حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این کارگردان پنجاه و یک ساله که در یک ماه اخیر سه مجموعه تلویزیونی «مدار صفر درجه»، «در مسیر زایندهرود» (بازپخش) و «زمانه» را روی آنتن شبکههای مختلف داشته است، کارش را از ابتدای دهه 70 از تئاتر آغاز کرد و نخستین مجموعه تلویزیونیاش را با عنوان «فردا دیر است» در نیمه دهه یاد شده روی آنتن برد؛ مجموعهای قابلتأمل با محوریت یک مرکز مشاوره و روانشناسان مشغول در آن که در هر قسمت درگیر ماجرایی میشدند. فردا دیر است با وجود برخورداری از فیلمنامهای منسجم و کارگردانی خوب فتحی، به دلایل مختلف آنچنان که باید دیده نشد.
علاقه فتحی به تهران قدیم و سنتهای ریشهدار فرهنگی آن، موجبات ساخت مجموعه تلویزیونی «پهلوانان نمیمیرند» را فراهم کرد که از پربینندهترین مجموعههای زمان خود به حساب میآمد. معمای قتل پهلوان خلیل که در ادامه به قتلهایی دیگر هم منجر شد، گره اصلی فیلمنامه این مجموعه را شکل داده بود که تعلیق فوقالعادهای را در طول کار رقم زد. بازیهای روان و دیدنی بازیگران نقشهای اصلی، از نقاط قوت این مجموعه تلویزیونی بود که همین ویژگی در ساختههای بعدی فتحی نیز به نقطه قوت آثارش تبدیل شد.
تلاقی عید نوروز با دهه اول ماه محرم در نوروز 81 فرصتی طلایی برای فتحی علاقهمند به قصهگویی فراهم کرد تا از تعزیه به عنوان عامل پیشبرنده داستان استفاده کند. فتحی، علاقه حیدر خوشمرام به شاهزادهای قجری را به بهترین شکل با ممنوعیت اجرای تعزیه در زمان رضاخان پیوند زده و تعلیق فوقالعادهای را به ده شب اجرای آن بخشیده بود. انتخاب درست بازیگران ـ بویژه بازیگران نقشهای اصلی همچون حسین یاری و پرویز فلاحیپور در کنار کتایون ریاحی و رویا تیموریان ـ نیز در این موفقیت بیسابقه نقشی کلیدی داشتند و موسیقی شنیدنی و ماندگار فردین خلعتبری و صدای گیرا و تاثیرگذار علیرضا قربانی آن را کامل کرد.
«مدار صفر درجه» بدون شک کاملترین مجموعه تلویزیونی او و یکی از بهترینهای سه دهه اخیر تلویزیون است: ملودرامی عاشقانه در بستری از تاریخ معاصر که با زندگی شخصیتهای اصلیاش (حبیب پارسا، زینتالملوک جهانبانی، سرگرد فتاحی و سارا آستروک) پیوند خورده است. حبیب یکی از بهترین قهرمانهای خلق شده در تاریخ سریالسازی ایران است که خصوصیات منحصربهفردی داشت و مخاطب را به همذاتپنداری همهجانبه با خود برمیانگیخت. فتحی در میزانسنهای مدار صفر درجه ظرافتهای بسیاری به خرج داد و در تکتک سکانسها، این ظرایف کاملا به چشم آمد؛ از حرکت دوربین و نورپردازی گرفته تا فرم بازیها که همگی از فیلتر ذهن سختگیر فتحی گذشته بود.
مجموعههای «روشنتر از خاموشی» و «اشکها و لبخندها» از دیگر کارهای فتحی در مدیوم تلویزیون است که اولی، اثری تاریخی با محوریت شخصیت ملاصدرا، دانشمندی مشهور بود و دومی یک کمدی بزن و بکوب با بازی درخشان مهدی هاشمی که هر دوی آنها برخلاف ساختههای دیگر این کارگردان آنچنان که باید مورد توجه عموم قرار نگرفتند.
«میوه ممنوعه» ـ که به عنوان یک سریال مناسبتی برای پخش در ماه مبارک رمضان تدارک دیده شد ـ با وجود فاصله بسیار با آثار شاخص فتحی مورد توجه عموم قرار گرفت. فیلمنامه میوه ممنوعه که با نگاهی به داستان مشهور شیخ صنعان نوشته شده، دیالوگهای کوبنده و ماندگاری دارد که توسط علیرضا نادری به رشته تحریر درآمده است.
بازی فوقالعاده علی نصیریان در کنار امیر جعفری و گوهر خیراندیش، نقاط قوت فیلمنامه را برجستهتر کرد و نقشی کلیدی در جذب مخاطبان انبوه داشت. «در مسیر زایندهرود» یکی دیگر از مجموعههای مناسبتی فتحی است که با همه نقاط قوتش تنها به واسطه سوژه ملتهبش با اعتراضهای بسیار مواجه شد. غرور کاذب فوتبالیستی به نام مهران سارنگ که در نهایت به قتل مسعود مصیب ختم میشد، خط اصلی داستان این سریال بود که بخوبی گسترش داده و داستانکهایی همعرض آن خلق شد. فیلمنامه این مجموعه با کاستیهای بسیار روبهرو بود که بخش مهمی از آن به شخصیتپردازی بازمیگشت.
البته انتخاب درست بازیگران نقشهای اصلی، این ضعفها را تا حدود زیادی کمرنگ کرد. بازیگرانی که در راس آنها حسین محجوب قرار داشت و نگاههای خیرهکنندهاش مخاطب را تحتتأثیر قرار میداد. استفاده از نام زایندهرود با توجه به درونمایه اثر، کار هوشمندانهای بود که کمتر شاهد نمونهای مشابه آن در مجموعههای تلویزیونی بودهایم.
«زمانه» آخرین اثر تلویزیونی حسن فتحی است که این روزها از شبکه سه سیما در حال پخش است و مخاطبان پروپاقرصی هم برای خود دستوپا کرده است؛ ملودرامی با تم قضاوت که شخصیتهای اصلیاش را در برابر آن قرار داده و در خلال آن با معضلاتی مواجه میشویم که آدمهای داستان درگیر آن هستند. از حسام فروزانفر که ناخواسته دست به قتل برادر زده تا بهزاد فروزانفر که عمویش را قاتل قلمداد کرده و پیش از رسیدگی قانون به آن، خود حکم صادر کرده و به قضاوت نشسته است. زمانه با آن که از کارهای متوسط فتحی در قاب کوچک به حساب میآید، داستان خود را راحت و بیلکنت تعریف میکند و پیش میبرد، اما فاقد قهرمانی دوستداشتنی و قابل همذاتپنداری است. در واقع، بهزاد فروزانفر در مقام قهرمان اثر، خصوصیاتی ندارد که بتواند مخاطب را جذب خویش کند.
کارنامه حسن فتحی مثل هر هنرمند دیگری که در هر دو عرصه سینما و تلویزیون فعالیت میکند، با اوجها و فرودهای مختلفی همراه بوده است، اما او در کارهای معمولیاش نیز هیچگاه قصهگویی را فراموش نکرده و توانسته با سطوح مختلف از سلیقه مخاطب ارتباط برقرار کند و او را با خود همراه سازد؛ کارگردانی که در انواع مختلف قصهگویی و فصول مختلف تاریخی، حرفی برای گفتن دارد و هیچگاه در جا نمیزند.
محمد جلیلوند
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....