در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از حضور فعال در حوزه تئاتر چه شد تصمیم گرفتید به تلویزیون بیایید؟
من خیلی سخت نقشی را قبول می کنم و همیشه هم نگران این هستم که انتخابم اشتباه نباشد. داوود میرباقری و حسن میرباقری از آن کارگردانان و نویسندههایی هستند که یک بازیگر نمیتواند مقابل اسم آنها تردید کند. حسن میرباقری هم بازیهای مرا در تئاتر دیده بود و به یلدا دعوتم کرد. از آنجا که 90 درصد بازیگران یلدا تئاتری بودند هماهنگی خوبی بین بازیگران به وجود آمد و ما به درک متقابل از یکدیگر رسیدیم.
فتاح، معمولا زرنگ بازی درمیآورد. او به پر و پای علی (برادر بزرگتر) میپیچد و نمیگذارد او بزرگی کند. به نظر من فتاح نقش منفی سریال است. شما تا چه حد فتاح را منفی میدانید؟
من هیچ آدمی را منفی نمیدانم. این شرایط است که آدم را منفی یا مثبت میکند. در ضمن هر آدمی برای کردار و رفتارش همیشه توجیههایی دارد. من سعی میکنم راجع به نقشهایم نظری ندهم و آنها را تحلیل نکنم. هیچ آدم بدی از کارهای خودش بدش نمیآید. هر کس برای خودش دلایلی دارد. اتفاق بدی که متاسفانه میافتد این است که بازیگران با تحلیل نابجا از یک نقش ناخودآگاه ذهنشان را نسبت به آن نقش بیمار میکنند و اگر این نقش منفی باشد با این ذهنیت به استقبال او میروند و منفی بودن او را تشدید میکنند. این اتفاق به نظر من خیلی بد است، چراکه ما قرار است نقشی را بازی کنیم و این موضوع نباید روی رفتارمان تاثیر بگذارد. من تمام تلاشم این بود که فتاح را زندگی و قضاوت درباره او را به مخاطب واگذار کنم.
نحوه شخصیتپردازی در سریال یلدا گاهی دچار فراز و فرودهای غیرمنطقی میشود. تقابلها و شاخ و شانهکشیهای فتاح و سایر اعضای فامیل مصداقی از آن است. شما این طور فکر نمیکنید؟
فاصله ما آدمها با هم زیاد شده است. دیگر روابط مثل قدیمها نیست. آدمها از هم دور شدهاند و همدیگر را به یاد نمیآورند. در سریال یلدا فردی متمول این دنیا را ترک کرده و مطمئنا بسیاری به خاطر سود و منفعت دور اموال به جا مانده از او جمع شدهاند. در ضمن ما ایرانیها احساسگرا هستیم و از این جور مراسم به عنوان محلی برای آشتی استفاده و مشکلات را حل میکنیم. آن کدورتی که بین علی با آصف یا فاتح وجود دارد در جای دیگری ریشه دارد. علی شخصیتی مادی دارد و شاید آنقدرها از مرگ پدر ناراحت نباشد. او ظرف یک سال گذشته هیچ توجهی به پدر نداشته است، اما اینها دلیل نمیشود نتیجه بگیریم این شاخ و شانه کشیدنها و درگیریها اغراق شده و غیرمنطقی است. به نظر من شخصیتپردازی میرباقری بسیار با دقت انجام شده و هر کدام از شخصیتهای سریال یلدا معرف یکی از افراد جامعه است.
شخصیت فتاح مابهازای کدام یک از افراد جامعه است؟
آذرنگ: فتاح یکی از میلیونها آدمی است که همیشه احساس بازندگی دارد. او دائم سعی میکند حقش را بگیرد. او یک پدر شکستخورده دارد. فتاح به لحاظ روانشناسی از شکست دوباره میترسد
فتاح یکی از میلیونها آدمی است که همیشه احساس بازندگی دارد. او دائم سعی میکند حقش را بگیرد. یک پدر شکستخورده دارد که مثل آینه دق روبهرویش نشسته است. پدری که 50 سال پیش در یک دوئل عشقی شکست خورده و دختری را که دوست داشته به رقیبش دادهاند. او به لحاظ روانشناسی از شکست دوباره میترسد. او هراس دارد همان چیزی شود که پدر شده بود. برای همین هم جلو آمده است و همیشه سعی میکند پیروز باشد. اتفاقا غیرمنطقی هم نیست. به نظر من کسی که عاشق خانواده باشد نمیتواند شخصیت منفی قصه باشد. من شخصیت فتاح را با تحلیل بازی کردم.
اما فتاح کمی اعتیاد دارد. فردی که به دام مواد گرفتار است نمیتواند پیروز میدان باشد.
او کسی نیست که به خاطر مواد زندگی و خانوادهاش را بسوزاند و آنها را اذیت کند. اگر بخواهیم بحث اعتیاد را پیش بکشیم او از نگاه من معتاد از دست رفتهای نیست و ممکن است دچار خطاهایی بشود، اما زندگیاش را نمیسوزاند. اتفاقا بسیار هم زرنگ و هوشمند است، چراکه با شرایط و پدر و گذشتهای که او داشته باید بیش از اینها به سمت تاریکی میرفت، اتفاقا او توانسته گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
انگار روی فتاح تعصب زیادی دارید. به هر حال این فرد خطاهای زیادی دارد.
من نهتنها روی فتاح غیرت دارم، بلکه روی هر نقشی که بازی میکنم تعصب دارم. چطور میتوانم روی شخصیتی که قرار است جزئی از من باشد غیرت نداشته باشم. من باید خودم را دوست داشته باشم، چون من شخصی هستم که آن را بازی میکند. این اشتباه است که شخصیتی را با اغماض تحلیل کنیم. تجربه نشان داده است هرگاه شخصی با جهتگیری، اجرای نقشی را به عهده گرفته این تفکر در بازی او تاثیر گذاشته و نقشآفرینی او صادقانه و با رعایت امانتداری نبوده و درنهایت موفق هم نشده است. من در بازیگری به نقش تبدیل نمیشوم. من قرار نیست به شخصیت نگاه بیرونی داشته باشم و آن نگاه را بازی کنم. او خود من است و بدون هیج قضاوتی آن را بازی می کنم و داوری را به عهده مخاطب می گذارم.
اما یک بازیگر باید درباره نقش خود تحلیلی در ذهن داشته باشد تا بتواند ویژگیهای رفتاری او را با دقت به وجود بیاورد.
وقتی نقشی را دوست داشته باشم آن را با خودم یکی میدانم. من ترکیبی کامل از فتاح و آذرنگ هستم. من کالبد بدنم را در اختیار یک شخصیت قرار دادهام و نباید به گونهای عمل کنم که کسی این استیجاری بودن را لمس کند.
بهعنوان یک نویسنده آیا پیش آمده در طول کار چیزی را به متن، دیالوگ یا شخصیت بیفزایید؟
به هیچ عنوان. برادران میرباقری بخوبی همه چیز را سر جای خودش گذاشته بودند. البته رفتار حسن میرباقری بهگونهای بود که برای بیان نظراتمان هراسی نداشتیم و اگر خوب بود حتما مورد استفاده قرار می گرفت.
شما و یکی دو بازیگر دیگر تنها بازیگرانی هستید که لهجه دارید. مشاور لهجه هم داشتید؟
زمانی که شخصیت فتاح را خواندم متوجه شدم او کسی است که در بسطام زندگی میکند و در ترهبار کار میکند. اینها مسائلی بود که نشان میداد فتاح باید لهجه داشته باشد. من این پیشنهاد را دادم و آقای میرباقری از آن استقبال کرد. برای لهجه غیر از دقت روی گویش مردمان آن منطقه، اکبر سلطانعلی بازیگر نقش مالک و حسن فرجاهی بازیگر نقش عزتی هم کمک زیادی به من میکردند.
لهجهها در استان سمنان از منطقهای به منطقهای فرق میکند. چطور این تفاوت ظریف را رعایت کردید؟
اگر دقت روی لهجه مناطق آنجا نبود ممکن بود با اعتراض بسیاری مواجه شویم. این گوناگونی لهجه کار ما را سختتر هم میکرد. مالک داستان، مال محدوده خیژ است و گویش او با مردم مناطق دیگر شاهرود فرق زیادی دارد. ضمن اینکه ما باید از واژگانی در لهجه استفاده میکردیم که برای عموم مردم قابل فهم باشد، چون گاهی لهجه مردم آن منطقه از گویش به زبان تبدیل میشود.
مهراوه فردوسی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: