بدون توسعه صادرات ، از جهانی شدن سود نمی بریم

وارد شدن به مذاکرات الحاقی به سازمان تجارت جهانی هم جایگاه ما را در اقتصاد و تجارت جهانی و هم میزان حضور دیگر کشورها رادر اقتصاد ما تعیین می کند
کد خبر: ۶۱۱۶
بدون شک جهانی شدن فرآیندی دوسویه است ؛ با این حال کشورهای در حال توسعه ای چون ایران برای بهره مندی از اثرات مثبت چنین فرآیندی ، ناگزیر از پذیرش تدریجی عناصر اقتصاد جهانی در اقتصاد ملی خود هستند.با وجود این ، آنچه به عنوان اصلی مسلم شناخته شده است ، آن که بدون توسعه تجارت و برقرار کردن پیوند سازمانی میان تجارت و فرآیند توسعه ملی ، نمی توان از مزایای جهانی شدن بهره گرفت که این مهم نیز به جز از طریق اتخاذ راهبرد فعال توسعه صادرات ، راه به جایی نخواهد برد در این زمینه ، با دکتر اسفندیار امیدبخش ، معاون اجرایی نمایندگی تام الاختیار تجاری جمهوری اسلامی ایران به گفتگو نشسته ایم.بدون شک جهانی شدن در میان کلیه کشورها مدافعان و مخالفانی دارد؛ کمااین که برخی کشورها طی 2 دهه اخیر آثار مثبت و برخی آثار منفی آن را تجربه کرده اند. حال براساس این دو پیش فرض ، مهمترین پرسش ، پیش روی ایران این است که چگونه می توان ضمن حفظ هویت فرهنگی و استقلال سیاسی ، از مزایای اقتصادی جهانی شدن بهره گرفت ؛ به گونه ای که منجر به توسعه اقتصادی و افزایش رفاه در کشور شود؛اگر روی جنبه منفی جهانی شدن و عمدتا بر ابعاد مخرب این فرآیند تکیه کنیم ، طبعا جهانی شدن را برای اقتصاد ایران مناسب نخواهیم دید. اما در پاسخ به این رویکرد باید گفت ، اگر جهانی شدن را موجب هضم و تحلیل اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی بدانیم ، پس برای تعمیق فرآیند توسعه اقتصادی ایران چه راهکاری را میتوان دنبال کرد؛این نکته از این جنبه اهمیت دارد که با صدور یک حکم قطعی بر منفی بودن آثار جهانی شدن ، نمی توان تکلیف راهبرد توسعه اقتصادی ایران را روشن کرد؛ بلکه این رویکرد اماها و اگرها بسیاری دارد.حال اگر بر جنبه مثبت جهانی شدن تکیه کنیم و بخواهیم از مزایای این فرآیند بهره گیریم ، چه راهبردی برای ایران توصیه میشود؛قبلا از پرداختن به این بحث ، باید گفت بهره گیری از پیامدهای مثبت جهانی شدن ، امری است بسیار مشکل و این طور نیست که جهانی شدن اثر مثبت خود را به طور خودبه خود بر اقتصاد کشور آشکار کند.اولین نکته ای که در این زمینه مورد توجه قرار می گیرد، این است که بهره گیری از ابعاد مثبت جهانی شدن ، لزوما وارد شدن به یک مسیر یا فرآیند دوسویه است ؛ بدین معنا که هم باید خود را برای ورود تدریجی به این فرآیند آماده کنیم و هم در مقابل بتوانیم از ورود تدریجی عناصر اقتصاد جهانی در کنار الزامات توسعه ملی خود بهره گیریم ؛ و این سیاستی است که بیشتر کشورها در چارچوب راهبرد توسعه صادرات دنبال کرده اند. درواقع همه کشورها، بویژه کشورهای در حال توسعه ای که آثار مثبت جهانی شدن را در اقتصاد خود شاهد بوده اند، به طور فعال راهبرد توسعه صادرات را دنبال کرده اند.این یک اصل مسلم است که بدون توسعه تجارت و برقرار کردن پیوند سازمانی میان تجارت و فرآیند توسعه ملی ، نمی توان از مزایای جهانی شدن بهره گرفت.چرا گفته می شود که توسعه تجارت و سرمایه گذاری خارجی از محورهای اصلی برای پیوستن به روند جهانی شدن است؛زیرا اتصال به اقتصاد جهانی ، معمولا از طریق دو مجرای اصلی صورت می گیرد:1 - تجارت )اعم از صادرات و واردات (،2 - سرمایه گذاری خارجی.با نگاهی به تجربیات کشورهای موفق در حال توسعه ، متوجه می شویم که این کشورها، هم در توسعه تجارت و صادرات و هم در جذب سرمایه گذاری های خارجی هردو توفیق داشته اند و یکی بدون دیگری در تجربه توسعه این کشورها مشاهده نمیشود.از این رو برای ورود به این عرصه ، ایران نیز باید چنین مدلی را دنبال کند و اگر مدل دیگری وجود دارد که بتواند در عین دور بودن از اقتصاد جهانی ، موجب توسعه اقتصادی کشورها شود، فعلا در ادبیات اقتصادی جهان و ادبیات توسعه کشف نشده است.یکی از الزامات اساسی برای توفیق کشورها در اقتصاد جهانی ، حاکم بودن نظام اقتصاد بازار، یا به بیان دیگر، حرکت به سمت یک اقتصاد غیردولتی است . حال با توجه به این که ما همچنان از اقتصادی دولتی بهره مندیم ، چگونه این توفیق میتواند حاصل شود؛همان گونه که اشاره کردید، با اتکای عناصر چنین نظامی است که در کشورها، اقتصاد رقابتی به کمک نیروهای بازار شکل می گیرد و در تعامل با اقتصاد جهانی می تواند وارد سطوح رقابت بالاتری شود. از این رو برای بهره گیری از مزایای جهانی شدن ، باید به سمت یک اقتصاد غیردولتی که بخش اعظم منابع آن ، بویژه در حوزه تجارت و صنعت توسط نیروهای بازار تخصیص یابد، حرکت کرد.اما با مشاهده ساختار اقتصادی ایران در حال حاضر متوجه می شویم که اقتصاد ایران همچنان یک اقتصاد دولتی است و چیزی بیش از80 درصد منابع آن توسط دولت به مفهوم کل حکومت تخصیص پیدا می کند. از این رو، برای ادغام تدریجی در اقتصاد جهانی ، تجربه کشورها نشان داده است که اقتصاد دولتی نمی تواند موفق باشد؛ چراکه نیروهای اقتصاد جهانی با نیروهای بازار در اقتصاد داخل کشورها، رابطه تعاملی برقرار می کنند و نه با دولتها. در این زمینه ، ارزشمندترین تجربه ، کشورهای سابق سوسیالیستی با برنامه ریزی متمرکز هستند که امروزه به نام کشورهای در حال گذار تلقی می شوند؛ یعنی با گذر از اقتصاد دولتی، میخواهند خود را با اقتصاد جهانی پیوند دهند.درواقع با ادامه فرآیند رهایی از اقتصاد دولتی و حرکت در جهت خصوصی سازی برای پیوند تدریجی با اقتصاد جهانی ، ما با چند مقوله اقتصادی دیگر نیز مواجه خواهیم بود؛ مقوله ها چه هستند؛1 - توسعه صادرات ،2 - آزادسازی تجاری ،3 سرمایه گذاری خارجی ،4 - خصوصی سازی ،5 کاهش مداخله دولت در اقتصاد،6 - لغو انحصارات دولتی ،7 - به حداقل رساندن نقش دولت در اقتصاد. البته همه این مقوله ها در برنامه سوم توسعه و نیز در سیاست های جاری دولت ایران دنبال می شود؛ اما فارغ از این نکته بسیار اساسی ، تحقق همه اهداف برشمرده شده ، متکی به یک شرط بسیار اساسی است و آن پیوند اقتصاد ملی ایران با اقتصاد جهانی است.تحقق این شرط اساسی ، چه تبعاتی خواهد داشت؛تنها از طریق چنین پیوندی است که هم بخش خصوصی ایران رشد می کند و هم زمینه جذب سرمایه گذاری خارجی فراهم می شود و در عین حال ، آزادسازی تجاری نیز حاصل می شود که خود موجبات توسعه صادرات و رشد اقتصادی را فراهم می کند. به همین دلیل است که در دنیای امروز، مفهومی به نام "بخش خصوصی ملی " وجود ندارد و بخشهای خصوصی کشورها با هم پیوند دارند.چگونه می توان چنین فرآیندی را در ایران پیاده کرد؛ به گونه ای که هویت فرهنگی ما حفظشده و در عین حال به استقلال سیاسی مان لطمه ای وارد نشود؛برای چنین پرسشی ، هیچ کس پاسخ مشخص و از پیش تعیین شده ای ندارد. این تجربه ای است که خود ایران باید به دست آورد؛ بنابراین چه مخالفان و چه مدافعان جهانی شدن ، نمی توانند برای ایران نسخه مشخصی را ارائه کنند و البته همان طور که عرض کردم ، مساله بسیار مشکلی است و طراحی این راهبرد، مستلزم یک کار همه جانبه و با کمک همه نیروهای دلسوز برای سرنوشت کشور خواهد بود.اما به طور مشخص یک راه حل مقطعی در این زمینه به نظر می رسد و آن وارد شدن به مذاکرات الحاق به سازمان تجارت جهانی است . با توجه به این که این مذاکرات ، هم جایگاه ما را در اقتصاد و تجارت جهانی مشخص می کند و هم میزان حضور دیگر کشورها را در اقتصاد ما تعیین می کند، می توان دریافت که این مذاکرات بنا بر طولانی بودن مدت آن ، تمرین بسیار مناسبی درخصوص ارزیابی چگونگی حضور ایران در اقتصاد جهانی است و درخلال این مذاکرات ، آشکار می شود که آیا ما با یک مدیریت قوی می توانیم ضمن حفظ هویت فرهنگی و استقلال سیاسی ، در این نظام به جایگاه مناسبی دست یابیم یا خیر؛ و این تجربه ای است که ایران قطعا باید بدان دستیابد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها