فساد سیاسی

رئیس جمهور محترم اخیرا موضوع فساد سیاسی را مطرح کرده و آن را از فساد اقتصادی خطرناک تر دانسته اند سخن با ارزش و گرانقدری است و باید در برنامه حیاتی مبارزه با فساد، جایگاه مهم خود را به دست آورد
کد خبر: ۵۴۷۹
آنچه می توان به بیان رئیس جمهور اضافه کرد، این است که مبارزه با فساد سیاسی ، بسیار دشوارتر و پیچیده تر و ظریف تر از مبارزه با مفاسد اقتصادی است و ضمنا رابطه ای دیالکتیک میان این دو فساد وجود دارد. اولین پرسشی که درباره عنوان "فساد سیاسی " مطرح می شود، این است که مقصود از آن چیست و یا برخی مصادیق مهم آن کدامند؛ به نظر من مرض خودکامگی ، مهلک ترین مرض و خطرناک ترین فساد در زندگی مدنی است و مادر بسیاری از مفاسد دیگر است . بنابراین بی دلیل نیست که روش دمکراسی ، اولین مطالبه ای را که باید پاسخ دهد، کاهش خطر خودکامگی است . اما خودکامگی را نباید به صورتهای مالوف وروشن آن منحصر کرد؛ مثلا چند نفر افسر کودتایی کنند و یکی رئیس شود و مخالفان را به جوخه های اعدام بسپارد؛ کاری که دولت امریکا در پنجاه سال گذشته در امریکای لاتین ، شرق آسیا، خاورمیانه ، ایران و آفریقا بدان آلوده بوده و هم اکنون نیز هست . من این را خودکامگی روشن و ضمنا آسان می دانم ؛ زیرا مردم می توانند تکلیف خود را با چنین مستبدانی براحتی مشخص کنند؛ گرچه دیر بدان اقدام نمایند.خودکامگی صورت دیگری نیز دارد که بسیار خطرناک تر از صورت صریح آن است ؛ زیرا رشد خزنده و فراگیر پیدا می کند. این نمونه را می توانیم با نام "نوچه پروری " هم بخوانیم . نوچه پروری ، یعنی در ارکان حکومت که بر اساسسلسله مراتب مسوولیت نظم پیدا می کند رابطه رئیس و مرئوس عمدتا با عنصر وابستگی نوچه بودن تعریف شود. مثلا اگر مدیرکلی می خواهد رئیس اداره ای را برگزیند، مهم نباشد که رئیس مربوطه چه لیاقت و تناسبی با آن شغل دارد؛ بلکه عنصر مهم انتخابات باشد که زیر بلیت مدیر قرار داشته باشد. مدیر کل هم همین رابطه را با معاون مربوطه ، معاون با وزیر، وزیر با رئیس جمهور و قس علی هذا در سایر نهادهای قانونی کشور.نباید تردید کنیم که مرض نوچه پروری ، چیزی جز خودکامگی نیست ، که برای خود مجرایی با ظاهر قانونی پیدا کرده است.مرض نوچه پروری آثار سوء فراوانی دارد؛ در راس آنها، منزوی کردن لیاقت و پرورش بی لیاقتی است ؛ زیرا در یک نظام اداری فارغ از خودکامگی ، افراد بر اساس لیاقت ، امکان و فرصت خوبی برای تصدی مناصب شایسته و رشد طبیعی اداری دارند؛ این خود باعث رونق بازار با استعدادها و صاحبان دانش و هنر و لیاقت می شود؛ اما اگر افراد تحصیلکرده و با تجربه ، نظاره گر انتصاب بی لیاقت ها، صرفا بر اساس وابستگی باشند، منزوی می شوند و بازار لیاقت به رکود می افتد و میدان به نوچه های بی لیاقت سپرده می شود. البته اگر داستان به همین جا ختم می شد، باز هم قابل تحمل بود؛ لیکن نکته مهم ، بازماندن نظام از ارائه مملکت داری کارآمد است که نه تنها وظیفه اصلی مسوولان را تشکیل میدهد، بلکه باید رمز بقای حکومت اسلامی به حساب بیاید.خلاصه کلام این که : مبارزه با فساد سیاسی می تواند به عنوان یک محور موهم در کنار تلاشهای باارزش فعلی در مبارزه با فساد اقتصادی دنبال شود. اگرچه لازمه این مبارزه ، ضرورتا دستگیری و محاکمه و مجازات نیست ، و در نتیجه هیجانات رسانه ای زودگذر و عمدتا بی خاصیت را ندارد؛ اما کاری بس مهم و سترگ است و اگر بر آن مداومت شود، کارگزاری حکومت را به باشرف ترین و محبوب ترین مشاغل تبدیل می کند و از آن مهمتر، حکومت به نهادی کارآمد برای ایفای وظایف قانونی خود بدل می شود؛ زیرا در ایران امروز مجموعه عظیمی از افراد با لیاقت و دانش و مهارت با وسعت قابل توجهی از طیف سیاسی و فکری همه در آمادگی برای یاری نظام و دولت مشترک هستند و برای ایفای نقش و مسوولیت، آماده اند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها