حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کلیپ مرغ سحر از ساختههای اوست و کلیپهای برادر بیقرار، مثنوی شهادت، کاروان، نوایی، بازگشت و... از دیگر محصولات این کارگاه بود. گرچه آن ویدئوکلیپها سمت و سوی فکری خاصی داشت، اما توجه مردم به این ژانر تصویری جدید، موجب خلق آثاری شد که هنوز خاطرهانگیز است؛ با این حال روند ساخت کلیپ در همان دهه 70 متوقف شد و امروز به طور کلی از برنامههای سیما حذف شده است. برای بررسی بیشتر این موضوع، گفتوگوی کوتاهی با مسعود آبپرور داشتیم.
چه شد صدا و سیما دهه 70 به ساخت نماآهنگ روی آورد؟
سال 74 من، شاهرخ دولکو، رضا کیانیان، رامین حیدری فاروقی و چند هنرمند دیگر در کارگاه گسترش هنر، ساخت ویدئوکلیپ را آغاز کردیم. در واقع طرح این کار از ما بود و تائید آن از سوی دفتر پژوهشهای برنامهای معاونت سیما و عبدالله گیویان انجام شد.
در آن دوران قالبی برای تولید ویدئوکلیپ بومی وجود داشت؟
نه در آن مقطع قالبی وجود نداشت و به همین دلیل ساخت و پخش این ویدئوکلیپها به شکل آزمون و خطا بود. ابتدا کارها در ساعتهای خلوت آنتن که شبکههای سیما بیننده کمتری داشت، پخش شد و پس از این که سیما بازخوردهای مثبت مخاطبان را دید این ویدئوکلیپها را در ساعات پربیننده نیز پخش کرد.
با توجه به همین استقبال چرا در ادامه، تولیدکنندگان برای فعالیت در این زمینه علاقهای نشان ندادند؟
تغییر مدیریت در سیما موجب این مسأله شد. اصولا به نظر میرسد در زمینه امور تولیدات و تصمیمات فرهنگی همه چیز در کشور ما قائل به فرد بوده و سیستماتیک نیست. ما گروهی بودیم که پس از مطالعه در مورد ساخت کلیپ، تجربیاتی کسب کرده بودیم که عملا با توقف ساخت این قالب در صدا و سیما تلاشها بیاثر شد. به همین دلیل گروه ما نیز از هم پاشید و کار ما به جریان تبدیل نشد.
بجز این، دلیل دیگری نیز وجود داشت؟
ما سالهای متمادی است که با پیش کشیدن تهاجم فرهنگی، پشت سنگرهای تدافع فرهنگی پنهان شده و به این ترتیب ابتکار عمل را از دست دادهایم. ما باید مبدایی برای ابداع و آزمون داشته باشیم تا بتوانیم ضمن سلیقهسازی، برای نسلهای بعدی نیز آثاری خلق کنیم. یکی دیگر از دلایل توقف ساخت ویدئوکلیپ در ایران همین ندادن فرصت برای ابداع است. مسألهای که البته امروز نیز وجود دارد.
ویدئوکلیپ در همه جای دنیا یک محصول تصویری است که پیوند تنگاتنگی با موسیقی دارد، بیشتر اوقات نیز وسیلهای برای تبلیغ یک آلبوم موسیقی. پیوند ویدئوکلیپهای آن دوران با موسیقی روز کم بود. فکر میکنید چرا این فرم و محتوا برای آن آثار به وجود آمد؟
ما عادت داریم بیشتر پدیدهها را بومیسازی و آنها را با ایدئولوژی و معانی فلسفی و مذهبی خودمان ارائه کنیم. رویکردی در آن زمان وجود داشت که حتما ویدئوکلیپ باید دارای یک پیام معنایی و هدف خاص باشد و حتی در مورد مسائل مختلف به جای تخیل به مخاطب ذهنیت بدهد.
با وجود همه نکاتی که ذکر کردید، آیا ساخت نماآهنگ میتواند دوباره آغاز شود؟ و از سوی دیگر آیا تنها صداوسیماست که باید در این زمینه فعال باشد؟
برای ایجاد دوباره چنان جریانی به تلاش و سرمایه بسیاری نیاز است. البته تولیدات تصویری ما تنها به صدا و سیما محدود نیست و در حال حاضر جریانهای زیرزمینی نیز به تولید ویدئوکلیپ اقدام میکنند. با این حال ما برای کنار زدن این جریان زیرزمینی باید سخت کار کنیم و برای آن مدیریت مبتکر و متمرکزی داشته باشیم. هدف ما باید تولید آثاری برای اکثریت جامعه باشد. شاید اگر امروز ساخت کلیپ دوباره آغاز شود با بیتوجهی مردم مواجه شویم، زیرا سلیقه مردم طی این سالها بسیار تغییر کرده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....