حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همسایه طبقه سوم هم برای اعتراض همین رویه را پیش میگیرد و جلوی خانه اش روی یک چارپایه مواد اولیه ترشی لیتهاش را میچیند که بویش توی راهرو راه میافتد. همسایه طبقه چهارم هم در یک اقدام متهورانه برای خودش یک انباری در آخرین پاگرد درست میکند. این همسایههای محترم هیچکدام بابت حق شارژ پول نمیدهند تا جایی که یک بار برق مشترک را قطع کرده بودند. هر مشتری به این خانه میآید به خاطر وضع نابسامان آن فراری میشود.
کوچههای عمودی
وقتی من کوچک بودم کوچهها افقی بود و در هر کوچه افقی کلی پسکوچه بود که آن را از دسترس اشرار دور نگه میداشت. در هر پسکوچه آدمهای زیادی بودند که همه همدیگر را میشناختند. هر کدام در یک خانه قدیمی که حالا میدانم به آن میگویند ویلایی زندگی میکردند که اغلب یکی دو درخت، یک باغچه و یک حوض قاب عکسی خوشگل داشت. ما بچههای اهل یک کوچه، همدیگر را میشناختیم و والدینمان وقتی در کوچهها بازی میکردیم مواظبمان بودند. بندرت در کوچه اصلی موتوری رد میشد و بیشترین تردد مربوط به روزنامهفروشهای دورهگرد و بادکنکی و بستنیفروش بود.
ما برای خودمان کلی فضا داشتیم که بدویم، دوچرخهسواری کنیم و کودکی را زندگی کنیم.
اما کمکم بچهها زیاد شدند و کوچهها افقی شد. خانههای ویلایی جای خود را به خانههای آپارتمانی داد. قاعده هر خانواده یک حیاط، تبدیل شد به روال یک حیاط مشاع برای پنج شش خانوار که چند کاربرد داشت و مهمترین آنها پارکینگ بود. میخواهم بگویم سهم زیادی به بچهها نمیرسید. کوچههای عریض امنیت خود را از دست داد و محل تردد موتور و ماشین شد و مردم که با هم غریبه شدند پای دزدها و اوباش به کوچهها باز شد و هیچکس از هیچکس خبر نداشت. بچهها از کوچهها جمع شدند و خواستههای خود را در یک چاردیواری محدود خلاصه کردند. کوچههای عمودی مثل درخت از زمین روییدند پیشتر از آنکه ویلایی نشینهای سنتی به آن عادت داشته باشند.
عادت نکردهایم
کوچههای عمودی انگار مستقیم از اروپا آمدند و جای خانههای ویلایی دوست داشتنی ما نشستند، اما فرهنگ زندگی در آنها همان جا ماند.
سعید ـ م، پنجاه و دو ساله ساکن یک آپارتمان است. او میگوید: صاحبخانه نه به من پارکینگ فروخت و نه انباری داد. من نمیتوانم تحمل کنم که همسایههای دیگر این مزایا را داشته باشند و من محروم باشم.
من به فضای بیشتری برای زندگی احتیاج دارم. مجبور میشوم وسایلم را توی راهروها و پاگردها بگذارم. حتی برای اینکه اعتراض خود را نشان دهم یک موتور خراب را خریدم و در حیاط گذاشتم و همیشه همانجاست.
حسین ـ ج، شصت و هشت ساله میگوید: من تازه از یکی از شهرستانها به تهران نقل مکان کردهام. آنجا خانهای بزرگ داشتیم با درختانی میوه، اما کار نبود و بچهها میخواستند جایی باشند که پیشرفت کنند.
ضمن اینکه دخترم طلاق گرفته بود و همسایهها به او بد نگاه میکردند. میخواستیم جایی برویم که کسی ما را نشناسد. حالا زندگی در این چاردیواری برایم مشکل است. یک روز افتادم به جان باغچه و موزائیکها را جمع کردم و باغچه را گسترش دادم که سبزی بکارم، اما صدای همسایهها در آمد. گفتم خودم زحمت کشیدم و میخواهم چیز بکارم، اما میگویند اینجا مشاع است و اگر چیزی بکاری سهم همه است. این منصفانه نیست. من طبقه اول هستم و حیاط مال من است!
نازنین کوچولو توی پاسیوی خانهشان جوجه نگه میدارد و نادر که همیشه خارج از کشور سکونت دارد حق شارژ طبقهاش را نمیدهد. اینها همه مشکلاتی است که کوچههای عمودی به همراه آوردهاند.
مقالهای در مورد علل شکست یکی از شهرکهای مدرن اطراف تهران ـ که در یک همایش شهرسازی و معماری ارائه شده بود ـ نداشتن فرهنگ آپارتماننشینی را مهمترین دلیل در ناتوانی در جذب جمعیت دانسته بود.
در گزارشی از این شهرک آمده است: کسانی که خریداران آپارتمانهای این برجها هستند پیش از این در خانههای کوچک اما مستقل زندگی میکردهاند. آنها بسختی از طریق کمکهای دولتی و وام این واحدها را خریدهاند و اقساط آن را با مشقت میپردازند واز عهده پرداخت حق شارژ ماهی صد هزار تومانی آن برنمیآیند. در نتیجه حق شارژ ساختمانها پرداخت نشده و آب، برق و گاز آنها قطع شده است. آسانسورهای این ساختمانهای عظیم ده بیست طبقهای قطع شده و عملا دسترسی به طبقات بالای ساختمان و استفاده از آن غیرممکن شده است... .
حقوق و تکالیف
براساس قوانین مالکیت آپارتمان و حقوق مشاعات ما تنها به میزان مالکیتی که در مجتمع داریم حق دخالت در امور و ارائه نظر داریم. بهتر است از همان ابتدای اقامت از همه حق و حقوق خود در آپارتمان مطلع شویم. محل پارک اتومبیل و انباری خود را طبق سند شناسایی کنیم و از اشغال پارکینگ و انباری دیگران هر زمان و به هر دلیل پرهیز کنیم.
مکانهای عمومی آپارتمان، مختص ما نیست و دیگران هم به همان نسبت حق استفاده دارند و هیچکس حق تصرف مکانهای عمومی را بدون رضایت و اجازه کامل سایر شرکا ندارد. گذاشتن کفش یا وسیلههای شخصی مانند گلدان، تابلو و... در راهروی آپارتمان و محل گذر سایر همسایهها ممنوع است. هرگونه تغییر در نما و شکل ظاهری آپارتمان ولو این که با هزینه خودتان باشد باز هم باید با نظر سایر مالکان صورت پذیرد. پیش از برگزاری مهمانی، زمانی که قصد پختن غذا، نذری یا هر استفاده دیگری از آب، گاز و برق عمومی دارید از همسایهها اجازه بگیرید و اگر ناگزیر شدید از پارکینگ همسایگان استفاده کنید از قبل با آنها هماهنگ کنید و بدون اجازه اتومبیلی در پارکینگ دیگران پارک نکنید.
در اوقات استراحت، از بازی بچهها در پارکینگ و حیاط آپارتمان جلوگیری کنید. از قوانین آپارتمان که به تصویب ساکنان و مسئولان رسیده است، پیروی کنید. شارژ و هزینههای ماهانه خود را بموقع بپردازید.
ماندانا ملاعلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....