یکی از اولین مواردی که بحث را در این خصوص داغ کرد و اشتباهی بزرگ و کمرشکن بود، سال 2000 روی داد. در این سال در مسابقات جام ملتهای آفریقا ضربه پنالتی ویکتور ایک پبا، مهاجم نیجریهای در برابر کامرون در بازی فینال توسط داور گل تشخیص داده نشد، حال آن که پخش آهسته صحنه چیزی خلاف آن را نشان داد و ثابت کرد توپ بعد از برخورد به تیر افقی از خط دروازه گذشته است. با محاسبهنشدن این گل، کامرون توانست در محاسبات کلی و پایانی بر نیجریه تفوق یابد و جام را تصاحب کند و بواقع سرنوشت یک رقابت بزرگ بر اثر تشخیص غلط داور عوض شد. بعد از وقوع هر خطای بزرگی در امر داوری و فروخوابیدن تدریجی بحثهای آن همیشه اتفاقی تازه و بزرگ به فاصله دو سه سال خلق شده است و ماجرای بزرگ بعد از بازی کامرون ـ نیجریه در دیدار منچستریونایتد با تاتنهام اتفاق افتاد شد.
در این مسابقه هم شوت پدرو مندز، هافبک تاتنهام از فاصلهای حدود 50 متری از خط دروازه به سبب اهمال «روی کارول» دروازهبان یونایتد از دستهای او خارج شد و بیش از 50 سانتیمتر از خط دروازه یونایتد عبور کرد و تازه در آن لحظه بود که کارول آن را از درون دروازه بیرون کشید. با وجود این در میان چشمهای حیرتزده هزاران تماشاگر حاضر در ورزشگاه و بینندگان تلویزیونی، نه داور و نه کمکداور این گل روشن و قطعی را ندیدند و محاسبه نکردند. بحثهای فزاینده بعد از این گلها بود که سبب شد فیفا در جام جهانی نوجوانان 2007 سیستم استفاده از میکروچیپهای تشخیص عبور توپ از خط دروازه را امتحان کند، ولی همان طور که تصور میشد این مساله نیز با ایرادات و اشتباهاتی همراه شد. سپ بلاتر، رئیس سوئیسی سرسخت فیفا که طی تمام این سالها با بهکارگیری ادوات الکترونیکی برای قضاوت مسابقات فوتبال مخالفت ورزیده ولی سرانجام تسلیم این موج شده است، میگوید: «پیامهایی که از آن وسایل الکترونیک دریافت کردیم، پیغامهای روشنی نبود. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید با بررسیهای بیشتر سیستمهای کماشتباهتری را یافت؛ روشهایی که گمان میکنم اینک در اختیار داریم.»