حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این مرد مدعی است اشتباه شده و دیگران پیرمرد را به قتل رسانده و گردن او انداختهاند. با اینکه بهرام به وارد کردن ضربات بر مقتول اعتراف کرده بود اما در جلسه محاکمهاش که در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، قتل را انکار کرد. او میگوید شب حادثه افراد زیادی بودند که به مقتول حمله کردند.
تو را به اتهام سرقت بازداشت کرده بودند چه شد که متهم به قتل شدی؟
بهخاطر اتفاقی بود که در بازداشتگاه افتاد. پیرمردی در بازداشتگاه کشته شد و نمیدانم چرا من را به قتل متهم کردند با اینکه موضوع ربطی به من نداشت.
اگر تو کاری نکرده بودی و قاتل کسی دیگر است چرا تو را مقصر میدانند؟
متهمان دیگر با هم همدست شدند و من را معرفی کردند.
چرا این کار را کردند. آنها که کینهای از تو نداشتند؟
نمیدانم چرا شاید به این خاطر که آنها با من خوب نبودند.
اتهام مقتول چه بود؟ او هم مرتکب سرقت شده بود؟
چند نفر در بازداشتگاه بودیم و هرکس به یک جرم دستگیر شدهبود. نمیدانم جرم پیرمرد چه بود. حال خوبی نداشت اما او را در بازداشتگاه نگه داشتند و گفتند باید بماند تا دادسرا تکلیفش را روشن کند.
چرا شما با او درگیر شدید؟
سرو صدا راه میانداخت و خیلی ما را اذیت میکرد. چند بار به او تذکر دادیم که سر و صدا نکند اما توجهی نکرد و گفت نمیتواند شرایط را تحمل کند. چارهای نبود بجز اینکه تحمل کنیم اما گاهی دیگر نمیتوانستیم کاری با او نداشته باشیم تا اینکه لباساش را کثیف کرد. او پیر بود و نمیتوانست خودش را کنترل کند.کسی هم حاضر نبود کمکش کند.
شما که میدانستید او پیر است و کنترل خودش را ندارد چرا کتکش زدید؟
ما به او گفتیم سر و صدا نکند البته من نمیخواستم او را بکشم و فقط میخواستم ساکتش کنم.
چطور او را زدی؟
یک ضربه به پایش زدم و یک ضربه هم به شکمش، اما قتل او کار من نبود.
چرا این کار را کردی میتوانستی کمی تحملت را بالا ببری؟
شب بود و میخواستم بخوابم. از کنارش رد شدم. او پای من را گرفت و داشت خودش را به سمت من میکشید. او را زدم که پایم را ول کند اما دست بردار نبود.
میتوانستی دستانش را از دور پایت باز کنی نه اینکه کتکش بزنی؟
سمج بود ول نمیکرد البته بگویم فقط من نزدم بازداشتیهای دیگر هم آنجا بودند و کتکش زدند.
اما همه آنها گفتهاند که تو او را زدی؟
نه، دروغ است. آنها خودشان این کار را کردند. من اسامیشان را بلد نیستم اما معرفیشان کردم. پلیس این موضوع را میداند.
شاهدان توضیح دادهاند تو چطور پیرمرد را کتک زدی. آنها گفتهاند که ضربات را به سرش وارد کردی و باعث مرگش شدی؟
نه! من ضربهای به سرش نزدم. این دروغ است. دو ضربه به او زدم یکی به شکم یکی هم به پایش.
کی متوجه شدید که پیرمرد فوت کرده است؟
صبح بود که ماموران آمدند تا ما را به دادسرا ببرند هر چه پیرمرد را صدا زدند جواب نداد تا اینکه یکی از ماموران به سمتش رفت و بدنش را برگرداند و متوجه شدیم صورتش سیاه شده است. آن وقت بود که فهمیدیم چه شده است.
چه زمانی اتهام قتل متوجه تو شد؟
حدود دو هفته من را در بازداشت نگه داشتند و بعد هم گفتند که قاتل هستم در حالی که این اتهام درست نیست.
تو خودت اعتراف کردی که ضربهای به سر متهم زدی چطور میگویی این اتهام را قبول نداری؟
من چنین اعترافی نکردم.
اما اعترافت در پرونده هست و قاضی هم در دادگاه در مورد آن صحبت کرد؟
من این اعتراف را قبول ندارم اگر هم گفتهام تحت فشار بودهام. در آن بازداشتگاه کسی بود که مرتکب قتل شده بود و به همین خاطر هم دستگیرش کرده بودند شاید او پیرمرد را کشته باشد چرا گردن من میاندازند؟
اما همه دیدهاند ضربه به سر مقتول را تو زدی. پزشکی قانونی هم اعلام کرده مرگ مقتول به خاطر ضربه مغزی بوده است. بنابراین تو مرتکب قتل شدی.
صدبار دیگر هم بپرسی میگویم این اتهام را قبول ندارم و من این کار را نکردم.
در مورد اتهام خودت بگو قبل از اینکه به اتهام قتل بازداشت شوی چرا در بازداشتگاه بودی؟
مرا به جرم سرقت ماشین بازداشت کرده بودند البته به من مظنون بودند و چیزی ثابت نشده بود که البته در آن پرونده تبرئه شدم.
سابقهدار هستی؟
سابقه آنچنانی ندارم فقط چندبار دعوا کردم.
همسر و فرزند هم داری؟
بله. هم همسر دارم و هم فرزند. من کاری به خلاف و جرم نداشتم کار میکردم و زندگیام را میگذراندم که توی این مخمصه افتادم و همه چیز خراب شد.
بیشتراز یک سال است در زندان هستی در این مدت چه میکردی؟
خیلی تلاش کردم ثابت کنم قتل کار من نیست اما حرفم را قبول نکردند. خانوادهام هفتهای یکبار به دیدنم میآیند و من روزهای هفته را برای دیدار دوباره آنها میشمارم.اگر یک هفته نتوانند به ملاقات بیایند آن هفته برایم تمام نمیشود. در زندان فقط دارم عمرم را میگذرانم و نمیدانم چه اتفاقی میافتد.
چرا در کلاسهای آموزشی شرکت نمیکنی؟
در کارگاه مشغول به کار شده و چیزهایی یاد گرفتهام اما آنقدر بیانگیزه هستم که نمیتوانم کاری بکنم نه کلاسی میروم نه باکسی حرف میزنم. آدمهایی که در زندان هستند خلافکارند من اصلا نمیخواستم کارم به اینجا بکشد و خیلی بابت این موضوع ناراحتم. زندگیام نابود شده و خانوادهام روزهای سختی را میگذرانند.
به هر حال توکارهای خلاف دیگری هم کردهای و سابقهدار هستی. چرا تصمیم نمیگیری زندگی سالمی داشته باشی؟
توبه کردهام و از خدا میخواهم توبهام را قبول کند. دیگر کارهای قبلیام را تکرار نمیکنم. مشکل من این است که آدم عصبانی هستم. در یک سال گذشته خیلی روی خودم کار کردم و فکر میکنم توانستهام تا حدودی مشکل را حل کنم. از مددکارم هم کمک گرفتم. وقتی خیلی ناراحتم نماز میخوانم و سعی میکنم ارتباطم را با خدا قوی کنم. البته هنوز سیگار میکشم اما نه به اندازه سابق. تصمیم گرفتهام سیگار کشیدن را هم ترک کنم.
خانواده مقتول درخواست قصاص کردهاند و با توجه به مدارکی که در پرونده وجود دارد احتمال میرود به قصاص محکوم شوی. فکر این را کردهای که باید از آنها رضایت بگیری؟
تا به حال برای رضایت به آنها مراجعه نکردهام اما اگر محکوم شوم و راهی نداشته باشم از خانوادهام میخواهم که این کار را بکنند. دیگر نمیتوانم این شرایط را تحمل کنم مدارک علیه من است و کسی گفتههایم را باور ندارد. قتل کار من نبود شاید کارهای خلاف دیگر میکردم اما اصلا به قتل فکر نمیکردم و قدرت کشتن هیچ آدمی را ندارم. در دادگاه گفتم که قتل کار من نیست اما این احتمال هم وجود دارد به قصاص محکوم شوم. اگر این اتفاق بیفتد قطعا به رای اعتراض و تا جایی که امکان داشته باشد از فرصتهای قانونی استفاده میکنم.
خودت گفتی به آن پیرمرد لگد زدی. این اشتباه نیست؟
اینکه پیرمرد را زدم اشتباه بزرگی بود و واقعا پشیمان هستم. نباید این کار را میکردم باید در برابر او صبوری میکردم. این کارم اشتباه بود و فکر میکنم باید از این بابت از اولیایدم درخواست بخشش کنم و شرمنده آنها هستم. اما کسان دیگری هم مقصر بودند. هیچکس زندانیان دیگر را مورد پرسش قرار نداد که چرا او را زدهاند. هر چند این حرفم باعث نمیشود مسئولیت کارم را قبول نکنم اما واقعیت این است که در مرگ او فقط من مقصر نبودم. او آنقدر پیر بود که طاقت بازداشتگاه را نداشت. از اولیایدم درخواست دارم من را به خاطر بچههایم ببخشند و گذشت کنند. واقعا قاتل پدرشان نیستم. دارم بیدلیل عذاب میکشم، از اینکه در زندان هستم خسته
شدهام و خیلی نگران فرزندانم هستم.
مریم عفتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....