مقتولانی که اعضای بدن‌شان اهدا شد

بخشیدن زندگی بعد از مرگ

اهدای عضو این روزها جای خودش را در فرهنگ ایرانیان باز کرده است و رفته‌رفته برتعداد داوطلبان و خانواده‌هایی که به اهدای اعضای بدن نزدیکان خود رضایت می‌دهند افزوده می‌شود.
کد خبر: ۵۲۸۱۳۲

در این بین گاه خبر می‌رسد اولیای دم یک مقتول، که نه به خاطر بیماری یا شرایط جسمانی، بلکه ناگهانی و به طرز شوکه‌کننده‌ای جانش را از دست داده با اهدای اعضای بدن او موافقت می‌کنند و به این ترتیب یاد عزیز خود را زنده نگه می‌دارند.

یکی از این مقتولان، جوانی به نام مسعودبود که والدین او اعضای بدنش را به بیماران نیازمند اهدا کردند.

مسعود در تعمیرگاهی در چهارراه چشمه‌علی تهران کار می‌کرد و همه چیز بخوبی و خوشی پیش می‌رفت تا این‌که یک روز وقتی صاحب تعمیرگاه به محل کارش رفت پیکر این جوان را در حالی‌که غرق در خون کنار یکی از خودروها روی زمین افتاده بود،مشاهده کـــرد و او را بسرعت به بیمارستان هفتم تیر رساند.

پزشکان از همان ابتدا تلاش‌‌شان را برای مداوای این جوان به کار بستند ولی او به خاطر ضربه‌ای که به سرش خورده، دچار مرگ مغزی شده بود و بازگشتش به زندگی از نظر علمی غیرممکن محسوب می‌شد.

در این حین والدین مسعود که از واقعه اطلاع یافته بودند خودشان را به بیمارستان رساندند و وقتی از زبان پزشکان شنیدند پسرشان دیگر هرگز چشم نخواهد گشود بعد از مشورت اعلام کردند قصد دارند اعضای بدن او را به بیماران نیازمند ببخشند.

پس از آن بود که تیم‌های ویژه کارشان را شروع کردند و ابتدا هماهنگ‌کننده واحد فراهم آوری به بیمارستان هفتم تیر رفت و معاینه اولیه را انجام داد تا مرگ مغزی مسعود را تائید کند بعد از آن نوار مغزی گرفته شد.

تمام این اتفاقات در شرایطی رخ داد که کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی نیز از موضوع مطلع شده و چون دریافته بودند مرگ مسعود در واقع جنایت است برای رازگشایی از معما به تکاپو افتاده بودند.

کبد، کلیه‌ها و لوزالمعده پسر هفت ساله‌ای به نام دانیال اکنون در پیکر افرادی دیگر کار می‌کند و آنان را زنده نگه داشته است

سرانجام بعد از انجام کارهای ابتدایی والدین مسعود برگه‌های رضایت را پر کردند و پیکر بی‌جان فرزندشان به بیمارستان امام خمینی(ره) انتقال یافت و تیمی نیز به جستجو در میان بیماران نیازمند پرداخت تا افرادی را که از نظر گروه خونی، عضو مورد نیاز، وضع عمومی، تطابق بافتی و البته نوبت شرایط دریافت عضو را داشتند باخبر شوند و باقی کارها صورت بگیرد.

در این بین کارآگاهان وقتی به بررسی جنایت پرداختند پی بردند یکی دیگر از کارگران تعمیرگاه خودرو همان روز با صاحبکار خود تسویه‌حساب کرده است.

به همین خاطر به وی مظنون شدند و سعی کردند ردی از او بیابند اما پیش از آن، خود متهم به پلیس مراجعه و به کشتن همکارش اقرار کرد.

او گفت: با مسعود سر مساله‌ای ساده جر و بحث کردم و در حالی‌که کنترل خودم را از دست داده بودم با پیچ‌گوشتی ضربه محکمی به سرش زدم من اصلا نمی‌خواستم او را بکشم و به عمد این کار را انجام ندادم. آن لحظه به حدی عصبانی شده بودم که کنترلی بر رفتار خودم نداشتم. بعد از این‌که مسعود به زمین افتاد سعی کردم کمکش کنم ولی دیگر دیر شده بود. او هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. بشدت ترسیده بودم. برای همین هم فرار کردم اما بعد دچار عذاب وجدان شدم و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.

والدین مقتول دیگری به نام پدرام نیز که در نزاع خیابانی به کام مرگ کشانده شد با اهدای قلب و دو کلیه فرزندشان یاد او را زنده نگه داشتند.

پدرام روز حادثه در حال عبور از خیابانی در تهران بود که دید دو جوان با هم درگیر شده‌اند و مشغول زد و خورد هستند.

پدرام برای این‌که به دعوا پایان بدهد جلو رفت و سعی کرد آن دو را از هم جدا کند اما ناگهان یکی از طرفین نزاع با چاقو ضربه‌ای به سر مرد جوان زد و او غرق در خون به بیمارستان منتقل شد اما پزشکان پس از معاینه وی به این نتیجه رسیدند که امیدی به نجات او وجود ندارد.

پدر و مادر پدرام که سه ساعت بعد از این نزاع در جریان حادثه قرار گرفته بودند در بیمارستان به این نتیجه رسیدند که اعضای بدن فرزندشان را به بیماران نیازمند اهدا کنند.

این بار نیز همان مقدمات اولیه انجام شد و پسر جوان به‌آی سی یو انتقال یافت تا وضع او توسط متخصصان بیهوشی پایدار بماند و مراقبت ویژه شروع شود.

بعد از آن متخصصان جراحی اعصاب، داخلی و بیهوشی بیمار را معاینه و مرگ مغزی پدرام را تائید کردند. پس از آن متخصصان پزشکی قانونی مقتول را ویزیت کردند و پس از تائید نهایی مرگ مغزی جلسه توجیهی با اولیای‌دم برگزار و رضایت نهایی از آنها گرفته شد. سپس مقتول را به اتاق عمل بردند و اعضای بدنش را از پیکر او خارج کردند.

کبد، کلیه‌ها و لوزالمعده پسر هفت ساله‌ای به نام دانیال اکنون در پیکر افرادی دیگر کار می‌کند و آنان را زنده نگه داشته است. دانیال یکی از قربانیان کودک‌آزاری است که قتل او بازتاب‌های گسترده‌ای به‌دنبال داشت. این کودک بعد از جدا شدن والدینش در حالی‌که یک سال بیشتر نداشت به مادر سپرده شد.

مدتی بعد زن جوان که در خیابانی در شرق تهران سکونت داشت با مردی رابطه برقرار کرد و آن مرد مرتب به خانه او رفت‌ و آمد داشت. در این بین دانیال بارها مورد آزار جسمی قرار گرفت تا این‌که در نهایت کشته شد و مادر او و مردی که با وی رابطه داشت توسط پلیس بازداشت شدند.

پدر دانیال که در تمام این سال‌ها با لجاجت‌های همسر سابقش از دیدار فرزند خود محروم شده بود وقتی اطلاع یافت پسرش دچار مرگ مغزی شده است به گفته خود برای شادی روح او با پیوند اعضای بدنش موافقت کرد.

اولیای‌دم دیگری نیز هستند که چنین گذشت‌هایی انجام داده‌اند. پدر و مادر دختری به نام تینا که توسط پسری معتاد به شیشه در خیابان گاندی تهران کشته شد و خودرویش به سرقت رفت و والدین جوانی که به دست یکی از قوی‌ترین مردان ایران در غرب تهران کشته شد از جمله این افراد هستند. (جام جم - ضمیمه تپش)

مریم عفتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها