در این که امروز نیز بسیاری از اعضای پیوسته و وابسته فرهنگستان از بزرگترین ادیبان و زبانشناسان کشور هستند، تردیدی نیست. در این که فرهنگستان زبان باید از زبان و ادب پارسی صیانت کند، کسی شبههای ندارد. دراینکه برای وضع واژگان مصوب فرهنگستان در هر شاخه از کارشناسان همان فن استفاده میشود، شکی وجود ندارد، اما همه این تائیدها باعث نمیشود که واژگان جدید فرهنگستان بهگونهای باشد که اسباب شوخی و خنده را فراهم کند.
همواره فرهنگستان بحق گفته است که یک مرکز پژوهشی است که وظیفهاش تصویب واژگان جدید و معادلیابی برای واژگان بیگانه است و هیچ نقشی در فراگیر شدن واژگان در جامعه ندارد. استدلالش هم این است که فرهنگستان قدرت اجرایی ندارد. همه این دلایل قانعکننده هم که باشند، باز هم فرهنگستان در اصرارش برای معادلیابی کلماتی که تا این حد بین مردم مرسوم شدهاند، بیهوده مینماید. واژهگزینان فرهنگستان بارها بصراحت اعلام کردند واژگانی مثل بانک یا پست گرچه بیگانهاند، اما به دلیل رواج بیش از حد بین مردم، دیگر جزو زبان فارسی تلقی میشوند و ما برای آنها معادلی انتخاب نمیکنیم. حال چه ضرورتی دارد این معادلها را تصویب کنند؟ «واتر اسکینگ»: «آبسُری»؛ «اسکی»: «برفسُری»؛ «کیک بوکسینگ»: «پامشت»؛ «اسنوبُرد»: «تختهبرف»؛ «اسکیت»: «چرخسُری»؛ «ژیمناستیک»: «چمورزی»؛ «راکت»: «دستاک»؛ «دمبل»: «دستوزنه»؛ و «اسکواش»: «کوبان».
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر