3-نوشتههای وبلاگت رو نفرست. 4-دیگه 100 کلمه بیشتر ننویس وگرنه به سبب کمبود جا با علامتِ [...] کوتاه میشه! 5-واسه نوشتههای طنز پارتیبازی میکنم، حرفیه؟! (دسسستتُ بندااااز...)! 6-پارتی نداری هاااان؟ آاااخی، یخده روونتر بنویس، یه چی بگو به درد دیگران بخوره که آخرش نگیم: «حالا منظور؟» خودم هواتُ دارم! 7-برای گرفتن جوابت از ایوب یاد بگیر! ببین... اصاً نمیگفت آی من با تو قهرم و بچّهم رو گاااازه و... ءَئیجور حَرفاااا...! آها راستی: کبوترای خیال و مرغای اندیشهت رو هم به pasukhgoo در جیمیل، ایمیل کن.
سیب: اگر شما جای دخترای مجرد 38 یا 39 ساله شاغل بودید با این معضل تأخیر در ازدواج و نگاههای آزاردهنده و حرف و حدیث دیگران چه میکردید؟ تقصیر اونا چیه؟ حالا به هر علتی تنها موندند.
بفرما! اینم یه موضوع دیگه... حالا هی بگین چرا موضوعی در کار نیس واسه نوشتن. ببینم چه جوابایی میدینهااااا... منطقی، کاربردی، کوتاه. سوال رو هم درست تجزیه و تحلیل کنین (چقد نوشابه باس خرید و نگه داشت!)
بدون نام: تویی که نمیشناسمت، همیشه برای ما بروبچ بمان.
تا نفسم دست خودم باشه و اختیار موندنم هم پای خودم، چشم. دیگه خجالتزدهم نکنین.
عالیه عباسی از کازرون: او سرزده مهمان دلم شد و بیپروا همه جا را سرک کشید، حتی آشپزخانة دلم را که جز چاقوهایی تیز هیچ در آن نبود. صدایم کرد و گفت: این همه چاقو به چه کارت میآید؟ نکند تاجر چاقو شدهای؟ خندیدم و گفتم: نه، اینها را تو به من دادهای! با نگاه و گفتار و رفتارت[...].
بدون نام: میدونی؟ تو خونة ما اصا سرعت جایی نداره. چه نامه بدی چه پیامک بزنی هر دوش یکی دو ماهی انتظار کشیدن داره! کاش میشد لااقل پیامکا زودتر چاپ شن[...]
در جامجم آنلاین، یه بخشی باز شده به نام جامجمسرا. شاید برخی پیامکها رو منتقل کردم اونجا که سریعتر به جواب برسه. دارم بررسی میکنم فعلا.
یک فرهنگی بازنشسته: دو سال اخیر علاوه بر اینکه همیشه چاردیواری را خواندم و لذت بردم و اثر مثبت آن را در زندگیام حس کردم به همه نیز پیشنهاد میدادم که بخوانن، حتی لازم میشد براشون میخریدم[...]
آدم فرهنگی که بازنشسته نمیشه هیش وخ! نظراتتون رو منتقل کردم به دبیر چاردیواری. گفتن بررسی میکنیم.
ف.د.: در جواب «خ.ن» من از این ریسک گذشتم. عاقلانه فکر کردم و گذشتم ازش.
بدون نام: معیارتون برای اینکه مطالب من یا بقیه بچهها رو وسط صفحه بگذارین چیه؟
هزاران بار توضیح دادم. قوت قلم، جذابیت برای خوانندگان، حرفی واسه گفتن داشتن، حاصل فکر خودتون بودنش، ربط منطقی جملات و آرایهها و...
مطالبتان رسید: فرشته- ساحل تنها- بهاره عاطفی (پیر شدهم! گمون کردهم هنوزم همون سن و سالی رو داری که تازه واسه این صفحه مینوشتی! هر چند بزرگ شدن هم به سن و سال نیست، به طرز فکره. 23 سالگیت مبارک)- امید از قم- فریکا از سنندج- طاهره از بهشهر (مخلص طرفدارامونم هستیم)- دادجو از خوزستان (با راهاندازی سایت جامجمسرا، مطالبی که میخواین رو بزودی در اینترنت منتشر خواهند کرد)- فائزه، 16 ساله از گرگان- برتینا- حمید از ایلام (اینم کادوی تولدت: تا میتونی سعی کنی مخت رو آکبند نگه نداری!)- سکوت- زخم چسب-شادی- گل نرگس از قم- علیپور (خ اون که امکانش نیس ولی ممنون از توجه و طرفداریت)- امیرعلی منصوری (فرمودن: عکسهای فرزندان آنقدر زیادند که باید صبر زیادی برا چاپشون داشته باشین)- ستاره سهیل (به! کجایی تو بچه؟ کمپیدا شدیهاااا)- اعظم (اگه خوب بخونی قبول میشی)- هانیه از سنندج- ماری. الف- زهرا صابریان (منتقل کردم بررسی کنند. دوباره بفرستی ضرر نداره)- معصومه از قم (ایشون هم سلام رسوندن)- سحر، 25 ساله از اهواز- رضوان- سپیده از بهشهر (پس نوشتههای اصلیت رو بفرست)- غزال- میری از کرج- پیمان ب. از خوزستان- مهندس فرزانه (کودک و نوجوان مهارتی ندارم. اگه بزرگسال بود شاید بهتر میتونستم راهنمایی کنم)- شیمیدان از ساوه (ما که گفتیم مخلصیم)- سلسله جبال نمک (هنوز حالم زیاد خوب نشده. گذاشتمش واسه شماره بعد که اگه بتونم یه جوابی هم بنویسم براش. بازم طنزهای باحالت رو بفرست)- و... بقیه اسامی در شمارههای آتی. ضمناً از همة کسانی که تولدم رو تبریک گفتن و بخصوص دربارة معرفی خودم نظر و پیشنهاد دادن سپاسگزارم.