این در حالی است که قهرمانی پنجم (و آخر) زرد و آبیپوشان هم با مهندسی این تامینکننده معجون فوتبال ذاتی برزیلیها و مدیریت اروپاییها در سال 2003 در شرق آسیا حاصل آمد.
حتی قهرمانی چهارم برزیلیها نیز با چنین تلفیقی توسط کارلوس آلبرتو پرییرا در سال 1994 در آمریکا به ثبت رسید و حالا همین مرد، مدیر فنی برزیل و مشاور اول فیل بزرگ (لقب اسکولاری) در ساختار کنونی تیم ملی برزیل است. فیل بزرگ (یا آن طور که برزیلیها وی را مینامند فیلی پائو) مردی است که از کورههای متعددی عبور کرده تا مربیای شود که در دل سال 2013 روبهروی خود میبینیم.
او بعد از رسیدن به بیشتر افتخارات ممکن در سطح باشگاهی با امثال پالمیراس در سالهای 1992 تا 2000، به جای واندرلی لوکزامبورگوی سقوط کرده در المپیک سیدنی، سکاندار تیم ملی برزیل شد و این تیم را همانطور که قبلا آمد فاتح جام جهانی 2002 در خاک ژاپن و کره جنوبی کرد و سپس از تیم ملی پراستعداد، اما فراموش شده و بکرات زمین خورده پرتغال نایبقهرمان اروپا در سال 2004 و تیم چهارم جهان در سال 2006 ساخت.
او در چلسی ناموفق نشان داد و در ازبکستان هم با کمک شاگرد سابقش در تیم ملی برزیل - ریوالدو- فقط دنبال پولهای مالکان میلیاردر باشگاه بنیادکار بود، اما در بازگشت به برزیل با تحویلگرفتن دوباره پالمیراس دوباره همان فیلی پائویی شد که میشناسیم و زمانی که مانو منهزس در کوپا آمهریکا 2012 شکست بدی خورد. با تصمیم فدراسیون فوتبال برزیل و به خواست عمومی مردم این کشور، به جای این مربی جوانگرا و خوشفکر، اما کمتجربه در سطح ملی، دوباره رئیس زرد و آبیها شد و چقدر هم برای این مهم برازنده است.
بیگانه با ترس
بزرگترین حسن اسکولاری نترسیدن او از شرایط بسیار دشوار است و هر اتفاقی هم برای او بیفتد امکان ندارد از خطر و قدرتی که به سوی او در حال حرکت است، بگریزد. نیمار پدیده سالهای اخیر فوتبال برزیل که سهمی آشکار در قهرمانی برزیل در جام کنفدراسیونها داشت، میگوید: «اوضاع از زمان آمدن فیل بزرگ به طرز محسوسی عوض شده است. او قدرت روحی فراوانی را به ما بخشیده و ما با حضور وی پشتوانه بزرگی را در اردوی خود حس میکنیم.» و «فرد» آقای گل جام کنفدراسیونها هم که در سی و دو سالگی بهعنوان مرد اول پیشانی خط حمله سلهسائو شناخته شده است، میگوید: «من خودم از طرفداران منهزس بودم، اما اسکولاری چیز دیگری است. یک نگاه به او هم کافی است تا مسابقهمان را با توان روحی بیشتر و فقط با هدف برد شروع کنیم.»
یک ترکیب مشخص
دیگر حسن فیلیپائو پرهیز او از به هم ریختن مکرر ترکیب سلهسائو است. او 25 بازیکن اصلی مورد نظرش را شناخته و با همانها کار میکند و کمترین جابهجاییها و تغییرات غیرضروری را میتوان در ترکیبهای انتخابیاش رویت کرد. منهزس طی دو سال زمامداریاش در جمع زرد و آبیها، 92 بازیکن را در مسابقات مختلف سنجید و باز هم به نظر میرسید در مورد چند پست به انتخاب نهاییاش نرسیده و هنوز مردد است. این موضوع عامل اعتماد به نفس را هم از بازیکنان میگرفت و هیچکس نمیدانست برای جام جهانی هم مد نظر است یا فقط مسافر و بازیگری موقتی برای دو سه بازی سلهسائو است. البته منهزس به لوکاس لیوا، تیاگو سیلوا، آندره سانتوز، گانزو، رامیرز و نیمار بهای بیشتری میداد، اما مشخص نبود با تیمش چه میخواهد بکند. او حتی سیستم بازی برزیل را بارها تغییر داد و سیستمهای 1-2-3-4، 2-1-3-4 و 3-3-4 را بکرات آزمود، بدون اینکه مشخص شود ایدهآلش کدام است.
راهها هنوز باز است
این تردیدها و خدشهها در کار فیلی پائو نبوده و او از همان آغاز با طرحهای تاکتیکی شخصی آمده و 90 درصد آرایش ثابت وی را از حالا میتوان حدس زد و بازیکردن جولیو سزار، دانیل آلوس، داوید لوئیس، تیاگو سیلوا، مارسلو، رامیرز، نیمار، فرد و هالک در ترکیب ثابت برزیل در جام جهانی قطعی نشان میدهد، مگر اینکه مصدوم باشند و سایر پستها از میان امثال مورا، اسکار، گانزو و پائولینیو گزینش خواهند شد.
فیل بزرگ با زرنگی خاصی راهها را به سوی مسنترهایی مانند رونالدینیو و کاکا و همچنین روبینیو که از نسل میانه است و نه پیر و نه جوان، باز نگه داشته تا در صورت نیاز نام آنها را هم جزو 23 نفر نهاییاش قرار دهد. بعید است حداقل یک نفر از این جمع سه نفره در میان انتخابهای نهایی اسکولاری جایی نداشته باشد.
فقط قهرمانی
مسابقات جام کنفدراسیونها 2013 هم بوضوح نشان داد فیلی پائو تا چه میزان به شاگردانش نزدیک و به اوضاع مسلط است. او ابتدا ایتالیا را در مرحله گروهی برد، سپس در یک بازی پر از استرس اروگوئه را در نیمه نهایی در ده دقیقه آخر ناکام و برد یک بر 2 سلهسائو را پایهگذاری کرد و سرانجام در فینال اسپانیا را با آن پیشینه درخشان پنج سال اخیرش خلعسلاح و با نتیجه صفر بر 3 خرد کرد. همین نتیجه است که سبب شده مردم دیوانه فوتبال برزیل بیش از پیش به فرجام کار کشورشان در جام جهانی بیستم امیدوار شوند و همسو با آن فشار مسئولیتهای اسکولاری بیشتر و کارش سختتر شود. حتی اگر این عامل هم در کار نبود از برزیل هیچ چیز جز قهرمانی در جام جهانی 2014 در خاک خودش پذیرفته نخواهد بود و فتح مقتدرانه جام کنفدراسیونها شدت این توقعات را بیشتر ساخته است. البته او مردی مناسب برای این شرایط کمرشکن است و به نظر میرسد راه عبور از این تنگه باریک را یافته باشد.
تصمیمهای زمان جنگ
اسکولاری میگوید: «فشار روحی و حجم انتظارها از تیم ملی همیشه و بخصوص حالا به حدی میرسد که باید تصمیمهایی ویژه و مخصوص همین شرایط را بگیرید و اقداماتتان نباید برای زمان صلح بلکه باید برای زمان جنگ باشد. باید کارهایی را بکنید که معمولا در حالت عادی نمیکنید وگرنه این موج بیرحم و کشنده شما را با خود خواهد برد. فرصتی برای دوباره اندیشیدن نیست و باید سریع و با قدرت جلو بروید و تصمیم بگیرید و آن را به اجرا بگذارید. ما در این سه سال بیشتر بازیهای دوستانه کماثر را انجام میدادیم، مسابقاتی که در آنها هر چقدر توی گوش بازیکنان بخوانید، باز هم شرایط را جدی نمیگیرند و از جانمایه نمیگذارند.
جام کنفدراسیونها چون رسمی و مهم بود و یک تست جدی برای جام جهانی به شمار میآمد، این شرایط را تغییر داد و همه را بسیار مصممتر ساخت. بازیکنان میدانند برای هر یک از آنها کارنامه و پروندهای جور کرده و به آنها در زمینههای مختلف نمره دادهام. در این میان، نمرات ثبتشده در جریان جام کنفدراسیونها از اهمیت بسیار بیشتری برای شناخت افراد حاضر در جام جهانی برخوردار است. ماههای بعدی، زمان دادن آخرین تراشها به پیکر تیمی است که من آن را یک الماس بالنسبه خام و شکل نگرفته مینامم. اگر این تیم درستتراش بخورد، شما تیم فاتح جام جهانی 2014 را روبهرویتان مشاهده خواهید کرد و در غیر این صورت همراه با این سیل خروشان میرویم و محو میشویم.»
S.I.COM / مترجم: وصال روحانی