هوایی که درتقویم پاک است

روز.داخلی.سازمان حفاظت محیط زیست: آسانسور سازمان روی طبقه 7 ماند. روی در چوبی هم نوشته بود ستادهوای پاک. جلو رفتم.
کد خبر: ۵۷۱۴۸
دبیر ستاد روزهوای پاک پشت میز نشسته بود. پرسش اولم این بود: روز هوای پاک که یکی از روزهای آلوده است با ماشین شخصی تردد می کنید؛
خندید: من طرح ترافیک ندارم ونمی توانم با وسیله شخصی وارد محدوده طرح شوم. من هم می خندم. خب همکارانتان چی؛ آنها که طرح ترافیک دارند ومی توانند وارد طرح شوند.
پاسخ داد: نه آنها هم نمی توانند. بنابه دستور رئیس سازمان درروزهوای پاک پارکینگ سازمان تعطیل است وحتی خانم ابتکار، رئیس سازمان هم با تاکسی به سازمان می آیند.
معاونان ، مدیران همه باید با وسایل نقلیه عمومی به سازمان بیایند. پرسش بعدی هم کوتاه بود، آلودگی هوای تهران به بحران تبدیل شده است؛
محمدهادی حیدرزاده پاسخی کوتاه ترداد: بله. توضیح خواستم. گفت : آلودگی هوای تهران به یک بحران ملی تبدیل شده وشهرهای اصفهان ، اهواز، شیراز، مشهد، تبریز و اراک نیز آلودگی هوایشان درحال بحرانی شدن است.
گفتم دراین سالها آن چیزی که مشخص است ، آلودگی هوا کاهش نیافته است. دبیرستاد روز هوای پاک تاکید کرد: اما کنترل شده است. وادامه داد: مابرای کنترل وضعیت موجود برنامه متعددی از جمله استاندارد سازی خودروها، بهبود کیفیت سوخت وحذف سرب از بنزین ، بهبود حمل ونقل عمومی ، بهبود مدیریت ترافیک و... را به جدیت پیگیری کردیم واگر این اتفاقات نمی افتاد با توجه به شرایط موجود، وضعیت بحرانی ترمی شد و هر روز در شرایط اضطرار آلودگی هوا به سرمی بردیم.
کدام وضعیت موجود؛ تک سرفه ای کرد، ببیند معابر امروز تهران تنها ظرفیت 700 هزارخودرو را دارد در حالی که درتهران 2 میلیون و 500 هزار خودرو وجود دارد که درساعات اوج ترافیک یک ونیم میلیون خودرو درمعابر تردد می کنند.
حسابی سرانگشتی کردم وگفتم: یعنی 800هزارخودرو بالاتراز ظرفیت معابر؛ «بله البته به این رقم ورود روزانه 1200تا 1400 سواری را نیز اضافه کنید که از آن طرف هیچ خودروی فرسوده ای خارج نمی شود.»
گفتم این خودروها نقش بسزایی هم در تولید منواکسید کربن دارند که مهم ترین آلاینده از نظر کمی وکیفی است. پوشه هایش را به هم ریخت وکاغذی بیرون آورد: خودروهای فرسوده در هر 100 کیلومتر، 40 کیلو گرم منواکسید کربن تولید می کند در حالی که خودروهای جدید - که استانداردهای زیست محیطی را رعایت می کنند - تقریبا در هر 100 کیلومتر 2 گرم منواکسید کربن تولید می کنند. تفاوت فاحش است.
پرسیدم: خب چه برنامه ای برای کاهش دارید. یعنی می شود روزی را دید که آلودگی تهران کاهش یابد؛2 راهکار ارائه می کند. اولی عزم ملی برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده ودوم تولید خودرو براساس ظرفیت معابر.
درادامه تاکید می کند: رفتار مابرای تولید خودرو معکوس است. یعنی اول خود رو تولید می کنیم ، بعد می خواهیم معابر را افزایش دهیم. اگراین دواتفاق بیفتد می توان برای کاهش آلودگی هوا راهبردی مشخص ارائه کرد وگرنه باید با برنامه های کوتاه مدت فقط آلودگی شهررا کنترل کنیم.
زمینهای اطراف که به نوعی شریان های هوای تهران هستند، به وسیله افرادی در حال بلعیده شدن است. دارند زمینها را تقطیع می کنند و می فروشندوسودهای کلان به جیب می زنند. این مساله در ذهنم مانده بود واز حیدرزاده توضیح خواستم.
پاسخش ساده بود: سازمان حفاظت محیط زیست با هر تغییری در جغرافیای تهران وحریم آن مخالف است. مابا هراتفاقی ازایجاد شهر یا هر مساله ای که منجربه مهاجرت و ایجاد شرایط جدید در تهران شود، مخالفیم.
چای نیم سرد را سرکشیدم و به طرف آسانسور حرکت کردم. دبیرستاد روزهوای پاک قبل از باز شدن درآسانسور گفت : یادت نرود بحران آلودگی هوا از زلزله وحشتناک تر است.
زلزله یک باراتفاق می افتد، اماآلودگی ، مرگی تدریجی وهمراه بارنج است. با آهنگ تکراری آسانسور پایین می روم وحرفهای حیدرزاده درذهنم تکرار می شود.

روز.خارجی.15 سال بعد.
خاطره ای از آینده. اکنون از درساختمان حفاظت محیط زیست که می خواهم خارج شوم ، متوجه موهای سفید شده ام در شیشه ورودی ساختمان می شوم.
راه می افتم که بروم نگهبان فریاد می زند: آقا کارت شناسایی. یادم می آید، برمی گردم. ادامه می دهد: شما آدمهای عجیبی هستید. چطوربرای کارت شناسایی برمی گردی ، اما برای کپسول اکسیژن نه؛
چیزی خاطرم نیست. سری تکان می دهم. کپسول اکسیژن را روی دوشم سوار می کند وماسک مخصوص را به صورتم می کوباند وکارت شناسایی راهم در جیبم می گذارد.
نگهبان منتظر نمی ماند: احتیاجی به تشکر نیست. به خیابان می آیم. نمی فهمم هواتاریک است یاسیاه. هیچ جا دیده نمی شود. جلوترمی روم ماشین ها به هم چسبیده اند. هیچ چیزمعلوم نیست.
دوباره صدایی می شنوم: آقا میرداماد است. نمی خواهید پیاده شوید. به اطرافم نگاه می کنم بی دلیل می پرسم : امروز چندم است؛ راننده پاسخ می دهد: 29 دی.
کرایه را می دهید ما برویم پی کارمان یانه؛ کرایه را می دهم. سال را فراموش کردم بپرسم. درشیشه یک خودرو، خودم را می بینم که هنوز موهایم مشکی است.

روز.داخلی. زنگ انشاء
دانش آموز بلند می شود: آقا مابخوانیم وادامه می دهد: آقا اجازه امروز روز هوای پاک است ومعاون رئیس جمهوری در مدرسه مازنگ هوای پاک را به صدادرمی آورد.
ما می پرسیم شرایط جوی وآسمانی که دردست ما نیست ، چراشرایط زمینی که دراختیار ماقرار دارد سالها به حال خود رها شده است و نمی شود برایش کاری کرد تا این که مدرسه تعطیل می شود.
ما درروزنامه ها خوانده ایم که سالانه 2 میلیون و 289هزارتن انواع آلاینده تنها از ترددخودروها تولید می شود. پدر من خودرو قراضه دارد، اما نمی تواند آن را عوض کند. می گوید، نمی صرفد. خیلی ساده است.
ما بچه ها هم احتیاج به هوایی داریم که درآن نفس بکشیم ، اما اگرپدرمن همچنان خودروی قراضه دودزاداشته باشد و نتواند عوض کند قطعا من وخواهر کوچکترم خواهیم مرد.

شب.داخلی.اتوبوس
اتوبوس شلوغ است ومسافران خسته نایی ندارند. مسافران با هر نیش ترمز راننده به جلووعقب می روند وپچ پچ ناله هاوغرولندها، نیمه جانی می گیرد ودوباره فروکش می کند.
بوقهای ممتد خودروهای پشت چراغ مانده ، گوش خیابان را کرکرده است. پیرمرد روزنامه را باز می کند وباخنده ماسک جلوی دهانش را پایین می آورد وبه نفر بغل دستی اش می گوید: نوشته در 9 ماهه اول سال ، خودروهای تهرانی 700 هزارباربه دلیل دودزا بودن ونداشتن برگه معاینه فنی جریمه شده اند.
ادامه می دهد: اینجارا بخوان. نوشته سالانه 307 میلیارد ریال صرف درمان بیماریهای ناشی از آلودگی هوا می شود.
مرد بغل دستی گفت: پولدارها خودرو سوارمی شوند وبنزین ارزان قیمت مصرف می کنند، دودش را ما می خوریم. پیرمرد ماسک را بالاکشید و خندید: روزهوای پاک است دیگر.

حسین قره
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها