در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواندن خاطرات اسرای جنگ تحمیلی جذابیتهای خاص خودش را دارد. از این جهت که هنگام انتخاب جنگیدن و هنگام اسارت به چه چیزهایی فکر میکردند و با چه امیدی روزهایشان را سپری میکردند. روزهایی که مرز زندگی و مرگ برایشان خیلی باریک بوده است.
این خاطرات وقتی جذابتر میشود که از زبان یکی از اسرای ارمنی دفاع مقدس باشد. کسی به نام سورن هاکوپیان که متولد ششم مهر 1344 در فریدونشهر اصفهان بوده و بخشی از دوران کودکیاش را در خرمشهر طی کرده و قبل از شروع جنگ تحمیلی، نظارهگر ددمنشی بعثیها بوده است.
سورن هاکوپیان در پیشگفتار کتابش درباره زمان اسارتش میگوید: «طی 26 ماهی که مفقود الاثر بودم، در سولهای تنگ و تاریک و دلگیر، جایی که نه خبر از کسی داشتم و نه کسی اطلاع از من داشت، در روزهای سخت و جانفرسایی که نور خورشید و هوا و غذا، آب و دارو، دستشویی و خلاصه همه چیزهای لازم برای بقا از ما دریغ شده بود 1700 نفر درون یک سوله چپانده شده بودیم.» این فقط بخشی از تجربه مفقودالاثر شدن او بوده است و گویا آنقدر این وضع برای اسرا تجربه شده است که هاکوپیان تاکید میکند، هر کسی میتواند نام خودش را جای سورن هاکوپیان بگذارد و در اصل به مرور خاطرات خودش مشغول شود.
اولین درس اسارت برای هاکوپیان بدون حضور هیچ استادی بودن و ماندن در کنار هم بوده است؛ ولی تمام این سختیها و تقلیل یافتن خواستههای زندگی او به یک هدف یعنی زنده ماندن، موجب نشده است که از دفاع از کشورش روی برگرداند. مثلا هاکوپیان در روزهای اسارتش آنجا که فشار روحی و شرایط، عرصه را بر او تنگ میکند، خودش را بیش از هر چیز ایرانی میداند و ارمنی بودنش را مانعی برای جنگیدن و دفاعکردن از کشورش نمیداند. او میگوید: «شما حق ندارید به جرم ارمنی و مسیحی بودن، بگید امام رو دوست نداشته باش، مملکت رو دوست نداشته باش. اینجوری که من میگم باش یا اون جوری که اونا میگن باش. فکر کردی برای چی اومدم جبهه؟ واسه یه شاخه تیر آهن؟ برای چی تا حالا طاقت آوردم؟ که خدا گناهامو ببخشه؟ مگه نگفتن بیایید پناهنده بشید؟ کی رفت که من نفر دوم باشم؟ شما فکر کردید من فقط یه مسیحیام؟ نه بابا، من یه ارمنی ایرانیام. مثل کرد ایرانی، ترک ایرانی، بلوچ ایرانی. با این تفاوت که اونا سرزمینی به اسم خودشون دارن و شما همین یه تیکه رو هم میخواید از ما بگیرید. بدی شما به آینه که خیال میکنید خمینی فقط مال شماست. نمیدونم چطوری باید گفت که خیر. ما ارمنیهای ایرانی، هم از انقلاب و هم از جنگ سهم میبریم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: