
با توجه به اینکه این دو کشور بیشترین نقش منفی درباره حقوق هستهای ملت ایران را داشتهاند این سوال مطرح است که چرا در مذاکرات کنونی این کشورها چنین رویکرد تعاملی را در پیش گرفتهاند در حالی که پیش از ژنو تندترین مواضع را علیه ایران اتخاذ کرده بودند.
در پاسخ به این پرسش دو دیدگاه مطرح است. نخست آنکه برخی با توجه به شرایط داخلی این کشورها و نیز پیامدهای جهانی منفی ادامه نادیده گرفتن حقوق هستهای ملت ایران و نیز نیازهای این کشورها به ایران در تحولات سوریه ، رویکرد تعاملی این کشورها را برگرفته از نیاز آنها به مذاکره با ایران میدانند. رویکردی که البته نه به منزله امتیاز دهی به ایران بلکه برگرفته از نیازها و گرفتاریهای این کشورها است که تلاش دارند تا با رویکرد به نسبت تعاملی با ایران آن را مرتفع سازند.
دوم آنکه بسیاری از ناظران سیاسی دیدگاه دیگری را مطرح می سازند و آن اینکه انگلیسیها به دنبال بازگشت به ایران هستند و آمریکاییها نیز برآنند تا با ادعای رویکرد به تعامل با ایران طرح ایجاد شکاف میان مخالفان و موافقان آمریکا و نیز سوق دادن جامعه جهانی برای اعمال فشار بر ایران جهت پذیرش خواستههای غرب با ادعای گام برداشتن برای اعتماد سازی و در نهایت بهره گیری از ظریفتهای ایران در منطقه را محقق سازند.
روند مذاکرات ژنو نشان میدهد که انگلیس و آمریکا این محورها را اجرایی کردند و تلاش نمودند تا چهرهای مثبت از خود بر جای گذارند در حالی که نقش منفی را فرانسه ایفا کرد. فرانسهای که از یک سو وابسته به آمریکا است و از سوی دیگر خوی جاه طلبیآن موجب تحرکات منفی این کشور در صحنه جهانی شده است.
کشوری که در تحولات سوریه نیز زخم خورده شکست در برابر ایران و جبهه مقاومت است و به زعم خود به دنبال اقدامی برای انتقام گیری است.
به هر تقدیر میتوان گفت که اقدام انگلیس و آمریکا در نشست ژنو بیشتر از هر چیز برگرفته اهداف بلند مدت آنها در قبال ایران بوده است در حالی که با به بازی گرفتن فرانسه تلاش کردند تا پروندهای مثبت از خود بر جای گذاشته تا از آن در جهت منافع بلند مدت علیه ایران بهره گیرند. این احتمال وجود دارد که فرانسه قربانی منفعت طلبی آمریکا و انگلیس شده است در حالی که آنها چهرهای مثبت از خود به نمایش گذاشتهاند.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین