایم. علاوه بر مغز استخوان از بافتهای دیگر بدن مانند بافت چربی هم میتوان به عنوان منبعی برای تامین سلولهای بنیادی استفاده کرد. سلولهای چربی منبعی از سلولهای بنیادی فرانشیمی است. بعضی محققان بر این باورند که در بافت قلب هم ردپایی از سلولهای بنیادی وجود دارد و شاید سلول بنیادی که از خود قلب گرفته میشود، عملکردی بهتر از سلولهای بنیادی دیگر داشته باشد، اما در اینجا یک محدودیت وجود دارد که تعداد سلولهای بنیادی قلب محدود است و باید از روشهایی برای تکثیر سلولهای بنیادی استفاده کرد.