داستان پلیسی؛ جنایت در خانه‌های فروشی - قسمت دوم

غافلگیری بزرگ

در شماره پیش خواندید دو زن به نام‌های مریم و زهرا که خانه‌هایشان را برای فروش در روزنامه آگهی کرده بودند، به قتل رسیده‌اند. این دو جنایت به فاصله یک ماه و در روز پانزدهم اتفاق افتاده و از هر دو آپارتمان سرقت شده بود. از آنجا که زهرا هرگز مردان غریبه را به خانه راه نمی‌داد کارآگاه شهاب و دستیارش ستوان ظهوری احتمال می‌دهند قاتلان یک زن و مرد هستند یا شاید هم اصلا مردی در این پرونده دخالت نداشته باشد. اکنون ادامه ماجرا را بخوانید:
کد خبر: ۵۴۰۳۵۲

کارآگاه شهاب وقتی به اداره برگشت چنان دمغ بود که ستوان ظهوری ترجیح داد مدتی سرش را به کارهای دیگر گرم کند. بالاخره خود سرگرد او را فراخواند تا درباره پرونده کمی صحبت کنند. او قبل از هرچیز تیغ انتقاد را متوجه خودش کرد:اگر قاتل زهرا را زودتر گرفته بودیم مریم کشته نمی‌شد.

ستوان سعی کرد دلداری‌اش بدهد:ما همه تلاش‌مان را کردیم.

خود کارآگاه هم این را قبول داشت، اما می‌ترسید باز هم نتواند عاملان این کشتارها را گیر بیندازد و پانزدهم ماه بعد زن سوم به قتل برسد. ظهوری گفت: تمام سعی‌مان را می‌کنیم که این اتفاق نیفتد.

شهاب به دستیارش دستور داد سراغ تک‌تک ادارات و مغازه‌های میدان تجریش برود و اگر دوربین مداربسته دارند فیلم‌های مربوط به روزهای دو قتل را بگیرد. ستوان اگر می‌خواست به تنهایی این کار را انجام بدهد باید بیشتر از یک هفته وقت می‌گذاشت برای همین قرار شد از سه نیروی کمکی هم  استفاده کند.

دو روز بعد همه فیلم‌ها آماده بود، اما هیچ‌کدام باجه‌های تلفن عمومی را پوشش نمی‌داد. در این مدت جستجو برای ردیابی اموال مسروقه هم ثمری نداشت. تمام راه‌ها در این پرونده به بن‌بست می‌رسید و شهاب کم‌کم داشت تسلیم می‌شد. مشکل اینجا بود که کوچک‌ترین سرنخی از عاملان جنایت وجود نداشت. آنها مثل شبح عمل می‌کردند و هیچ ردی از خودشان به جا  نمی‌گذاشتند.

حدود یک ماه دیگر بدون حصول نتیجه سپری شد تا این‌که بالاخره شهاب به این نتیجه رسید چاره‌ای ندارد جز این‌که منتظر پانزدهم بماند. او هماهنگی‌های لازم را انجام داد تا روز موعود تمام تلفن‌های عمومی حوالی تجریش و خانه‌هایی که آگهی فروش‌شان در روزنامه‌ها چاپ شده بود، زیرنظر گرفته شوند. این عملیات قرار بود از ساعت 10 شب چهاردهم تا پایان روز پانزدهم ادامه داشته باشد اما این‌بار هم خبری غافلگیرکننده به سرگرد دادند.

ظهر روز چهاردهم خبر رسید زنی در خانه‌اش در خیابان دربند کشته شده است. این زن تنها زندگی می‌کرد و قصد داشت بعد از فروش خانه‌اش به اصفهان نقل‌مکان و همراه خانواده‌اش زندگی کند. قاتلان موقع فرار در آپارتمان را باز گذاشته بودند و یکی از همسایه‌ها جنازه را یافته بود. کارآگاه و دستیارش وقتی به صحنه قتل رسیدند، کاملا عصبی بودند. خودشان را در این قتل که باز هم با استفاده از کلت کمری مجهز به صداخفه‌کن انجام شده بود مقصر می‌دانستند، اما سر درنمی‌آوردند چرا قاتلان روز کاری‌شان را تغییر داده‌اند. شاید از ترس دستگیر شدن یا شاید هم دلیل دیگری داشتند. همان روز کارآگاه وقتی به اداره برگشت با فرمانده آگاهی صحبت کرد و مجوز گرفت تا عملیات مراقبت نامحسوس از خانه‌ها و باجه‌های تلفن عمومی به مدت نامحدود به صورت شبانه‌روزی انجام شود. دیگر چاره‌ای وجود نداشت و معلوم نبود جانیان چه موقع دوباره دست به کار شوند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها