در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«حالم خوب است و غیر از عضلات و بافت پایین تنهام که به خاطر گرفتن نیتروژن درگیر هستند، مشکل خاصی ندارم.» اینها را جواد میگوید. او مسئول کمیته غواصی استان آذربایجان شرقی است. اندامهای تحتانی مرد غواص به خاطر نیتروژن جمع شده در بدنش دچار فلج موقت شده و حالا او مشغول فیزیوتراپی است. اگر بافتهای بالاتنهاش درگیر شده بودند، الان به جای گزارش نجاتش، احتمالا روایت دردناک مرگ این غواص ماجراجو را میخواندید. اصغری حدود 20 سال است که غواصی میکند و به گفته اطرافیانش در کارش حرفهای است و حتی به علاقهمندان این رشته آموزش هم میدهد.
او تا قبل از روز حادثه 12 بار به دریاچه سهولان رفته و چهار سال پیش هم تا عمق 52 متری دریاچه غار پیشروی کرده بود. روزیکه او غوص 52 متری را زد حس کنجکاویاش گل کرد و کمی جلوتر رفت. نور پروژکتوری را که در دست داشت، به اعماق دریاچه تاباند. انگار ته نداشت. با خودش فکر کرد انگار هنوز هم برای جلو رفتن جا دارد. ناپیدا بودن ته دریاچه کنجکاوی جواد را بیش از پیش تحریک کرد و همین باعث شد دو سال پیش دوباره سراغ غار سهولان و دریاچه مرموزش برود و تا عمق 58 متری پیشروی کند. آن روز هم هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و صحیح و سالم به سطح آب برگشت، اما آخرین غوصش که همین چند روز پیش بود، حادثه تلخی را برای او رقم زد.
کنجکاوی مرگبار
ساعت 11 صبح روز حادثه جواد بهعنوان سرپرست برنامه و غواص همراه سالار عباسی برهانی و اَحد لبیبشتربان (غواص پشتیبان) که با اتصال طنابی دو غواص درون دریاچه را حمایت میکرد، پیشروی را آغاز کردند. یک دست لباس غواصی با ضخامت 6 میلیمتر، یک کپسول هوای معمولی، نور دستی، یک دستگاه داب کامپیوتر برای محاسبه عمق پیمایششده در آب و چند وسیله حمایتی دیگر همه آن چیزهایی بود که جواد با آنها وارد دریاچه غار شد. سرمای کشندهای در اعماق آب بیصبرانه انتظار او را میکشید. جواد میگوید: «اولین غوصی که زدیم، 52 متر بود. بعد تصمیم گرفتیم عمق بیشتری ازآب دریاچه را اکتشاف کنیم. هر غوصی که میزدیم دوباره برمیگشتیم بالا تا ریههایمان هوا بگیرند و مچاله نشوند. چون کپسول تنفسیمان هوای معمولی بود و هرچه به عمق میرفتیم، هوای بیشتری مصرف میکردیم. بعد از زدن دو غوص 58 و 61 متری مشکل پیدا کردم. اشتباه ما این بود که از غوص کم یعنی 52 متر شروع کردیم. در حالی که اول باید غوص بیشتر یعنی 61 متر آغاز میکردیم و بعد غوصهای 58 و 54 متری را میزدیم، اما چون نمیدانستیم عمق 61 متری کجاست، از 54 متری شروع کردیم.»
اولین باری بود که جواد به عمق 61 متری دریاچه رفته بود. آنجا تاریک و همه چیز مبهم بود. ترس به جان جواد چنگ انداخت. همانطور که در عمق آب پیش میرفت، به اتفاقاتی که ممکن بود برایش بیفتد، فکر میکرد. اگر نور پروژکتورش یکدفعه خاموش شود چه؟ اگر راه را گم کنم چه میشود؟ نکند جریان آب شدت بیشتری پیدا کند؟ هرچند سوالات مختلفی به ذهنش حمله کرده بود، اما طناب حمایتی که به او وصل بود تا حدی آرامش میکرد.
جواد تا به خودش بجنبد، دمای آب به 8 درجه سانتیگراد رسیده و لرز عجیبی سراپای غواص جوان را گرفته بود. لباس جواد جوابگوی سرمایی نبود که گرمای بدن او را هدف گرفته بود. او میگوید: «اگر دمای بدن از 37 به 35 درجه برسد، غواص لرز میکند و اگر دما از این پایینتر برود، بیهوش میشود. تصمیم گرفتم بالا بیایم اما سرعت بالا آمدن از ده متر در دقیقه بیشتر نمیشد چون در غیر این صورت، غواص فرصت دم و بازدم پیدا نمیکند و نیتروژن که در بدن جمع میشود، فرصت خروج از بدن را پیدا نمیکند و نیتروژنها به هم وصل میشود و اعصاب را درگیر میکند. ما موقع غواصی در عمق آب، سه ایستگاه 6، 9 و 12 متر داریم و یکی از دستگاههای حمایتی که همراهمان است با هشداری که میدهد به ما میگوید چه مدت زمانی در ایستگاه توقف کنیم تا تبادل نیتروژن صورت بگیرد. بهعنوان مثال میگوید در ایستگاه 12 متر، سه دقیقه و در ایستگاه 9 متر، 6 دقیقه بمان و بعد از دم و بازدم و خروج نیتروژن دوباره حرکت کن.»
سرعت بالا رفتن جواد 24 متر در دقیقه بود و این سرعت باعث شد نیتروژن در بدنش بماند. او در ادامه میگوید: «وقتی بالا آمدم تصمیم گرفتم کمی روی قایق استراحت کنم و بعد دوباره به آب برگردم، اما هرچه تنفس کردم، دیدم ریههایم اکسیژن نمیگیرد. احساس خفگی میکردم. به حمایتگرمان گفتم دارم خفه میشوم، مرا به اتاق فشار ببرید.»
ادامه ماجرا را از زبان شتربان بخوانید که روی قایق منتظر بازگشت دو غواص بود. او میگوید: «به محض اینکه جواد روی آب آمد، گفت ریهام.... سینهام.... دارد میترکند...... با شنیدن این حرف فهمیدم ریهاش آمبولی کرده و به قدر کافی در ایستگاهها توقف نداشته تا نیتروژن از ریهاش خارج شود. در حالی که غواصان حتما باید این توقف را به مدت کافی و به شکل افقی در ایستگاهها داشته باشند. چیزی نمانده بود جواد به کما فرو برود.»
اشتباه دیگر آنها این بود با تجهیزات کمی که داشتند، سه غوص زده بودند و غوصهای اضافی باعث شده بود تا میزان نیتروژن خونشان بالا برود و مشکلاتی را برای دستگاه گردش خون به وجود بیاورد. این در حالی است که غواص در هر 24 ساعت میتواند فقط دو غوص بزند البته غواصان در صورتیکه تمام نکات ایمنی را رعایت کرده باشند، میتوانند سه غوص هم بزنند.
خط قرمز
میزان نیتروژن در خون جواد به حدی بالا بود که یک دقیقه بعد به کما رفت و شتربان بلافاصله احیا را شروع کرد و به اورژانس هم موضوع مصدومیت دوستش را خبر داد. غار 80 پله داشت و شتربان در حالی که جواد را روی برانکارد خوابانده بود به کمک یکی از کسانی که به غار آمده بود، او را به سطح زمین رساندند. در تمام لحظاتی که غواص مصدوم به بالا انتقال داده میشد، شتربان همچنان مشغول احیای جواد بود. اگر احیا را همچنان ادامه نمیداد، بدن جواد کمکم از نوک پا تا قلب شروع به سرد شدن میکرد. آنها بالاخره به سختی به سطح غار رسیدند و شتربان، غواص مصدوم را تحویل اورژانس داد. جواد در ادامه ماجرای نجاتش میگوید: «آنطور که میگویند، پزشکان بیمارستان مهاباد نتوانسته بودند مشکلم را تشخیص بدهند. بعد از مدتی به هوش آمدم و گفتم مرا به اتاق فشار تهران برسانید. در کل کشور فقط بوشهر، بندرعباس، بندر انزلی و تهران اتاق فشار دارند. وقتی به تهران رسیدیم، مرا به بیمارستان بقیهاللهالاعظم منتقل کردند که متاسفانه اتاق فشار نداشت. دوباره برگشتیم به انزلی و بعد از 30 ساعت که دیر هم شده بود به اتاق فشار نیروی دریایی رسیدم. اگر زودتر میرسیدم حالا عضلات پایین تنهام هم درگیر نمیشدند و بعد از دو روز استراحت سرپا میشدم.» البته جواد خیلی خوش شانس بود که فقط عضلات پایین تنهاش به خاطر نیتروژن اضافی مشکل پیدا کردند. اگر قسمتهای بالایی بدنش بهخصوص خون و مغزش درگیر نیتروژن میشدند و حبابی وارد آنها میشد، سکته مغزی و چهبسا مرگ انتظارش را میکشید.
غواص مصدوم میگوید: «در اتاق فشار برای اینکه وضع بدنی دوباره به حالت عادی برگردد، غواص را به عمق مجازی میبرند و دوباره بالا میآورند تا اکسیژن 98 درصد تنفس کند. در این حالت هموگلوبین اکسیژن را به بافتها رسانده و نیتریت و دیاکسیدکربن را از آنها پس میگیرد. هر جلسهای که به اتاق فشار میروم 6 ساعت در آن میمانم تا این روال تکرار شود. اگر غار اتاق فشار داشت هرگز این اتفاق نمیافتاد. البته نصب چنین اتاقی بسیار گران است و ده میلیارد تومان هزینه میبرد. حتی قیمت یک اتاق فشار انفرادی در کشتی یک میلیارد تومان است.»
شتربان نیز توضیح میدهد: «براساس جدول بینالمللی غواصی، وقتی یک غواص 58 متر زیر آب میرود، مثل این است که یک غوص 85 متری در آبهای آزاد بزند. به عمق رفتن کار سادهای نیست. در ضمن کپسول هوایی که جواد داشت، معمولی بود و در چنین شرایطی و در غوصهای عمیق، کپسول حتما باید حاوی گازهای ترکیبی مثل اکسیژن و هلیوم باشد. ما آن روز از خط قرمز عبور کردیم. البته این را هم بگویم که کسی تاکنون چنین غوصی نزده و جواد اولین فردی است که این کار را انجام داده است.»
لیلا حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: