حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
درباره شادروان غلامرضا تختی در این سالها بارها گفته و نوشته شده است، کسی که در سال 1309 در محله خانیآباد تهران دیده به جهان گشود و در کنار انبوه مدال و افتخاری که برای ورزش کشورمان به ارمغان آورد، بهواسطه خصلتها و مرام پهلوانیاش از مردم لقب جهانپهلوان یافت و در هفدهم دی ماه سال 1346 طی مرگی مشکوک از این دنیای فانی پرکشید و برای همیشه جاوید ماند. از آن زمان تاکنون در چنین روزی دوستداران فرهنگ پهلوانی این آب و خاک با حضور در ابنبابویه شهرری بر سر مزار این پهلوان، شأن و جایگاه منش او را میستایند.
گرچه همواره در این ایام از خصلتهای بارز انسانی که تختی مصداق آنها بود، به عنوان گمشده ورزش یاد شده و فضا طوری ترسیم میشود که انگار همه جای این ورزش با سیاهی درهم تنیده شده است، اما یادمان باشد هنوز هم در دل این ورزش پهلوانانی هستند که به تاسی از تختی و تختیها، درکنار مردم هستند، گاه بیسروصدا و گاه در روزهای بزرگی چون گلریزان برای مردم زلزلهزده بم و مردم بیخانمان آذربایجانشرقی کمر همت بسته و به سهم خود نیازمندان را فراموش نمیکنند. این یعنی هنوز هم از شهر بوی مردانگی میآید و باید خوبیهای ورزش را هم دید و در بوق و کرنا کرد. میتوان ماهیت ورزش و چیزی که منشور المپیک در پی آن است؛ یعنی روح دوستی و جوانمردی آن را به همگان نشان داد تا تاریکیها هم بتدریج روشن شده و ورزش ایران به تختیهای خود بنازد.
امید توفیقی / گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....