اسلحه سرد همچنان وسیله‌ای رایج برای ارتکاب جنایت است

خون داغ روی سلاح سرد

پزشکی قانونی چند وقت پیش در تازه‌ترین گزارش خود آمار قتل‌هایی را ارائه کرد که سال گذشته با استفاده از سلاح سرد انجام شده بود. طبق این گزارش 799 نفر در سال گذشته با سلاح سرد جانشان را از دست دادند. این رقم نسبت به سال 90 کاهشی 8‌/‌8 درصدی را نشان می‌دهد، اما تردیدی وجود ندارد که آمارها باید به نقطه‌ای بسیار پایین‌تر از این برسند.
کد خبر: ۵۷۰۵۲۴

کارشناسان علوم جنایی قتل‌هایی را که با انواع سلاح سرد صورت می‌گیرد، به سه دسته تقسیم می‌کنند؛ گروه نخست جنایت‌هایی است که در جریان نزاع‌ها و کاملا ناخواسته رقم می‌خورد. دسته دوم کشتارهایی که در ادامه عمل مجرمانه دیگری به وقوع می‌پیوندد مانند فردی که برای سرقت به محلی می‌رود و بدون این‌که از پیش برای آدم‌کشی برنامه‌ای داشته باشد، به دلایل مختلف از جمله درگیری با مالباخته یا بیم شناسایی، ضربات مرگبار را وارد می‌کند. گروه سوم نیز جنایت‌هایی که قاتل از پیش برای آن برنامه‌ریزی کرده و می‌دانسته چه هدفی دارد و چه کار می‌خواهد بکند.

گروه اول این قتل‌ها آن‌طور که پلیس آگاهی نیروی انتظامی آمار داده است 40 درصد کل جنایت‌های رخ داده در کشور شامل می‌شود. «معین» جوان 25 ساله‌ای است که یکی از جنایت‌ها را که در پارکی در تهران رقم‌خورده از نزدیک دیده است. او می‌گوید: «شب بود. من و سه دوستم بعد از مصرف مشروبات الکلی بیرون رفتیم تا قلیان بکشیم، اما در پارک دعوا شد. یکی از دوستانم که به دلیل مصرف زیاد الکل تعادلش را از دست داده بود، با بهانه‌ای کوچک به یکی دیگر از بچه‌ها حمله کرد و او را با چاقو زد. ما خیلی سعی کردیم مانع این قتل شویم، اما نتوانستیم. قاتل بعد از ضربه‌زدن فرار کرد.من و دوست دیگرم بسرعت مجروح را به بیمارستان رساندیم، اما پزشکان گفتند دیگر کاری نمی‌شود کرد. اصلا قرار نبود دعوایی پیش بیاید. قاتل و مقتول اختلافی با هم نداشتند فقط بهانه‌ای کوچک باعث این اتفاق وحشتناک شد.»

«امیر» جوان 22 ساله ساکن استان خراسان رضوی است که نوجوانی 17 ساله را با ضربات چاقو به کام مرگ کشانده است. او می‌گوید: «به هیچ‌وجه قصد نداشتم کسی را بکشم. در خیابان با آن پسر دعوایم شد. آنقدر عصبانی شده بودم که کنترلم را از دست داده بودم. من همیشه چاقویی با خود حمل می‌کردم. آن را از جیبم درآوردم و ضرباتی به پهلوی آن پسر زدم و وقتی خون را دیدم از شدت ترس فرار کردم، اما یک روز بعد دستگیر شدم و فهمیدم آن پسر فوت کرده است.»

«کریم»، یکی دیگر از متهمان است که اکنون در زندان به سر می‌برد. این جوان 21 ساله چگونگی وقوع قتل را توضیح می‌دهد: «برای خرید از خانه بیرون آمده بودم. می‌خواستم به بقالی بروم. در کوچه‌مان دختر نوجوانی به طعنه به من حرفی زد. چون چاق هستم این جمله او خیلی ناراحتم کرد و اعتراض کردم. در همین موقع مقتول که ظاهرا با آن دختر دوست بود جلو آمد و ما با هم مشاجره کردیم. آن پسر با مشت دو ضربه به من زد که باعث شد عصبانی شوم او با چند نفر از دوستانش تماس گرفت و به آنها گفت سریع خودشان را برای دعوا برسانند. دیگر نتوانستم تحمل کنم و با چاقو ضربه‌ای به مقتول زدم البته نمی‌خواستم او را بکشم. حالا هم از کاری که کرده‌ام پشیمان هستم. من برای قتل از خانه بیرون نیامده بودم. فقط می‌خواستم نان و کمی پنیر بخرم، اما این اتفاق باعث شد دیگر به خانه برنگردم و از همانجا راهی زندان شوم.»

پرونده قتل روح‌الله داداشی، قوی‌ترین مرد ایران، یکی از معروف‌ترین پرونده‌هایی است که به دلیل نزاعی ساده تشکیل شد و متهم آن که پسری نوجوان بود، قصاص شد، اما دسته دوم جنایت‌هایی که با سلاح سرد انجام می‌شود کمی پیچیده‌تر است. سارقان و افراد معتاد بیشترین آمار این کشتارها را به خود اختصاص داده‌اند.

یکی از تازه‌ترین قتل‌هایی که با این ویژگی در تهران رقم‌خورده، مربوط به کشته‌شدن دختری جوان در یک صرافی در میدان فردوسی است و عامل جنایت تا زمان تنظیم این گزارش هنوز دستگیر نشده است. پدر این دختر می‌گوید: «قاتل به عنوان مشتری وارد مغازه شد و وقتی فرصت را مناسب دید، پشت پیشخوان رفت و با قمه ضربه‌ای به شکم دخترم زد و با سرقت مقداری دلار فرار کرد. من نزدیک مغازه بودم و با شنیدن آژیر خطر بسرعت خودم را رساندم و دخترم را به بیمارستان بردیم، اما او یک روز بعد فوت شد.»

امین جوانی است که بتازگی توسط کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی تهران به اتهام کشتن زن عمویش دستگیر شده است. او می‌گوید: «می‌خواستم طلاهای زن عمویم را از او سرقت کنم، اما مقاومت کرد و من دو ضربه چاقو به وی زدم که سطحی بود، اما باز هم تسلیم نشد و ضربه سوم را عمیق‌تر وارد کردم و بعد از سرقت، بخشی از خانه را به آتش کشیدم وفرار کردم.»

جنایت‌های از پیش طراحی‌شده‌ای که با سلاح سرد انجام می‌شود، معمولا اگر هدفی مانند سرقت در پشت آن پنهان نشده باشد، با انگیزه انتقام‌جویی رخ می‌دهد.

«محمود» متهمی است که توسط کارآگاهان جنایی استان سیستان و بلوچستان شناسایی و بازداشت شد. او با نیت انتقام‌گیری دو نفر را با ضربات چاقو به کام مرگ کشاند. این مرد در اعترافاتش گفته است: «من با زنی دوست بودم و به وی علاقه داشتم، اما بعد از مدتی فهمیدم آن زن با مرد دیگری رابطه دارد برای همین تصمیم گرفتم از هر دو نفرشان انتقام بگیرم. برای این کار ابتدا زن جوان را به خانه‌ام کشاندم و با ضربات چاقو کشتم، سپس جسدش را دفن کردم. بعد با کمک یکی از دوستانم سراغ آن مرد رفتیم و او را به بهانه‌ای سوار خودرو کردیم و به منطقه‌ای خلوت و حاشیه‌ای کشاندیم و من وی را هم با ضربات متعدد چاقو کشتم و جسدش را دفن کردم. می‌خواستم با این کار، انتقام بگیرم تا آرام شوم، اما بعد از قتل‌ها آرامشم کاملا به هم ریخت و دچار عذاب وجدان شدم.»

بسیاری از جنایت‌های خانوادگی مانند همسرکشی‌ها نیز با استفاده از سلاح سرد انجام می‌شود و عده‌ای از کارشناسان بر این باورند که در دسترس‌بودن چاقو یا انواع آلات قتاله مشابه دیگر سبب می‌شود آمار این‌گونه قتل‌ها بیشتر از جنایت‌های مسحانه یا قتل با روش‌های دیگری همچون خفگی، مسمومیت و... باشد.

زهرا الیاسی

تبصره

چاقو بهانه است

سعید فخریان ـ حقوقدان

هر وقت آماری از قتل با سلاح سرد منتشر می‌شود یا قتلی به وقوع می‌پیوندد که اذهان عمومی درگیر آن می‌شود، بحث بر سر قوانین مربوط به حمل، نگهداری و خرید و فروش سلاح سرد هم درمی‌گیرد. گروهی معتقد هستند باید حمل سلاح سرد را جرم تلقی کرد و برخی با این نظر بشدت مخالفت می‌کنند. بدون داوری درباره ادله این دو دسته فقط نظرات آنها را بررسی می‌کنم. آنهایی که عقیده دارند باید درباره سلاح سرد مجازات‌های سختگیرانه‌ای اعمال کرد به آمار قتل‌هایی استناد می‌کنند که با این نوع سلاح انجام می‌شود. آنها عقیده دارند وقتی حمل سلاح سرد مانند انواع چاقوها که هیچ‌گونه مصرف عادی ندارد و به اصطلاح غیرمتعارف است براحتی امکان‌پذیر باشد طبیعی است که استفاده از آن را هم باید متصور بود. این عده به جامعه‌ای مثل آمریکا اشاره می‌کنند که در آن آمار قتل با سلاح گرم بالاست و بسیاری قوانین مربوط به خرید و فروش و حمل سلاح گرم را دلیل این اتفاق می‌دانند. موافقان تشدید مجازات می‌گویند هر نوع سلاحی که قانون در برابر آن موضع محکمی نداشته باشد، کاربرد بیشتری پیدا می‌کند. در این بین مخالفان نیز دلایل خودشان را دارند. از جمله این‌که سلاح سرد عنوانی کلی است و دقیقا نمی‌توان مشخص کرد مثلا چه نوع چاقویی با چه اندازه، شکل یا مشخصه‌ای سلاح محسوب می‌شود؛ بنابراین نمی‌توان خرید و فروش آن را ممنوع اعلام کرد. آنها می‌گویند حتی به فرض اعمال مجازات‌های سختگیرانه باز هم میزان دسترسی به این سلاح چندان کاهش پیدا نمی‌کند؛ زیرا انواع چاقوهای کم‌حجم، اما کشنده وجود دارد که پنهان کردن‌شان ساده است. ضمن این‌که ساخت چاقو نیز کار دشواری نیست. سومین دلیل این عده از حقوقدانان این است که می‌گویند به فرض موفقیت‌آمیز بودن طرح کنترل خرید و فروش چاقو، افراد سراغ وسیله دیگری می‌روند و از آن به عنوان آلت قتاله استفاده می‌کنند؛ زیرا مادامی که انگیزه‌های مجرمانه وجود داشته باشد، روش‌های ارتکاب جرم هم ابداع خواهد شد و چاقو فقط بهانه است.

آژیر

چاقویت را دور بینداز

«این چاقو را همین طوری با خودم دارم.»، «هرگز از آن استفاده نخواهم کرد.»، «آن را برای وقتی همراه می‌برم که واقعا جانم در خطر باشد و چاره‌ای نداشته باشم.» و... بسیاری از کسانی که در لحظه‌ای دچار خشم‌شده و با چاقو دست به قتل زده‌اند، قبل از ارتکاب جنایت همین جمله‌ها را بر زبان آورده بودند، اما این توجیه‌ها نه‌تنها آنها را به سمت آرامش و امنیت هدایت نکرد؛ بلکه سبب شد دست‌شان به خون آلوده شود. هر فردی ممکن است دچار خشم شود؛ بنابراین باید کاری کرد که هنگام عصبانیت امکان انجام کارهای غیرمعقول را نداشته باشیم. یکی از این کارها این است که هرگز وسیله خطرناکی را که می‌تواند آلت قتاله باشد با خود حمل نکنیم.

برداشت اول

احساس امنیت کاذب

سعید هرمزی ـ روان‌شناس

بررسی این موضوع که چرا عده‌ای با خود سلاح سرد حمل می‌کنند، بسیار حائز اهمیت است.اگر گفته‌های این اشخاص را بررسی کنیم می‌بینیم همگی مدعی هستند برای حفظ امنیت خودشان این کار را انجام می‌دهند.

حال باید دید آنها چرا احساس ناامنی می‌کنند؛ در حالی‌که امنیت در جامعه برقرار است و مشکل حادی از این نظر وجود ندارد. بخشی از آن به احساس ناامنی کاذبی برمی‌گردد که در جامعه وجود دارد و برای از بین بردن آن تنها راه، کمک گرفتن از رسانه‌ها به عنوان ابزار اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی است.

بخش دیگر به مشکلات شخصی خود افراد بازمی‌گردد. عده‌ای از حمل‌کنندگان سلاح سرد که اتفاقا از آن استفاده هم می‌کنند، از انواع اختلالات شخصیتی رنج می‌برند. برخی از آنها به پارانویا مبتلا هستند و گمان می‌کنند شخص یا اشخاصی یا محیط پیرامون‌شان در حال دسیسه‌چینی علیه آنان هستند؛ بنابراین باید همیشه خود را برای دفاع آماده نگه دارند.

عده‌ای دیگر از اضطراب رنج می‌برند و همین اضطراب آنها را به چنین سمت و سویی می‌کشاند. گروهی دیگر به واسطه زندگی در محیط یا خانواده جرم‌خیز، شخصیتی ضداجتماعی پیدا می‌کنند.

چنین افرادی هر اقدام غیرمتعارفی را نمره‌ای مثبت برای خودشان می‌دانند و درگیری نه‌تنها برایشان مساله​ای منفی نیست، بلکه به آن افتخار هم می‌کنند و برای کسب مقبولیت نزد اطرافیان خلافکار و همچنین احساس رضایت از خود سلاح سرد حمل می‌کنند و با دیگران درگیر می‌شوند. این افراد همیشه از این تصور باطل رنج می‌برند که جامعه یا دیگران حقوق آنان را تضییع کرده‌اند، بنابراین آنها هم باید با خشونت و پرخاش رفتار و مقابله به مثل کنند.

این جمله تکراری که متهمان به قتل می‌گویند قصد استفاده از سلاح سرد را نداشتند، قابل پذیرش نیست؛ چراکه هر کسی که وسیله‌ای را هر روز با خودش حمل می‌کند، همیشه به این نکته که احتمال دارد در شرایطی از آن استفاده کند، می‌اندیشد. حمل‌کنندگان سلاح سرد به دنبال امنیت برای خود هستند، اما آنچه به دست می‌آورند، فقط احساس امنیت کاذبی است که از طریق رفتار پرخطر به وجود می‌آید.

برداشت دوم

دفاع یا تهاجم

کاظم بیرجندی ـ آسیب‌شناس اجتماعی

طبیعی است از منظر جامعه‌شناسی، سهم عمده هر پدیده و اتفاق را به شرایط اجتماعی و نه صرفا فردی نسبت بدهیم. در جامعه‌شناسی با موضوعی به نام «چرخه خشونت» مواجه هستیم و در این نظریه توضیح داده می‌شود خشونت مانند یک نوع ویروس، قابل سرایت به دیگران است، بنابراین وقتی افرادی با استفاده از سلاح سرد دست به قتل می‌زنند و به دلیل بهانه‌های کوچک جان دیگران را می‌گیرند، عملی که مرتکب می‌شوند در آینده بازتولید خواهد شد.

موضوع بعدی واردشدن فشارهای اجتماعی به افراد است. وقتی فرد در حوزه اقتصادی و بهداشتی در سطح مطلوبی قرار نداشته باشد، احتمال این‌که ناخواسته مرتکب جرمی مانند قتل شود، افزایش پیدا می‌کند.

شاید با یک مثال بتوان این مساله را توضیح داد. فردی را در نظر بگیرید که برای به دست آوردن پول دست به سرقت می‌زند و به عنوان نمونه از رانندگان مسافربر زورگیری می‌کند. اقدام این فرد سبب می‌شود رانندگان خود را در خطر ببینند و در نتیجه سعی کنند به ابزارهای دفاعی مجهز شوند.

حال همین راننده وقتی در وضع بغرنج روانی قرار گرفت، ممکن است از سلاحی که صرفا برایش ابزار دفاعی بو، به عنوان وسیله‌ای برای تهاجم استفاده کند و در درگیری ساده‌ای دست به قتل بزند.

در این مثال شرایط اقتصادی و همچنین بهداشت روانی نقش موثری دارند. به هر حال هر پدیده اجتماعی، زنجیره‌ای از علل را در خود دارد و قتلی که اتفاق می‌افتد، آخرین حلقه از این زنجیر است.

برداشت سوم

برنامه‌های بلندمدت برای پیشگیری

مهسا یارندی ـ روان‌شناس

عده‌ای از افرادی که با استفاده از سلاح سرد دست به قتل می‌زنند، همان مجرمانی هستند که در جامعه به عنوان اراذل و اوباش شناخته می‌شوند. این افراد که قبح جرم، درگیری و خشونت در نزدشان ریخته است، با اقداماتی که انجام می‌دهند، امنیت جامعه را با تهدید مواجه می‌کنند و به همین سبب نیروی انتظامی در سال‌های گذشته سعی کرده است با آنان برخورد کند، اما آیا صرفا دستگیری و زندانی‌کردن این مجرمان کافی است؟

هیچ تردیدی وجود ندارد که مجازات یکی از عوامل بازدارنده از ارتکاب جرم است. اگر عملی مجازات متناسب نداشته باشد، شایع می‌شود، اما بی‌تردید فقط اعمال مجازات نمی‌تواند پیشگیری از تکرار بزه را نزد مجرم یا مستعدان جرم موجب شود. همین اراذل و اوباش خارج از منظر پلیسی و قضایی از دو بعد دیگر نیز قابل تحلیل هستند. یکی از ویژگی‌های فردی آنان است.

چنین اشخاصی که بی‌پروا مرتکب خشونت می‌شوند، قطعا از نظر روانی در وضع سلامت کامل به سر نمی‌برند، هرچند بیمار روانی به معنی دقیق آن نیستند، اما اختلالاتی در آنها وجود دارد که بسیاری از نشانه‌های این اختلالات را در همان سنین کم و دوران نوجوانی بروز داده‌اند، اما نه خانواده و نه سازمان آموزشی، آن را جدی نگرفته یا فرصتی برای بررسی موضوع نداشته؛ بنابراین یکی از کارهایی که می‌تواند در پیشگیری از این‌گونه خشونت‌ها موثر باشد، اقدامات موثر در سن کم بویژه در دوران بلوغ است.

بعد دیگر ماجرا به مسائل فرهنگی بازمی‌گردد. ما هنوز با خرده فرهنگ‌هایی مواجه هستیم که ارزش‌هایی در تضاد با ارزش‌های رایج جامعه دارند. طبیعی است این خرده‌فرهنگ‌ها را نمی‌توان حذف کرد و از بین برد؛تغییر باورها هم در آنها زمانبر است.

علاوه بر این در فرهنگ رایج گاه دیده می‌شود، رفتارهای پرخاشگرایانه که مقدمه‌ای برای معضلاتی مانند قتل با سلاح سرد محسوب می‌شود، مورد قبول قرار می‌گیرند. ضمن این‌که ما از نظر فرهنگی هنوز با ساز و کار‌های کنترل خشم و هیجان مشکل داریم که اصلاح آن به زمان زیادی نیاز دارد؛ بنابر آنچه گفته شد، پیشگیری از قتل‌هایی که با سلاح سرد انجام می‌شود، به طور خاص و جلوگیری از هر نوع خشونت به طور عام به برنامه‌های بلندمدت فرهنگی نیاز دارد که در تدوین آن باید از کارشناسان خبره در زمینه‌های مختلف علوم اجتماعی، روان‌شناسی، حقوق و جزا، علوم رفتاری و... بهره گرفت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها