نباید لجبازی کنی
یا تنهایی بازی کنی
باید با اسباب بازیهات
دوستاتو هم راضی کنی...»
شاعر: حسین شرقی
تصاویر: آتلیه باروک
ناشر: ریحانه 1391
قیمت: 700تومان
قصه یک ستاره
«... پدرم کولهپشتیاش را بست و همراه رزمندگان به جبهه رفت. چند ماه از او خبری نداشتیم تا اینکه خبرخوش پیروزی رزمندگان شنیده شد، خیلی دلم میخواست بابا را ببینم. فکر میکردم پیروزی یعنی اینکه بابا به خانه برمیگردد و همینطور هم شد و بعد از نبردهای زیادی که با دشمن کرده بود به خانه برگشت و میگفت پیروزی یعنی دشمن را سر جایش بنشانی، پیروزی یعنی یک وجب از خاک میهن را به دشمن ندهی.پدر دوباره سالها زحمت کشید و خانهای برایمان ساخت و در حیاط آن تابی درست کرد تا من و برادر کوچکم با آن بازی کنیم.»
شما بچههای عزیز در این کتاب ماجرایی را میخوانید از زبان دختری کوچک که پدرش به جبهه رفته و دلتنگ اوست. قصهای ساده و صمیمی که از خواندن آن لذت خواهید برد.
نویسنده: علیاصغر فرامرزی
تصویرگر: مریم اکراد
ناشر: میبد 1390
قیمت: 700تومان