
همان پکزدنهایی که تداومشان، موجب شد از انسانیت خارج شوم و مرا مجبور کرد به کارهایی نادرست دست بزنم؛ از فروش پنهانی برخی اجناس خانه، تا دزدیدن ضبط ماشین و کفشهای جلوی مسجد یا آپارتمان و حتی زورگیری. زیر مشت و لگد گرفتنهای خانواده و خرد و خمیرکردن شیشهها و وسایل خانه که جای خود دارد. اکنون با رفتارهایی که ازم سر زده، دیگر آبرویی برای خانواده نگذاشتهام و آنها نیز به خانه راهم نمیدهند و در نتیجه آواره کوچه و خیابان شدهام و کارم شده وِلو شدن کنار دیوارها برای ساعاتی از شبانهروز و به خوابِ سنگین رفتن.
اما واقعیت چیست؟ به میزانی که پول برای خرید این کوفتیهای غرورآور متوهمکننده صرف میکنی، دامنه حقارت بر تو مستولیتر میشود. در مقابل، آن قاچاق فروشها را پولدارتر میکنی و خانه و خودرویشان را نونوارتر.
لحظهای تامل! آیا مصرف این مواد آنقدر لذتبخش است که بر رنج دادن عزیزان و همدمان زندگیت (مادر، پدر، برادر، خواهر یا همسر و فرزند) ترجیح دهی؛ لذتی ویرانگر که بعید هم نیست به قیمت از دست رفتن عزیزان و متلاشیشدن خانوادهات بینجامد. پس همتی کن و دستان قدرتمندی را بگیر که قادرند تو را از منجلاب اعتیاد رهایی بخشند. اما چگونه؟
مراکز فعال، پذیرای بیماران
هماکنون حدود 4000 مرکز ترک اعتیاد رسمی در کشور فعالیت میکنند که برخی از آنها به روش دارویی (متادون) و برخی غیردارویی، بیماران را ترک میدهند. به اعتقاد برخی روانشناسان، روش ترک در این مراکز بهترین روش تلقی شده و افراد به یکباره از مواد مخدر ولو به صورت دارویی خلاص میشوند. به هر حال، بیماران میتوانند با کمی تحقیق از مراکز فعال ترک اعتیاد درخصوص میزان موفقیت آنها، به رهایی از این سایه شوم ویرانگر اقدام کنند.
روشهایدرمانی
روش ترک بیماران در مراکزی که از دارو استفاده نمیکنند، اعتقادی، روانشناسی و تقویت باورهای دینی است. به این معنا که بیماران در این مراکز با تقویت باورهای اعتقادی خود، نیروی خداوند را بالاترین نیرو تلقی میکنند که با اتکا به آن، میتوان خود را از شر این مخدرات رهایی داد. در ادامه دوره، جلسات آموزشی قدمها و سنتهای 12 گانه که حاوی پیامهای اصلاحکننده و در عین حال کمکخواهی از خداوند است، تشکیل میشود. در این جلسات، آیین شکرگذاری و بیان تجربیات برگزار میشود و افراد در آن با استمداد از خداوند و گوشدادن به تجربههای قدیمیترها، توان پاکی خود را تقویت میکنند. در این میان، برای هر نفر یک راهنما ـ که نقش روحیهدهنده دارد ـ تعیین میشود تا مشکلات و موانع پیش روی خود را با وی مطرح کند. این واقعیتی است که رخ داده و بیماران فراوانی به این طریق، نجات یافته و زندگی شیرینی را برای خود، خانواده و جامعه رقم زدهاند.
امیر سرلک، مدیر کانون تولد دوباره، با اشاره به اینکه مهمترین نکته مورد توجه در پذیرش معتادان در این کمپ، «اظهار تمایل» است، تصریح میکند: در این مرکز، افراد یک هفته در اتاق سمزدایی قرار میگیرند. در اینجا، عمل سمزدایی بدون هرگونه دارویی انجام میشود و پس از آن به مدت 21 روز، بیماران در جلسات معنوی «ایمانمداری» و «پرهیزمداری» حضور مییابند.
یاسر کاهه، مدیر یک خانه بهبودی، که خود تجربه 15 سال مصرف مواد مخدر داشته و سه سال است پاک شده، برای اشاعه تجربههای خود در ترک این مواد، به تاسیس این خانه در حد توانایی خود اقدام کرده است. او توضیح میدهد: در اینجا، در هر دوره بیست و یک روزه 20 تا 25 نفر مورد ترک قرار میگیرند. هزینه هر نفر با خوراک شبانهروزی نیز 200 تا 250 هزار تومان است که البته میزان دریافت هزینه، با توجه به بضاعت افراد خواهد بود.
او ادامه میدهد: روال ترک نیز به این صورت است که هفته اول، ترک فیزیکی است و در سه شب نخست، در صورت نیاز به فرد، مُسکِن داده میشود تا درد برایش تحملپذیر شود و پس از آن، قطع میشود. در روزهای بعد، جلسات شکرگذاری (صبح) و بیان تجربیات (بعدازظهر) با حضور بیماران برگزار میشود.
او میگوید: ماهانه یک نفر کارتنخواب را به طور رایگان ترک میدهیم که زکات کارمان محسوب میشود.
تفاوتهای دیروز و امروز پاکشدهها
تغییرات حاصل شده در زندگی افراد پاکشده، به گونهای است که در صورت مواجه شدن با شرایط آغاز دوره اعتیاد، آنها به هیچ عنوان حاضر به تکرار آن تجربههای به اصطلاح لذتآمیز نیستند. اظهارات بیان شده با چند نفر از پاکشدهها، حاکی از این واقعیت است.
کاهه که سالهای زیادی گرفتار مصرف انواع مواد مخدر بوده، میگوید: تا پیش از پاکی، یک خسراندیده واقعی بودم. به طوری که از نظر اقتصادی ورشکسته و بدهکار شدم و همسرم نیز طلاق گرفت و به دلیل نپرداختن مهریه به زندان افتادم، اما با یاری خداوند و با پیروی از اصول NA (معتادان گمنام)، توانستم ریشه این مواد را در وجود خود بخشکانم و به یکی از مهمترین خواستههایم ـ که برگشت همسر طلاق گرفتهام بود ـ برسم.
حمیدرضا، شانزده ساله در شب مصاحبه شصت و هشتمین روز پاکی خود را در یک کمپ غیررسمی میگذراند. او سه سال پیش، مصرف کراک را تجربه کرد و گرچه پس از یک سال مصرف مداوم کراک و شیشه، خود اقدام به ترک کرد، اما وسوسه مصرف، او را دوباره گرفتار کرد.
حمیدرضا از رفتارهای خلاف مثل دزدیکردن دست برداشته است و اکنون همه به او اعتماد میکنند، مادر طلاها را از چشم او مخفی نمیکند و اطرافیان موبایلها را از جلوی رویش پنهان نمیکنند و حتی در تصمیمگیریها نیز به نظر او اهمیت میدهند و باورش میکنند.
مهدی. الف 12 سال به طور فعال اعتیاد داشته و اکنون پنج سال است که پاک شده است. او مصرف خود را با حشیش شروع کرد که در نهایت به تزریق ختم شد. مهدی در طول این دوران حتی سه سال کارتنخواب بوده است. مهدی با تاثر و تنفر به روزهایی اشاره میکند که اعتماد و عاطفه در زندگی روزمرهاش از بین رفته بود. فروش وسایل آشپزخانه مادرش، دزدی، ژندهپوشی و ظاهری کثیف در خیابانها، وصف حال آن روزهای مهدی است. به دلیل همین انتخاب سبک زندگی، مدرسه را رها کرد و بابت آزارهای سنگین، پدر خود را به وادی مریضی (سکته مغزی) کشاند، اما حالا که از شر اعتیاد خلاص شده، به چرخه کار پیوسته و اعتماد خانواده و جامعه را به خود جلب کرده است.
ناصر چهل و شش ساله، بیش از شش سال است که اعتیاد خود را کنار گذاشته است. او معتقد است با پیروی از قدمهای 12گانه، درک درستی از خدا و خود پیدا کرده و میگوید: با رفتارهای نادرستم طی سالهای اعتیاد، زنم طلاق گرفت و مادرم نیز همیشه گریان بود، اما الان که رها شدهام، روحیه مادرم متحول شده و خندان است و در میان مردم احساس آرامش میکند. اگر قبلا کیف پولش را خالی میکردم، اما الان در پایان هر ماه برایش پول واریز میکنم. مادرم همواره میگوید، تو زندگی را به من برگرداندی.
فرهاد. ف که ششمین سال تولد پاکشدگی خود را بتازگی جشن گرفته، با به کار بردن قدمهای دوازدهگانه رفتارهای خود را اصلاح کرده است. او میگوید: سعی میکنم ساعت 9 صبح سرکار باشم تا نزد صاحبکارم بدقول نشوم. در مسیر رانندگی با موتور، از چراغ قرمز عبور نمیکنم، امروز تلاشم را میکنم تا خداوند روزی مرا برساند.
انتظار از مسئولان
کاهه، مدیر یکی از خانههای بهبودی که بیسروصدا در مسیر بازگرداندن معتادان به جامعه گام گذاشته، از اینکه نهادهای دولتی نگاه مجرمانه به آنها دارند، گلایه میکند و اظهار میدارد: متاسفانه برخی مراکز، از رفتارهای خطرناک و غیر استاندارد برای ترک معتادان استفاده میکنند و این امر موجب شده تا مسئولان، کمپهایی همچون ما را نیز سالم تلقی نکنند، اما انتظار ما این است که مسئولان بگذارند به فعالیتمان ادامه دهیم و چنانچه خطایی از ما سر زد، مرکز را پلمب کنند.
به گفته وی، گرچه همین مرکز کوچک امکانات مراکز مجاز را ندارد، اما سالانه حداقل یکصد نفر را ترک میدهد. به این معنا که سالانه یکصد نفر وارد زندگی شده و از رفتارهای ناهنجارانه همچون دزدی، زورگیری و رفتارهای غیرقابل تحمل در خانه دست بر میدارند و در نتیجه، هزینههای روحی و روانی ناشی از این افراد در جامعه حذف میشود.
حسن عرب، مدیر یک کمپ ترک اعتیاد هم به روند سخت اخذ مجوز اشاره میکند و میگوید: ما نیز دوست داریم با مجوز قانونی فعالیت کنیم و از مسئولان سازمان بهزیستی میخواهیم روند اعطای مجوز را تسریع کنند.
او تاکید میکند، در کمپ وی در هر دوره 40 تا 60 بیمار مراحل ترک خود را میگذرانند و با استفاده از رواندرمانی و بهرهگیری از باورهای مذهبی و اعتقادی به زندگی بازمیگردند. حال آن که در صورت بستن کمپهایی مانند ما، این بیماران یا به خانواده یا جامعه آسیب وارد میکنند و من از مسئولان ذیربط میخواهم روند مجوز فعالیت برای درمان بیماران را تسهیل کنند.
توصیه به پاکشدگان
واقعیت این است که پاکشدن از مواد مخدر چندان دشوار نیست، اما پاک ماندن و به اصطلاح، دچار لغزش نشدن دشوار است. چه بسا، افراد زیادی بودهاند که چند سال پاک مانده، اما دوباره وارد چرخه مصرف شدهاند. با تمام افرادی که مصاحبه شد، معتقد بودند حضور دائم در جلسات NA برای ممانعت از مصرف دوباره مواد مخدر الزامی است و این شرکتکردنها، موجب ایجاد روحیه و انگیزه برای پاک ماندن است.
کاهه معتقد است: کسانی که طبق اصول NA زندگی کنند، پاکی آنها تضمین شده است چون یک تجربه گروهی است. روشی است که در دنیا ثابت شده و80 سال قدمت دارد. بنابراین، اگر افراد طبق این اصول پیش روند امکان ندارد دوباره مصرف کنند، اما وقتی تنها میشوند و در جلسات شرکت نمیکنند، مصرف دوباره امکان دارد.
سرلک، مدیر کانون تولد دوباره نیز بر «حضور در جلسات NA به طور مداوم» و «قطع رابطه با مصرفکنندگان» به عنوان دو راهکار جلوگیری از گرایش دوباره تاکید میکند و معتقد است: افراد پاکشده پس از ترک، باید به طور مرتب در جلسات حاضر شوند. البته این حضور برای افراد تازه وارد باید روزانه باشد.
وی خاطرنشان میکند: ما از دولت هیچ حمایت مالی نمیخواهیم و فقط از مسئولان میخواهیم اجازه دهند در مکانهایی همچون پارکها جلسات خود را برگزار کنیم و ما را در این زمینه حمایت کنند.
یوسف بهمنآبادی / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)