حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آنها گفتند او قاتل است؛ این عنوان کتابی است که برنتون باتلر به رشته تحریر درآورد. برنتون که مردی سیاهپوست است، زمانی که 15 سال بیشتر نداشت توسط پلیس آمریکا به اتهام قتل بازداشت شد و به این جرم اقرار نیز کرد، اما بعدها به اثبات رسید اعتراف او تحت فشار بوده و در واقع بیگناه است.
برنتون در این کتاب ریز به ریز ماجرا را شرح داده است.او زمانی که به قتل متهم شد نوجوانی پانزده ساله بود که در دبیرستان اینگل وود واقع در جکسون ویل ایالت فلوریدا در آمریکا درس میخواند. بامداد یکی از یکشنبههای ماه می 2000 زن و شوهری گرجستانی که بهعنوان جهانگرد به جکسون ویل رفته بودند، بعد از صرف صبحانه متل رامادا را ترک کردند. آن دو در حال قدم زدن در بلوار دانشگاه این شهر بودند که ناگهان صدای شلیک گلوله برخاست. در آن هنگام مرد گرجی چند متری از همسرش عقبتر بود او وقتی دید، زنش نقش بر زمین شد، به سمت وی دوید و از سویی دیگر فرد مسلح که کیف پول قربانی را برداشته بود، پا به فرار گذاشت.
زن میانسال در جا فوت کرد و دقایقی بعد خودروهای پلیس آژیرکشان در محل جنایت حاضر شدند و تجسسها را آغاز کردند. این تحقیقات به دستگیری برنتون منجر شد. او آن روز صبح برای یافتن کار در یک شرکت خدمات ویدئویی از خانه خارج شده بود و زمان حادثه در همان بلوار حضور داشت. شوهر مقتول وقتی نوجوان سیاهچرده را دید، او را به عنوان تیرانداز معرفی کرد. این در حالی بود که وی زمان حادثه با مرد مسلح فاصله داشت و عدهای بر این عقیده بودند که نمیتوانسته چهره قاتل را بخوبی ببیند و تشخیص بدهد. چند روز بعد برنتون خودش نیز اتهام قتل را گردن گرفت او یک بار به صورت شفاهی و در مرتبه دوم به صورت کتبی به ارتکاب جنایت بامدادی اقرار کرد و به این ترتیب پرونده روانه دادگاه شد. متهم به قتل سابق در کتاب خود دلایل اعتراف دروغینش را توضیح داده است: من تحت فشار روانی بودم. وحشت داشتم. برای همین هم اعتراف کردم.
ارجاع پرونده نوجوان سیاهپوست به دادگاه، دو وکیل مدافع را برآن داشت تا وکالت برنتون را به عهده بگیرند. در همان ایام متهم اعترافاتش را پس گرفت و به وکلایش نیز توضیح داد گفتههایش تحت فشار بود. همه چیز در دادگاه علیه پسر نوجوان بود. اعترافات اولیهاش،شناسایی شدن توسط شوهر مقتول، گزارش پلیس و اظهارات دادستان؛ اما در طول محاکمه ناگهان وکلای مدافع برنتون برگ برندهای را به دست آوردند. آنها مدرکی را به دادگاه ارائه کردند که مربوط به زمان بازجویی از متهم بود و نشان میداد وی واقعا تحت فشار قرار داشت.
این مدرک ورق را برگرداند و هیات منصفه وارد شور شد. آنها بعد از یک ساعت مشورت اعلام کردند برنتون بیگناه است و باید آزاد شود. برنتون در کتاب «آنها گفتند او قاتل است» از سختیهایی که در طول بازجویی و زندان متحمل شده پرده برداشته و توجه افکارعمومی را به بیعدالتیها جلب کرده است.
اگر کار من بود، چگونه میکشتم؛ عنوان کتاب دیگری است که یک متهم به قتل نوشت و جنجالهای زیادی را به راه انداخت. او. جی. سیمپسون بازیکن مشهور راگبی در آمریکا بود که سال 1995 به دو فقره جنایت متهم شد؛ همسر او به نام نیکول براون سیمپسون و مردی به نام دونالد گلدمن که با نیکول رابطه داشت، یک سال قبل از دستگیری او. جی در خانه زن جوان در میامی به قتل رسیده بودند و سرانجام پلیس راگبیباز سابق را در این جنایت دخیل دانست. اما او.جی هرگز زیربار این اتهام نرفت و بعد از محاکمههای جنجالی سال 1997 رای بر برائت او صادر شد اما بعد از آن دادگاه مدنی دیگری وی را در این جرایم گناهکار شناخت و به پرداخت غرامت 5/33 میلیون دلاری محکوم کرد. او.جی در «اگر کار من بود چگونه میکشتم» شرح داده که زمان قتل در خانه حضور نداشته و فاصله محل حضور وی تا منزل به اندازهای نبوده که بتواند قتل را انجام بدهد و سریع برگردد. او همچنین توضیح داده که دست راستش دچار نوعی نارسایی حرکتی است و به همین سبب اصلا توانایی انجام قتل را باتوجه به نوع برش ایجاد شده روی گردن مقتولان نداشته است. او همچین نوشت: یک لنگه دستکش در صحنه جرم پیدا شد که متعلق به قاتل بود. در دادگاه از من خواستند آن را به دست کنم. واقعا برایم کوچک بود و همه آن را دیدند.
راز این جنایت هنوز سر به مهر باقی مانده و این در حالی است که اعضای خانواده گلدمن میگویند شکی ندارند راگبیباز بازنشسته به خاطر حسادت مرتکب این قتل شده است. آنها وقتی باخبر شدند او.جی کتابش را بهدست انتشارات «هارپر کالینز» سپرده است جنجال زیادی راه انداختند و در مصاحبه با شبکههای تلویزیونی مختلف اعلام کردند انتشار این کتاب توهینی آشکار به آنان است. خانواده گلدمن موضوع را از طریق دستگاه قضایی نیز پیگیری کرد و قرار شد جلوی انتشار کتاب گرفته شود، اما بعد از رایزنیهای گسترده بالاخره «اگر کار من بود، چگونه میکشتم» به کتابفروشیها راه یافت. البته خانواده گلدمن حق انتشار آثار سیمپسون، نام، امضای او و تمام حقوق داستانش را در اختیار گرفتند تا به قول وکیل مدافعشان صدمه وحشتناکی که سیمپسون به این خانواده وارد کرد، جبران شود.
سارا لقایی
منبع: سایت آمازون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....