همیشه ندارها نیستند که دست به سرقت می‌زنند

حکایت پول، پارو ودزدی

وقتی صحبت از سرقت می‌شود معمولا ذهن آدم به سمت فقر و نداری می‌رود اما این تصور که فقط افراد گرفتار مشکلات مالی دست به دزدی می‌زنند کاملا نادرست است و در بسیاری از موارد دیده شده سارقان اشخاصی هستند که به قول معروف پول‌شان از پارو بالا می‌رود.
کد خبر: ۵۲۹۲۶۶

یکی از این مجرمان جوان سی‌وسه ساله‌ای به نام مهدی است که از سال 87 تا به حال 11مرتبه به اتهام سرقت خودروهای هیوندا و مزدا دستگیر و هر دفعه با سپردن وثیقه آزاد شده است.مهدی پدر ثروتمندی دارد و هر مبلغی که بخواهد همیشه دراختیارش قرار می‌گیرد برای همین به هیچ‌عنوان از نظر مالی در مضیقه نیست و در زندگی‌اش کمبودی احساس نکرده است، اما به گفته خودش به دزدی اعتیاد دارد، مخصوصا سرقت مزداها و هیونداها که خودروهای مورد علاقه وی هستند.

او هر دفعه که این اتومبیل‌ها را می‌بیند به وسوسه می‌افتد و دست به سرقت می‌زند البته هر بار بعد از چند ساعت خیابان گردی و پز دادن با ماشین مسروقه آن را گوشه‌ای رها می‌کند و دنبال کار خودش می‌رود.

آخرین پرونده مهدی در شعبه 6 دادسرای ناحیه 5 تهران تشکیل شد و ماموران پلیس وقتی فهمیدند فردی خودروی هیوندایی دزدیده و با عابربانک موجود در آن برای خودش خرید کرده است از طریق دوربین مداربسته مغازه‌ها به ردیابی او پرداختند و دیدند این مهدی است که دوباره دردسرساز شده است.

به همین خاطر او را بازداشت کردند.مهدی در اعترافاتش گفت: این بار هم مثل قبل اصلا به‌خاطر پول دزدی نکردم اما وقتی کارت و رمزش را دیدم وسوسه شدم و با آن از یک طلافروشی یک و نیم میلیون تومان طلا و بعد هم چند دستگاه موبایل به قیمت دو میلیون تومان برای خودم خریدم وماشین را هم کنار خیابان رها کردم.

مرتضی یکی دیگر از مجرمانی است که پولش از پارو بالا می‌رود اما نمی‌تواند زندگی سالمی را پیش بگیرد. او در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمده و هیچ‌وقت به پول توجیبی که از پدرش می‌گرفته راضی نبوده. برای همین هر از گاهی به جیب دیگران ناخنک می‌زده و اولین بار وقتی هفت سال بیشتر نداشته 20 هزار تومان از خواهرش کش رفت. مرتضی سال 84 وقتی برای تماشای بازی فوتبال بین دو تیم ایران و بحرین به استادیوم رفته بود در راه بازگشت تصادف کرد و فردی را کشت.

او این بار برای فراهم کردن پول دیه دست به دزدی زد اما بعد از آن با این‌که نیاز مالی نداشت نتوانست از سرقت
دل بکند.

مرتضی در حالی ازدواج کرد که حسابی ثروتمند شده بود. او در طبقه چهارم برجی مجلل در شمال شهر خانه خریده و ماشین مدل‌بالایی نیز زیر پایش انداخته بود اما هنوز وسوسه سرقت دست از سرش برنمی‌داشت برای همین همراه دو نفر دیگر از مردم در جنوب و مرکز تهران زورگیری می‌کرد و پول و طلاهای آنها را به غارت می‌برد.

مرتضی که به دستور بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران دستگیر شد، می‌گوید: معمولا خودم تنهایی سوار موتور می‌شدم و کیف یا گردنبند زنان یا مردان را می‌زدم.

بعضی موقع‌ها هم با کمک دو همدستم سرقت می‌کردم. البته من دیگر هیچ نیازی به سرقت نداشتم و فقط به خاطر اعتیاد به این کار، دزدی می​کردم.

همسر و مادرزنم هم از کارهای من اطلاع داشتند و من هر وقت طلا و جواهر گیر می‌آوردم به آنها می‌دادم تا برایم بفروشند. این دو به خاطر امکاناتی که برایشان فراهم کرده بودم هیچ اعتراضی نداشتند و سرشان به زندگی خودشان گرم بود.

لاله نیز زنی ثروتمند است که فقط به خاطر یک شرط‌بندی دست به سرقت زد و به زندان افتاد. این زن که پرونده‌اش در دادسرای ناحیه چهار تهران رسیدگی شد همسری پولدار دارد و اتفاقا چند روز قبل از دزدی شوهرش برای او سرویس طلای گرانبهایی خریده بود اما چون با یکی از دوستانش شرط بست که می‌تواند از جواهرفروشی دزدی کند به مغازه‌ای رفت و تلاشش را برای بردن شرط به کار بست اما مرد فروشنده که متوجه نقشه این زن شده بود ناگهان به خیابان دوید و داد و فریاد راه انداخت. به این ترتیب با کمک مردم متهم را دستگیر کرد تا این‌که ماموران سر رسیدند و وی را برای انجام تحقیقات به کلانتری بردند.

لاله می‌گوید: چند روز قبل از دزدی با یکی از دوستانم برای سرگرمی به چند طلافروشی سر زدیم و طرح‌های تازه را دیدیم.

همان روز بود که دوستم به شوخی و برای تفریح موضوع شرط‌بندی را مطرح کرد ومن هم برای این‌که ثابت کنم نترس هستم پیشنهادش را قبول کردم اما چون ناشی بودم خیلی راحت دستگیر شدم و الان بسیار پشیمان و شرمنده هستم و از شوهرم خیلی خجالت می‌کشم چون با آبروی او و خودم بازی کرده‌ام.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها