بزن در رو

کشتن موش با موشک

از سال‌ها پیش کرارا هی هشدار شدیداللحن می‌دادیم که: ایهالناس، ایهالمدیران... سرچشمه شاید گرفتن به بیل/چو پر شد، نشاید گذشتن به پیل، اما یا ما مردم و مسئولان خودمان قضیه موش‌کشی در پایتخت را جدی نگرفتیم یا که چون ما گفتیم، موش‌ها قضیه را به شوخی گرفتند.
کد خبر: ۵۴۲۲۵۱

حکمت جدید: بدتر از آنهایی که وقتی به شوخی حرف می‌زنی، جدی می‌گیرند، کسانی هستند که وقتی جدی حرف می‌زنی، به شوخی می‌گیرند!

الان کار ما پایتخت‌نشینان با جماعت موش‌های سطح شهر به جایی رسیده یا کشیده که شهرداری گفته باید آنها را به کمک عده‌ای تک‌تیرانداز، از پای درآوریم. ظاهرا مواد سمی و شیمیایی دیگر روی آنها اثر ندارد. چه برسد به مرگ موش و تله موش که سال‌هاست عملا از حیز انتفاع ساقط شده و دست آنها برای موش‌ها رو شده.

خبر وارده: «به گفته محمدهادی حیدرزاده، رئیس ستاد محیط‌زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران، مبارزه با موش‌ها در ساعات روز به صورت شیمیایی و شب‌ها با کمک گروهی از تیراندازان حرفه‌ای مجهز به تفنگ بادی و دوربین مادون قرمز انجام می‌شود و به این صورت مبارزه با این جانور موذی شبانه‌روزی خواهد بود. این تک‌تیراندازها طی دو ماه گذشته توانسته‌اند 2205 عدد موش را در تهران نابود کنند.»

بسته پیشنهادی: از آنجا که ما نیز شدیدا شاهد صحت این عرایض هستیم که این موش‌های کثافت آشغال (ببخشید عصبانی شدم!) روزبه‌روز دارند چاق‌تر و زیادتر می‌شوند، فلذا ما نیز با گوشزد نمودن نکاتی چند به رئیس ستاد محیط‌زیست و توسعه پایدار (و در این موضوع خاص البته پای دار!)، در قضیه موش‌کشی شبانه‌روزی، کمک‌های مردمی خود را ارائه می‌دهیم:

1ـ جدی گرفتن قضیه: خواهش می‌کنیم که این بار قضیه را کاملا جدی بگیرند، ولو با زیاد کردن تفنگ بادی و افراد تک‌تیرانداز. خدای‌نکرده اگر این مرحله هم افاقه نکند، فردا به جای تفنگ از موشک باید استفاده کنیم. مصاف موش و موشک؛ چه شود!

2ـ جایزه گذاشتن برای سرموش: از مشارکت مردمی در امور شهری و اجتماعی نباید غافل بود. شهرداری اعلام کند که به ازای تحویل هر عدد موش، مبلغی ناقابل به عنوان دستخوش و مثلا با نام «موشانه» به کشنده موش داده خواهد شد. در کنار یارانه، کمک خرج ملت خواهد بود. مویی به ریسمان حکم است.

3ـ استنطاق گربه‌ها: سابق بر این مسئولیت اصلی و تاریخی موش‌کشی با گربه‌ها بود، اما الان به هر دلیلی مدت‌هاست که دارند از این کار طفره می‌روند. بدجوری بوی ساخت و پاخت می‌آید. این تبانی کردن‌ها و زدوبندها البته از سابق وجود داشته؛ چنان که شاعر هشدار داده که: «از صلح و صفای گربه و موش/ بر باد رود دکان بقال»!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها