پس از اظهارات شاهدان ، دادگاه از متهم به قتل خواست تا از خود دفاع کند. او گفت من روزی که در آگاهی فهمیدم مرتکب قتل شدم ، مردم من دیگر دلیلی برای ترسیدن ندارم ، تنها نکته مهمی که برایش تلاش می کنم ، این است که بفهمانم من نمی خواستم او را بکشم ، اگر قصد کشتن او را داشتم این طوری آن هم در یک خیابان اصلی او را نمی کشتم ، همه چیز یک اتفاق بود.محمد در ادامه در توضیح ماجرا گفت :من آن روز دیدم که مقتول و دوستش با خودروشان رفتند کنار خودروی آیناز و در همان لحظه آیناز شیشه ماشینش را بالا کشید ، فکر کردم آنها مزاحم هستند ، آنها دوبله ایستاده بودند بنابراین من وانمود کردم به اینکه خیابان را بند آورده اند معترض هستم ، چند بوق زدم که یکدفعه دیدم آنها بسرعت به راه افتادند و بعد از مسافت کوتاهی یک دفعه ماشین آنها با صدای شدیدی جلوی من پیچید و حمید(مقتول) آمد پایین و شروع کرد به مشت زدن ، من لای در گیر افتاده بودم ، با تقلا خودم را از لای در بیرون کشیدم و خم شدم و چاقویم را که غلاف چرمی داشت برداشتم و جلویش گرفتم ، فکر نمی کردم چاقوی با غلاف بتواند ببرد که یکدفعه دیدم خون فواره زد.با اظهارات این جوان ، قاضی یاورزاده گفت شما می گویید که او ماشینش را به حالت اریب نگه داشته و بعد با سرعت پایین آمده و شروع به زدن شما کرده است ، اما عکسهای صحنه قتل نشان می دهد که ماشین کاملا در کنار خیابان پارک شده است و به دنبال آن عکسهای بازسازی صحنه را به وی نشان داد که متهم به قتل گفت جای ماشین تغییر داده شده است ، به دنبال آن شاهدان نیز اعلام کردند به نظر آنها جای خودرو تغییر داده شده و بعدعکس گرفته شده است.پس از آن یاورزاده از متهم به قتل پرسید ، شهود در صحنه دادگاه نشان دادند که چاقو به چه شکلی در دست شما بوده است و حتی اظهار کرده اند که شما و مقتول یک درگیری چند ثانیه ای داشته اید و بعد از آن مقتول روی زمین افتاده است ، یعنی شما از ابتدا مسلح بوده و به او چاقو زده اید؛
متهم گفت : من اصلا اصابت چاقو را ندیدم ، فقط دیدم که مقتول روی زمین افتاد ، اصلا باورم نمی شد چاقوی غلافدار بتواند باعث قتل بشود.
قاضی : شاهد دوم گفت که شما در فضای آزاد دعوا می کرد ه اید و شما در لای در گیر نکرده بودید ، در این مورد چه می گویید؛ متهم: نه این را قبول ندارم ، اگر در بیرون دعوا شده بود که صندلی ماشین من خونی نمی شد ، من اصلا نتوانستم از ماشینم فاصله بگیرم.
قاضی: آیا شما قبول ندارید همان طور که شاهدان گفتند کارد را در بیرون از ماشین به سمت پایین گرفته بودید؛
متهم : خیر من اصلا بعد از دیدن خون مات و مبهوت چاقو را داخل ماشین پرتاب کردم و بیرون نیاوردم.
قاضی : آیا زمانی که کارد را پیدا کردند ، تیغه اش خونی بود؛
متهم : من ندیدم.
قاضی: اما طبق گزارش ماموران ، زمان کشف تیغه خونی بوده است.
بله ، پلاستیک روی کارد که بدن حمید را نبریده است ، تیغه اش از غلاف بیرون آمده و به بدن او خورده و شکاف ایجاد کرده است ، به همین دلیل تیغه خون آلود بود. پس از شنیدن شهادت شاهدان و اظهارات متهم به قتل ، دادگاه برای شنیدن اظهارات شاهدان دیگر روز پنجشنبه تشکیل می شود.