سقف کوتاه است و او نمیتواند سرپا بایستد و باید مسیر پرفراز و نشیبی را به صورت سینهخیز طی کند، تا کجا و چند متر، معلوم نیست. با دست قلوه سنگهای زمخت را کنار میزند.
«باید پیش بروم، تا مقصد.» این را به خودش میگوید. حالا در چند قدمیاش حفرهای است، درهای باریک که به چاه میماند. طنابی را از کولهاش درمیآورد وقتی که در غار به چنین جایی میرسی تنها راه فرود با طناب است، اما این تنها سختی مسیر نیست و گاه مجبور میشود لباس غواصی بپوشد و از میان گل و لای زیرزمینی برای خودش راه باز کند. توقف برای سمیرا زارعی معنایی ندارد؛ غارنورد 27 سالهای که او را اولین و تنها زن غارنورد ایران لقب دادهاند. کسی که سرش درد میکند برای ماجراجویی. همین عشق به ماجراجویی است که باعث شد او به بسیاری از غارهای ایران سفر کند و با این کار نشان بدهد، این تفرجهای مهیج فقط مختص مردان نیست.
بانوی غارهای ایران
غار دنگزلو در سمیرم، غار سید و شمسآباد شهرکرد، پرو در کرمانشاه، چال در نخجیر، دیو سفید گرگان و... تنها تعدادی از غارهایی هستند که این دختر اصفهانی پیموده است.
سمیرا عاشق غار و محیطهای مرموز زیرزمینی است و همیشه از غواصی غارنوردی لذت برده تا جایی که برای پیمایش بعضی از غارها پایش را از مرز فراتر گذاشته و به کشور هند هم سفر کرده است و اکنون یکی از آرزوهایش این است که بتواند برای غارنوردی به تایلند، فرانسه و مکزیک هم برود.
غار، امنترین جای دنیا
«اگر عجول باشید نمیتوانید غارنورد خوبی شوید. غارنوردی احتیاج به آرامش دارد.» سمیرا گفتوگوی خود را با این جمله شروع میکند. او با قدرت آرامش توانست خود را به لایههای زیرین زمین بکشاند. مکانهایی که پر است از ماجراجویی و البته اتفاقات غیرمنتظره و خطرناک. برای زارعی ترس معنایی ندارد.
گرچه او بارها خواب دیده در غار جانش را از دست میدهد، اما باز هم پای ثابت این نوع سفرهای غیرعادی است و میگوید: «مرگ هر فردی بالاخره یک روز از راه میرسد و آدم نباید با این تفکر خودش را در انجام کارهایی که دوستشان دارد محدود کند. در غارنوردی اگر ایمنی را به خوبی رعایت کنید و تکنیکها و تجربیات خود را به کار ببندید هیچ اتفاقی برایتان رخ نخواهد داد.»
با این وجود سمیرا به خوبی می داند خطر در غارنوردی اجتنابناپذیر است: «برای من غارنوردی همیشه با آرامش همراه بوده و از این ورزش بینهایت لذت میبرم. به نظرم غارنوردی مانند کشف دنیایی دیگر است. دنیایی که هر انسانی قادر نیست به آنجا پا بگذارد. به همین دلیل غار امنترین جای دنیاست.»
درهنوردی، فقط یک آغاز بود
سمیرا همیشه به دنبال هیجان بود. او در دوران نوجوانی سعی کرد با روی آوردن به ورزشهای تکواندو و والیبال خودش را سرگرم کند، اما در حقیقت این چیزی نبود که دختر جوان را راضی نگه دارد.
به همین دلیل این ورزشها را رها کرد و برای مدتی در مقطع دبیرستان به تئاتر و موسیقی روی آورد: «من حتی رشته تحصیلیام بیارتباط با دنیای ورزش و علاقههایی است که در گذشته به سراغشان رفته بودم.» سمیرا در رشته پزشکی تحصیلکرده و در حال حاضر کارمند بیمارستان است.
او میگوید: «من خیلی اتفاقی با غارنوردی آشنا شدم. پیش از این با گروهی از دوستانم کوهنوردی و درهنوردی میکردیم و این موضوع باعث شد من به طبیعت نزدیکتر شوم تا این که سال 89 توسط یکی از دوستانم با انجمن غارنوردی آشنا شدم.»
برای زارعی آشنایی با این انجمن فرصتی بود تا در کلاسهای غارنوردی شرکت کند و در همین کلاسها، اصول اولیه غارنوردی عمودی را یاد بگیرد: «من اسفند همان سال تصمیم گرفتم غواصی را هم یاد بگیرم. به همین دلیل شروع کردم به آموختن غواصی در آبهای آزاد و این تجربه کمک بزرگی بود تا در آینده بهتر بتوانم غارنوردی کنم.»
او تا مدتها با تجربیات و آموختههایش غارهای ایران را یکی پس از دیگری زیرپا گذاشت، اما بهترین تجربهاش به دوسال پیش برمیگردد، زمانی که یک دوره کلاس غواصی غارنوردی در ایران برگزار شد و سمیرا تنها خانم شرکتکننده در این کلاس بود: «راستش با حضور من در این کلاس موافقت نشد چون همه آقا بودند. به همین دلیل من مجبور شدم با پرداخت هزینه شخصی یک کلاس خصوصی برای خودم با حضور مربی لهستانی برگزار کنم و در این دوره از کلاسها بود که توانستم مدرک بینالمللی غواصی غارنوردی را بگیرم.»
دریاچهای از خفاش
سمیرا در این مدت با خطرات زیادی روبهرو شده، خطرهایی که حالا خاطره شدهاست. یکی از این حوادث در کرمانشاه برایش رخ داد و حین غواصی در غار با جسم بیجان خفاشهای زیادی در مسیرش مواجه شد: «در بخشهایی از مسیرمان سقف غار کوتاه و سطح آب بسیار بالا آمده بود. به همین دلیل مجبور شدم از لباسهای غواصی برای پیمایش این مسیر استفاده کنم و وارد دریاچه نهفته در دل غار شوم. دریاچهای که ناگهان در آن با تعداد زیادی خفاش مرده مواجه شدم. ما مجبور بودیم برای باز کردن راه خفاشها را با دست کنار بزنیم.»
به گفته سمیرا گویا به هم ریختن شرایط اکوسیستم غار باعث بروز چنین اتفاقی برای خفاشها شده بود.
البته غارنوردان در حین غارنوردی با موجودات زیادی از سوسک، خفاش تا سمندر و موجودات زنده دیگر روبهرو میشوند. آنها خودشان را برای چنین لحظههایی آماده میکنند و حالا سمیرا از این موجودات به هیچ وجه نمیترسد.
برای سمیرا همه پیمایشهایش به یادماندنی بوده است، اما یکی دیگر از خاطرهانگیزترین تجربههای غارنوردیاش مربوط به زمانی است که همراه دو نفر از دوستان مستندسازش راهی کشور هند شد: «در شهر ماگالایای هند استقبال خوبی از ما شد و برای پیمایش غارهای مورد نظرمان مجبور شدیم از جنگل عبور کنیم که همین اتفاق سفر ما را هیجانانگیزتر کرد.»
اسمش را گذاشتیم پانا
«من در این سالها یک بار فرصت این را پیدا کردم که به همراه گروه غارنوردی یک غار کشف کنم و آن را به اسمی که مورد علاقهمان بود، نامگذاری کنیم.» این غار در شمسآباد شهرکرد است. غاری که تا دیروز هیچ اسمی نداشت، اما امروز همه آن را با عنوان «پانا» میشناسند. دختر ماجراجو توضیح میدهد: «قبلا در این منطقه چوپانها دهانه غار را پیدا کرده و محل آن را نشان داده بودند. آن موقع غار ریزش کرده بود و کوهنوردان موفق نشده بودند غار را کشف کنند، اما من به همراه یک تیم از بچههای کرمان، کرمانشاه و شهرکرد توانستیم غار را تا انتها پیمایش کنیم و نام آن را پانا گذاشتیم.»
غارنوردی برای سمیرا فقط به رفت و برگشت ختم نمیشود او مانند برخی ماجراجویان دیگر علاوه بر غارنوردی در غار نخکشی هم انجام میدهد.
نخکشی این امکان را میدهد تا غارنوردان دیگری که به آن مکان میروند متوجه شوند قبل از آنها گروه دیگری به انجا آمدهاند.
دختر اصفهانی میگوید: «ما پس از ورودمان به غار کار پاکسازی را هم به عهده میگیریم و سعی میکنیم موانعی را که در مسیرها وجود دارد از سر راه برداریم تا گروهای دیگر یا حیواناتی که در غار زندگی میکنند مانعی سر راهشان نباشد.» سمیرا این روزها در فکر سفری دیگر و رودررو شدن با خطری دیگر و هیجانی
تازه است.
سوغات نداریم
سمیرا از این همه سفر هیچ سوغاتی برای خود نیاورده است چراکه میگوید: «غارنوردان به خودشان اجازه نمیدهند از غار چیزی را خارج کنند. این کار باعث میشود اکوسیستم غار و طبیعت بکر آن به هم بریزد.»
با وجود این که خیلی از اطرافیان سمیرا با کارهای او به عنوان یک زن موافق نیستند، اما این موضوع ذرهای از عشق تنها بانوی غواص غارنورد ایران به این رشته مهیج کم نکرده و همسرش همیشه از او حمایت کرده است. (جام جم - ضمیمه تپش)
الناز حسنزاده
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)