یکی از افرادی که بهعنوان شاهد در این پرونده حضور دارد، میگوید: «مقتول نرگس نام داشت و در زمین کشاورزی کارگری میکرد. او چند روزی به محل کارش نرفت تا اینکه صاحبکارش برای پرسوجو به خانه وی در یکی از روستاهای استان خراسان رضوی رفت و جنازهاش را پیدا و پلیس را باخبر کرد.»
صاحبکار نرگس بعد از حضور مقابل خانه کارگرش چند بار زنگ زد و آنها را صدا کرد، اما پاسخی نشنید و وقتی دید در خانه باز است در حالیکه نگران شده بود با شک و تردید داخل رفت و ناگهان خود را در برابر جنازه غرق در خون زن میانسال دید. وقتی کارآگاهان در صحنه جرم حاضر شدند، فهمیدند نرگس با ضربات متعدد چاقو زخمی شده است، البته قاتل یا قاتلان به همین شیوه اکتفا نکرده و تلاش کرده بودند او را با یک رشته سیم برق خفه کنند. نرگس با همسر و فرزندانش در آن خانه زندگی میکرد، اما زمان کشف جسد کسی در منزل حضور نداشت. به همین دلیل پلیس به شوهر این زن مشکوک شد.
تحقیقات گسترده پلیسی فاش کرد متهم بعد از کشتن همسرش فراری شده است. در حالی که ردی از مرد جنایتکار وجود نداشت، وقتی فاش شد او با یکی از دخترانش تماس گرفته، ماموران موضوع را پیگیری کردند. محمود سعی کرده بود دخترش را به استان البرز بکشاند. این دختر به ماموران گفت: «من ثمره ازدواج اول پدرم هستم و او بعد از مدتی با نرگس ازدواج کرد و دیگر کمتر به کارهای ما رسیدگی میکرد، اما الان نقشه کشیده تا مرا به زور به عقد مردی دربیاورد که اصلا شناختی از وی ندارم و نمیدانم کیست. او برای همین با من تماس گرفت تا مرا به عقد آن مرد دربیاورد.»
ماموران بعد از کسب این جزئیات از مقام قضایی مجوزهای لازم را گرفتند و عملیات دستگیری قاتل فراری را با کمک کارآگاهان استان البرز پیگیری کردند. محمود سرانجام بعد از یک ماه فرار دستگیر شد. انکار قتل توسط وی هیچ فایدهای نداشت و دیگر بر هیچ کس پوشیده نبود که او همسرش را قربانی کرده است.
محمود میگوید: «نرگس همسر دوم من بود. اوایل باهم مشکلی نداشتیم تا اینکه مدتی قبل به وی شک کردم. احساس میکردم زنم با مرد دیگری رابطه دارد، البته خودش این موضوع را انکار میکرد. هر کاری کردم نتوانستم خودم را از شر این شک خلاص کنم. هر چه بیشتر فکر میکردم بیشتر به این نتیجه میرسیدم که نرگس به من خیانت میکند. دیگر داشتم دیوانه میشدم برای همین تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.»
متهم ادامه میدهد: «بعد از قتل بچهها را به خانه یکی از اقوام بردم و بدون اینکه توضیح بدهم از آنها خواستم چند روزی از فرزندانم نگهداری کند، بعد سریع به سمت استان البرز راه افتادم و محلی را برای خودم اجاره کردم تا زندگی تازهای را شروع کنم، فکر میکردم دیگر ردی از من وجود ندارد. البته بعضی شبها دچار عذاب وجدان میشدم، اما میترسیدم خودم را معرفی کنم تا اینکه بالاخره ماموران سراغم آمدند و مرا دستگیر کردند.»
پرونده این متهم هنوز در مراحل ابتدایی است. محمود بزودی صحنه جرم را بازسازی خواهد کرد و بعد از صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست در دادگاه کیفری استان خراسان رضوی پای میز محاکمه میرود تا از خودش دفاع کند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)