حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پشت اتاقک شیشهای تقریبا 15 بازیگر در چهار قسمت جداگانه طوری پشت نیمکتها و میکروفنها نشستهاند که بتوانند راحت نقش خود را اجرا کنند. با اشاره دست هادی ابوالفضلی (صدابردار)، محمود عمادپور عوامل این برنامه نمایشی را چنین معرفی میکند: محمد طارمی (تهیهکننده)، هادی ابوالفضلی (صدابردار)، مهدی افشیننژاد (افکتور)، محمودرضا قدیریان، محمود جعفری، مهدی صباغی، علی گوهری، مهدی بهنام، سعید ابوسعیدی، محمود عمادپور، فتانه برغمدی، مرجانه گلچین، حوا الهویی، ویدا شهشهانی، فریبا متخصص، راضیه مومیوند، زهرا خضرایی، سارا فقیهی و کاظم برغمدی سبزواری (کارگردان برنامه نمایشی صدای عبرت).
پس ازشنیدن افکت صدای قدم زدن یک زن و کودک در خیابان و باز و بسته شدن در، داستان روایت میشود: فتانه برغمدی در نقش مینا همراه فرزند خردسالش که سارا فقیهی نقش آن را ایفا میکند وارد کلینیک ترک اعتیاد میشود. وقتی مرجانه گلچین (مدیر مرکز ترک اعتیاد) صحبتهای مینا را میشنود، در حالی که برای آن زن جوان و معتاد متاسف میشود، به یاد خاطرات خود میافتد. اینکه در کودکی پدر و مادرش به خاطر اعتیاد میمیرند و خود توسط یک خانواده خیر بزرگ میشود، پزشک میشود و امروز به بالین بیماران خود میرود تا آنها را مداوا کند.
بازیگران هر کدام به ترتیب نقشی که دارند، به ایفای نقش میپردازند. محمد طارمی میگوید: نمایشی که در حال ضبط شدن است، «آرزوی زیبا» نام دارد.
وقتی برغمدی، کارگردان به گروه استراحت میدهد، محمد طارمی از ساختار این برنامه نمایشی که در گروه «الف» قرار دارد، چنین توضیح میدهد: این برنامه که هر هفته روی موضوع خاصی کار میکند در استودیوی ساختمان شهدای رادیو ضبط میشود.
او با اشاره به اینکه بعضی نمایشها تکقسمتی و بعضی چندقسمتی تهیه و برای پخش آماده میشود، مهمترین موضوعات این برنامه نمایشی را مشکلات خانوادهها، روابط بین زن و شوهر و مساله اعتیاد میداند و میگوید: تهیهکننده برنامههای نمایشی میکوشد با استفاده از موسیقی مناسبی بخشهای مختلف نمایشی را با هم یکپارچه کند؛ بنابراین موسیقیهایی که در بخشهای مختلف نمایش از آنها استفاده میشود، متفاوت است و میتوان گفت موسیقی پلی میان قسمتهای مختلف برنامه است. تهیهکننده برنامه صدای عبرت ادامه میدهد: جدا از موسیقی، افکت از عوامل تعیین کننده در نمایشهای رادیویی است که فضای نمایشی را ترسیم میکند، چند سال است افشینمهر با برنامه همکاری میکند و داخل استودیو افکتهایی مثل صدای قدم زدن شخصیتها، صدای در یا اصوات فضاهای باز مثل پارک و خیابان را میسازد.
طارمی با اشاره به اینکه شنونده یک قطعه نمایشی از اتفاقاتی که داخل نمایش بوقوع میپیوندد بیخبر است و نمیداند آن اتفاق خوب است یا بد و سرانجام نمایش چه میشود، میگوید: برای نشان دادن واکنشهایی مثل اضطراب، تشویش و دلهره از موسیقی تعلیقی استفاده میکنیم تا مخاطب بیشتر با شخصیت داستان همذاتپنداری کند. در ادامه ضبط برنامه، طارمی از فتانه برغمدی میخواهد یک بار دیگر دیالوگ خود را تکرار کند.
صدا، پل ارتباطی بازیگر
ویدا شهشهانی که فعالیت خود را با برنامه «بچههای انقلاب» در رادیو آغاز کرده در خصوص بازیگری در رادیو میگوید: بازیگری در رادیو سختتر از تلویزیون یا تئاتر است، چون باید فضایی ایجاد کرد که شنونده آن را درک کند. هر چند افکت بازیگر را در این مسیر کمک میکند، اما صداست که همه فضاها را میسازد و شنونده را با خودش همراهی میکند.
فتانه برغمدی، کمسن و سالترین بازیگر این برنامه رادیویی که دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی است و از سال 1379 با برنامه صدای عبرت همکاری خود را در رادیو آغاز کرده، معتقد است: بازیگر رادیو وقتی طرز کار با میکروفن، هماهنگ کردن با افکتور و تکنیکهای خاص بازیگری را رعایت کرد، میتواند از نظر حسی با شنونده خود ارتباط برقرار کند که این امر مقداری سخت است، چون تنها پل ارتباطی بازیگر با مخاطب صداست. درست برعکس صحنه تئاتر و تلویزیون که احساسات را میتوان از طریق نگاه، حرکات صورت و دست منتقل کرد.
حوا الهویی 13 سال است در برنامه صدای عبرت نقشهای مختلفی را بازی میکند. او انضباط، مطالعه، صداقت و انسانیت را از شاخصههای مهم یک بازیگر موفق میداند و میگوید: حسن اخلاق و صداقت آقای سبزواری بوده که توانسته این گروه را پا برجا نگه دارد.
وقتی مردم سوژه میدهند
کاظم برغمدیسبزواری که از سال 58 کار هنری خود را با نمایشهای صحنهای در زمینه نویسندگی، بازیگری و بعدها کارگردانی شروع کرده، میگوید: این برنامه از سال 72 از آنتن رادیو ایران به تهیهکنندگی عذرا وکیلی پخش میشد و تقریبا چهار سال است محمد طارمی آن را تهیه میکند. وقتی از او درخصوص مخاطبان برنامه میپرسم، به نظرسنجیهای انجام شده سازمان صداوسیما اشاره میکند و میگوید: آمار نشان میدهد برنامه صدای عبرت طی این سالها از برنامههای پر مخاطب رادیو ایران بوده است. البته در گذشته که برنامه به طور زنده پخش میشد، مردم از طریق تماس تلفنی و نامه ارتباط بیشتری با برنامه داشتند و داستانهای واقعی از زندگی آنها به دستمان میرسید، اما در حال حاضر مخاطبان میتوانند غیر از نامه به صندوق پستی برنامه که در انتهای هر قسمت اعلام میشود، با پیامک مارا از پیشنهادها و انتقادهای خود آگاه و مسائل و موضوعات خود را مطرح کنند. برغمدی درباره داستانهایی که در این برنامه روایت میشود، میگوید: در این برنامه سعی میشود موضوعات داستان از قصههای واقعی مخاطبان و آنچه بیشتر مردم مبتلا به آن هستند، استفاده شود و همان طور که ذکر شد، برنامه تمام موضوعات اجتماعی و آسیبهای آن از قبیل اعتیاد، ازدواج، طلاق و مشکلات دختران فراری را در بر میگیرد.
خلاقیت در ایفای نقش
محمود عمادپور که از سال 75 فعالیت خود را در رادیو آغاز کرده است، در خصوص بازیگری در این کار رادیویی میگوید: بازیگر براساس نقشی که نویسنده برای او نوشته میتواند ویژگیهای شخصیتی نقش را بیابد و با استفاده از روشهای بازیگری و قابلیتهای صدای خود، آن را اجرا کند که معمولا برای رسیدن سریع به نقش، بازیگر خود را در موقعیت شخصیت نمایش میگذارد و با خود میگوید اگر من به جای این شخصیت بودم، چگونه رفتار میکردم و سرانجام با استفاده از قدرت خلاقه، نقش را ارائه میکند. ویژگی اصلی این گروه نمایشی را صمیمیت و شناخت کافی از توانمندی بازیگران در ارائه هر چه بهتر نقشها میداند.
علی گوهری یکی دیگر از بازیگران برنامه نمایشی صدای عبرت که به دعوت بیوک میرزایی به رادیو آمده و کارهای متعددی را با خسرو فرخزادی، صدرالدین شجره و محمد عمرانی انجام داده است، در خصوص ویژگیهای بازیگری در رادیو میگوید: بازیگر رادیو ضمن اینکه باید بازیگری را آموخته باشد، حتما باید ویژگی خاصی در صدایش داشته باشد، چون باید همه احساس خود را با صدا انتقال دهد و این کار، تواناییهای خاصی میطلبد. گوهری که از سال 58 به بعد تئاتر کار کرده و اکثر فعالیتهای نمایشیاش مربوط به تئاتر است، میگوید: چون کارم ارتباط با مردم است و مردم را دوست دارم، بازیگری را از همانها یاد میگیرم.
رادیو را هم به این دلیل دوست دارم که پرمخاطبترین رسانه است و در دورافتادهترین روستاها هم شنوندگان خاص خودش را دارد. مهدی صباغی بازیگر رادیو، تئاتر، سینما و تلویزیون که در همان اوان کودکی با رادیو آشنا شده معتقد است: بازیگری در رادیو خیلی مشکلتر از بازیگری در تئاتر و سینماست، چون اگر در کار تصویر و روی صحنه همه پنج حواس را به کار میگیری در رادیو باید دو حواس دیگر هم قرض بگیری تا بتوانی بخوبی نقشت را ایفا کنی.
او که مسلط به 9 لهجه با گویشهای مختلف بخصوص استان خراسان است به شیرینترین خاطرهاش از مرحوم منوچهر نوذری اشاره میکند و میگوید: روزی که منوچهر نوذری من را به رادیو دعوت کرد، هرگز فراموش نمیکنم. البته ایشان قبلا من را در مشهد میشناخت و وقتی در جمع هنرمندان قرار گرفت، درباره من گفت: آقایان توجه کنید! این آقا که میبینید مظلوم اینجا نشسته 20 سال دیر آمده به تهران؛ ولی الان که اینجا نشسته، حس میکنم 20 سال از نظر هنری از بعضیهایتان جلوتر باشد، چرا که من با کارهای او آشنا هستم، توانمندی و قدرت بازیگری اورا درک میکنم و امیدوارم در کارهای آیندهاش موفق باشد. این بهترین خاطره از بدو ورودم به تهران و بالاترین دستمزد و جایزهای است که یک پیشکسوت و هنرمند رادیو به من داد.
وقتی یک رسانه ، مسیر زندگی آدمها را عوض میکند
دوران ما روزگار رسانه است. روزگار همه چیز آنلاین! امروزه تنها کافی است یک رادیوی دوموج داشته باشی. آن وقت به همه جا و همه چیز وصلی. جالب اینجاست این تکنولوژی قدیمی برخلاف تصور حتی در مقابل اینترنت هم تسلیم نشده و به حیاتش ادامه میدهد. هنوز گرم و صمیمی، هنوز پرمخاطب و محبوب و از همه مهمتر هنوز دردسترس.
راست گفتهاند که تنها صداست که میماند. رادیو امروز خیلی بیشتر از آنچه باور بشود کرد در زندگی آدمها نقش بازی میکند. گزافه نیست اگر بگوییم رادیو حتی سرنوشت بسیاری از مخاطبان خودش را عوض کرده و زندگی آنها را روی مداری دیگر چرخانده است. «صدای عبرت» یکی از آن بسترهای پر نفوذ است که بیشترین سهم را در این تغییر به عهده دارد. وقتی میشنوی فقط با یک داستان و با یک نمایش رادیویی قصه زندگی یا بهتر است بگوییم نمایش واقعی برخی شنوندههای رادیو به مسیر درست هدایت میشود و راه را به آنها نشان میدهد.
تاثیر شگرف و غیرقابل انکاری که تنها در بطن زندگی واقعی آدمها میشود جستجویش کرد و به حقانیتش پی برد. وقتی تجربیات خوب و بد زندگیهای واقعی از طریق امواج به گوش دیگرانی میرسد که با شخصیتهای داستان احساس همذاتپنداری میکنند، وقتی میبینی یا میشنوی که آدمهای بظاهر گرفتار و تسلیم سرنوشت شده، از لاک خود بیرون میزنند و به خود میآیند، وقتی چیزی مثل اراده از بطن یک داستان بیرون میآید و بر روح و تن آنهایی مینشیند که خود را فنا شده میانگاشتند، دیگر چه تفسیری از این بهتر که رادیو یعنی خود زندگی.
این همان رویایی است که شاید حتی در مخیله مخترع رادیو هم نمیگنجیده. این یعنی رسانه تاثیرگذار و پویا که در برخورد با مخاطبش نه تعارف دارد و نه تفاخر.تلفیقی از هنر و رسانه که بیشک آینده را در سیطره خود خواهد گرفت.
زهره زمانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....